آواز مثل اثر انگشت
محمدرضا شجریان گفت : آواز هر خواننده ای مثل اثر انگشت می ماند که مختص به یک نفر است ؛ در آینده ممکن است کسی بیاید که از من بهتر آواز بخواند اما قطعا هیچکس نمی تواند در آواز دقیقا مثل شجریان باشد.
اعضای شورای عالی و هیئت مدیره خانه موسیقی عصر دیروز به کارگاه آواز استاد محمدرضا شجریان در مجموعه آسمان فرهنگستان هنر رفته ودرباره مراحل و نتایج برگزاری کارگاه آوازبحث و گفتگو کردند.
در این دیدار ابتدا استاد شجریان ضمن ارائه گزارشی کوتاه از مراحل گزینش شاگردان در باره مقاطع سنی و روزهای برگزاری کارگاه گفت : در مرحله نهایی گزینش هنرجویان ، حدود 50 نفر ازهنرجویان انتخاب شدند که در دو کلاس تعلیم می بینند؛ هنرجویان امروز در مقطع سنی پایین ترکه بیشتر آنها بین 18تا 30ساله هستند حضوردارند و یکشنبه آینده نوبت هنرجویان 30 سال به بالا است.

وی در ادامه با ابراز رضایت و امیدواری نسبت به توانایی و آینده این هنرجویان گفت : حدود 15 سال پیش استاد گنجه ای که مسئولیت ریاست مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را برعهده داشت از من خواست تا یک دوره کلاس عالی آواز برای هنرجویان برگزار کنم و من هم موافقت کردم وایشان پس از مدتی بیش از یکصد نوار کاست برای من فرستاد تا گوش کنم و از بین آنها تعدادی را برای آموزش دوره عالی انتخاب کنم ؛ بعد از اینکه همه آنها را به دقت شنیدم ضمن اینکه ازوضعیت آواز به کلی مایوس شدم به آقای گنجه ای گفتم که از بین این تعداد حتی یک نفر را هم که بتوانم برای دوره عالی بپذیرم نیافتم و آن کلاس تشکیل نشد.
این استاد آواز در ادامه با اشاره به اینکه همواره دغدغه پرورش خواننده یا خوانندگانی را داشته که بتوانند سنت آواز خوانی را به بهترین وجه زنده نگاه دارند گفت : در سالیان اخیر با آسیب شناسی علل افت آواز و با هدف تربیت خوانندگانی از نسل نو این کارگاه آواز را برگزار کردم و خیلی خوشحالم که در طی مسیر استعدادهای درخشانی را یافتم که امید آینده آواز ایران هستند و من به آنها گفته ام هرچه آموخته اید به جای خود محفوظ ، فعلا فقط و فقط تقلید کنید و در این مدت که درس ما آواز سه گاه بوده جملات آوازی را تا شش بار ضبط کرده واز آنها خواسته ام که عیننا نقل کنند .
محمدرضا شحریان در پایان توضیحاتش گفت : اگر که من گفته ام فعلا تقلید کنید به این معنا نیست که در آینده همه اینها مثل من می شوند؛ آواز هر خواننده ای مثل اثر انگشتی است که مختص به یک نفر است و لذا ممکن است در آینده کسی بیاید که از من بهتر آواز بخواند اما هیچکس نمی تواند دقیقا مثل من باشد. ضمن اینکه من برخی ویژگی های فردی را به عنوان نکته مثبت پذیرفتم و اصرارداشته ام که هنرجو آن را تغییر ندهد.
وی سپس از هنرجویان خواست تا هر یک چند دقیقه ای به آواز خوانی بپردازند ؛ درادامه حدود ده نفر از هنرجویان آواز سه گاه را با شعری از عطار(برگرفته از آلبوم آسمان عشق استاد) را خواندند.
در پایان آوازخوانی هنرجویان، هر یک از اعضای شورای عالی طی سخنان کوتاهی نظراتی را ارائه دادند؛ مصطفی کمال پورتراب با اشاره به چند نکته تکنیکی به هنرجویان تاکید کرد تا قدر این موقعیت را بدانند و از فرصت به دست آمده نهایت استفاده را ببرند.
