نگاهی به دریای بیکران موسیقی
با سلام

 

  علاقه مندان جهت نام نویسی و شرکت درکلاس های سه تار  می توانند با گذاشتن نظر و ایمیل و یا تماس با شماره تلفن ۰۹۳۷۰۰۷۹۷۰۱ اطلاعات لازم را  کسب نمایند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 22:43  توسط عليرضا فرخ زادي   | 

سلام 

دوستان عزیز قسمتی از بداهه نوازی خودم را براتون به اشتراک می گذارم.

امید وارم دوست داشته باشید

علیرضا فرخ زادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392ساعت 0:39  توسط عليرضا فرخ زادي   | 

https://www.youtube.com/watch?feature=player_detailpage&v=PAW9Vno6RGg

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 1:11  توسط عليرضا فرخ زادي   | 

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد                     آن را که وفا نیست ز عالم کم باد

 

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد                جز غم که هزار آفرین بر غم باد

 

 

 

در عشق توام نصیحت و پند چه سود          زهراب چشیده ام مرا قند چه سود

 

گویند مرا که بند بر پاش نهید                     دیوانه دل است پام بر بند چه سود

 

 

 

غم را بر او گزیده می باید کرد                    وز چاه طمع بریده می باید کرد

 

خون دل من ریخته می خواهد یار               این کار مرا به دیده می باید کرد

 

 

 

آبی که ازین دیده چو خون می ریزد             خون است بیا ببین که چون می ریزد

 

پیداست که خون من چه برداشت کند         دل می خورد و دیده برون می ریزد

 

 

 

عاشق همه سال مست و رسوا بادا           دیوانه و شوریده و شیدا بادا

 

با هشیاری غصه هر چیز خوریم                  چون مست شدیم هر چه بادا بادا

 

 

 

دل در غم عشق مبتلا خواهم کرد              جان را سپر تیر بلا خواهم کرد

 

عمری که نه در عشق تو بگذاشته ام          امروز به خون دل قضا خواهم کرد

 

 

 

از بس که بر آورد غمت آه از من                  ترسم که شود به کام بد خواه از من

 

دردا که ز هجران تو ای جان جهان               خون شد دلم و دلت نه آگاه از من

 

 

 

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد                    بیچاره دلم در غم بسیار افتاد

 

بسیار فتاده بود اندر غم عشق                   اما نه چنین زار که این بار افتاد

 

 

 

سودای تو را بهانه ای بس باشد                 مدهوش تو را ترانه ای بس باشد

 

در کشتن ما چه می زنی تیغ جفا               ما را سر تازیانه ای بس باشد

 

 

 

ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم             شعر و غزل و دو بیتی آموخته ایم

 

در عشق که او جان و دل و دیده ماست        جان و دل و دیده هر سه را سوخته ایم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1392ساعت 18:52  توسط عليرضا فرخ زادي   | 

شهناز موسیقی ایران هم به یگانه خالق هنر پیوست .

 

استاد جليل شهناز نوازنده پيشكسوت تار صبح امروز در سن 92 سالگي در بيمارستان آراد تهران درگذشت.

از طرف خودم ایم غم را به جهمعه موسیقی ایران و خاندان محترم این استاد بزرگ تسلیت عرض می نمایم.

جليل شهناز نوازنده شهير تار بعد از گذراندن يك دوره طولاني بيماري ساعت 45/10 امروز 27 خردادماه در بيمارستان آراد دارفاني را وداع گفت.

 

استاد جلیل شهناز، در سال ۱۳۰۰ در اصفهان به دنیا آمد. تقریباً همه اعضای خانواده وی با موسیقی آشنایی داشتند و در رشته‌های مختلف هنر از جمله تار، سه‌تار، سنتور و کمانچه به مقام استادی رسید. پدرش «شعبان خان» علاقه وافری به موسیقی اصیل ایرانی داشت و علاوه بر تار که ساز اختصاصی او بود، سه‌تار و سنتور هم می‌نواخت.

 

وي از کودکی به موسیقی علاقه‌مند شد و نواختن تار را در نزد عبدالحسین شهنازی و برادر بزرگ خود حسین شهناز که به خوبی ساز می‌نواخت، آغاز کرد. پشتکار زیاد و استعداد شگرف جلیل به حدی بود که در سنین جوانی از نوازندگان خوب اصفهان شد.

 

شهناز در جوانی با حسن کسایی (نوازندهٔ سرشناس نی) آشنا شد که این آشنایی آغاز همکاری بلندمدت آن دو بود. جلیل شهناز از سال ۱۳۲۴، در تهران ساکن شد و با رادیو تهران شروع به کار کرد و در بسیاری از برنامه‌ها به عنوان تک‌نواز شرکت کرد.

 

جلیل شهناز با سفر به تهران و اقامت در این شهر کارمند افتخاری شهرداری شد. این زمان مصادف بود با پخش برنامه‌های تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون که جلیل شهناز از تکنوازان بی بدیل این دوران بود.

 

این نوازنده تار در طول زندگی هنری خود با هنرمندان والای کشور از جمله فرامرز پایور، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، علی تجویدی، منصور صارمی، رضا ورزنده، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، اسدالله ملک، حسن کسايی، محمد موسوی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری، محمودی خوانساری، عبدالوهاب شهیدی، اکبر گلپایگانی، حسین خواجه امیری و محمد رضا شجریان همکاری داشته‌است.

 

وی در دههٔ ۱۳۶۰ همراه با فرامرز پایور ،علی اصغر بهاری ، محمد اسماعیلی و محمد موسوی «گروه اساتید» را تشکیل داد و با این گروه، مسافرت‌های متعددی به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت.

 

وی در سال ۱۳۸۳ به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد.همچنین در ۲۷ تیر سال ۱۳۸۳، مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری به جلیل شهناز اهدا شد.

روحش شاد و یادش گرامی

 

علیرضا فرخ زادی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392ساعت 18:9  توسط عليرضا فرخ زادي   | 

چندان که گفتم غم با طبیبان
درمان نکردند مسکین غریبان
آن گل که هر دم در دست بادست
گو شرم بادش از عندلیبان
یا رب امان ده تا بازبیند
چشم محبان روی حبیبان
درج محبت بر مهر خود نیست
یا رب مبادا کام رقیبان
ای منعم آخر بر خوان جودت
تا چند باشیم از بی نصیبان
حافظ نگشتی شیدای گیتی 
گر می‌شنیدی پند ادیبان
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 4:48  توسط عليرضا فرخ زادي   | 

کنسرت نوروزی در شهر بارسلونا 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1392ساعت 20:16  توسط عليرضا فرخ زادي   | 

سال نو را به تک ،تک شما دوستان عزیزم تبریک میگم و امیدوارم سال بسیار خوبی ، همراه با سلامتی ،نشاط و موفقیت در پیش رو داشته باشید .

دل هاتون سبز و بهاری

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1392ساعت 2:2  توسط عليرضا فرخ زادي   | 


وقتی مسئولان هنری این مملکت خواب هستند و صدایی از جامعه هنری در نمی آید باید منتظر بیشتر از این ها هم باشیم .به همین راحتی فرهنگ ، هنر و تمدن ایران را به تاراج می برند و آب هم از آب تکان نمی خورد.خانه موسیقی ایران جز جلسه گذاشتن و بخشیدن سم
ت به این و آن کار دیگری نمی داند .وای بر ما که فقط ادعا داریم و حرف می زنیم و در عمل جز تماشا کردن کار دیگری نمی دانیم.
سرت را بالا نگه دار رئیس سازمان میراث فرهنگی که یکی بعد از دیگری برای ما افتخار می آوری .ترسم از کمبودن جا برای چسباندن مدال های افتخار بر سینه ات است.
به هنر دوستان و کسانی که دلشان برای هنر این مملکت می سوزد تسلیت عرض می کنم.
نغمه‌های تار ایرانی که فروکش کرد و زخمه‌ها یک به یک خاموش شدند، آذربایجان کشور کوچکی که عمر تاسیس آن حتی به قدمت تار ایرانی هم نیست فرصت را غنیمت شمرد و پرونده ثبت جهانی ساز تار را در سکوت کامل به یونسکو فرستاد و آن‌را به نام خود در فهرست م
یراث ناملموس بشر به ثبت رساند.
این موضوع براساس آنچه در گزارش‌ها پیرامون ثبت جهانی ساز تار به نام کشور آذربایجان منتشر شد بیانگر یک شکست دیگر برای سازمان میراث فرهنگی کشور است و این در حالی است که مسئولان سازمان میراث فرهنگی تاکنون هیچ اظهارنظری درخصوص ثبت‌جهانی تار به نام آذربایجان نداشته‌اند.

خبرگزاری‌های رسمی و غیررسمی کشور دیروز با انتشار گزارش‌هایی در رثای این ساز از دست‌رفته نوشتند که اکنون دیگر جهان ساز تار را با نام آذربایجان می‌شناسد نه ایران! سازمان جهانی یونسکو در هفتمین نشست میراث معنوی که دو روز پیش در مقر اصلی آن سازمان در پاریس پایان یافت اعلام کرد که ساز تار را به نام کشور همسایه ایران یعنی آذربایجان به ثبت رسانده است.

اعلام این خبر اگرچه ابتدا به یک شوخی می‌مانست و رسانه‌ها در انتظار یک تکذیبیه بودند ولی واقعیت این بود که کشور آذربایجان توانست با ارائه یک پرونده به یونسکو ساز تار را به نام خود در جهان به ثبت برساند و بدین‌ترتیب مهارت‌های ساخت و نوازندگی ساز تار به نام آن کشور در جهان به ثبت رسید.

تار ایرانی از دیرباز تاکنون جایگاه ویژه‌ای در موسیقی سنتی ایران داشته و به گفته رئیس خانه موسیقی کشور براساس آنچه در اسناد تاریخی و نقاشی‌های قدیمی برجای مانده است ساز تار متعلق به ایران است و خاستگاه دیگری در جهان ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1391ساعت 22:40  توسط عليرضا فرخ زادي   | 

دوستان عزیز برای دریافت اطلاعات جدید در زمینه موسیقی لطفا صفحه ساز سه تار را در فیسبوک لایک کنید.

با تشکر

https://www.facebook.com/pages/Sazesetar/205311746187697

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391ساعت 15:42  توسط عليرضا فرخ زادي   |