داود گنجه ای با اشاره به اخلاق نیکوی استاد و قدردانی اززحمات محمدرضا شجریان برگزاری این کارگاه را بسیار مفید دانست و گفت : باید در بخش نوازندگی نیز چنین کارگاههایی برگزار شود چرا که اکثریت نوازندگان در تکنوازی و جواب آواز ضعف دارند.
قائم مقام خانه در بخش دیگری از سخنانش به عیادت شجریان ازبیژن کامکار و کمک مالی او به خانه موسیقی اشاره کرد و گفت در جایی که مسئولان وظیفه دارند و کاری نمی کنند اقدام هنرمندی مثل شجریان با این سخاوت قابل تقدیر است.
خودتان باشید !
به گزارش مهر ، فرهاد فخرالدینی طی سخنان کوتاهی به برخی نکات مهم در زمینه هنرموسیقی اشاره کرد و گفت : از شنیدن آواز این حوانان بسیار لذت بردم و خیلی خوشحالم که می بینم زحمات استاد شجریان به بار نشسته است.
رهبر ارکستر ملی افزود : آواز شما هنرجویان نشان داد که راه درستی انتخاب شده است و تکنیک و روش آموزش درست بوده است که همه بدون ادا و حرکات اضافه و خیلی متین آواز به این خوبی می خوانید و من می خواهم به شما که همه جوان هستید و در آغاز راه بگویم و توصیه بکنم که اگر می خواهید در این راه بمانید و ادامه فعالیت بدهید و موفق باشید باید در وهله اول خودتان باشید چرا که آن صدایی بر دل می نشیند که ازدل برخاسته باشد ؛ دلتان را صاف کنید و نگذارید که بر آن زنگاربنشیند؛ هیچگاه ساز و نوای نوازنده و خواننده ای که در کارش غل و غش باشد گوشنواز و دلنواز نخواهد بود.
فخرالدینی در ادامه با اشاره به اهمیت برقراری ارتباط در کار هنری گفت : اگر نوازنده و خواننده همدل و همراه نباشند کارشان به هیچ وجه مخاطب را جذب نمی کند وحداقل این دو باید در یک چیز که آن هم عشق به کار است مشترک باشند تا بتوانند یک اثر هنری خلق کنند.عشق زیربنای هر کار هنری است وهنرمند تا عاشق نباشد هنرمند نیست؛ به همدیگر عشق بورزید، یکدیگر را دوست داشته باشد و هنر را برای تعالی انسان و انسانیت بخواهید تا ماندگار شوید.
رهبر ارکستر ملی در پایان با ابراز خوشحالی از حضورش در این دیدار گفت : امروز روز تمرین ارکستر ملی بود اما من با عشق نشستم تا این جوانان را ببینم و امروز را از روزهای خوب زندگی ام می دانم.
راز ماندگاری شجریان
داریوش پیرنیاکان در ادامه طی سخنان کوتاهی گفت : من هم به نوبه خود از برگزاری این کارگاه بسیار خرسندم ومی خواهم کمی از سناخت خودم را از استاد به این هنرحویان عزیز بگویم.
سخنگوی خانه موسیقی افزود : حدود دوازده سال با استاد همکاری نزدیک داشتم؛ بیش از دویست کنسرت داشتیم و نزدیک به صد روز در یک خودروبودیم و تمامی ایالت های آمریکا را سفر کردیم ؛ بنا بر این می توانم به خوبی شجریان را بشناسم چرا که از قدیم گفته اند سفر بهترین چیز است برای شناختن دیگران و من به جرات می توانم بگویم که استاد دراین مدت با کمال آرامش و انسانیت تمام به وضع همراهان و نوازندگان گروه رسیدگی می کرد؛ در جا می رسیدیم و در هر موقعیتی که بودیم ایشان اول به فکر وضعیت تک تک اعضا بود که همه راحت باشند و بعد دست آخر به خودش می رسید.
پیرنیاکان درادامه گفت : با اینکه من حدود 15سال از استاد کوچکترم اما امکان نداشت که ایشان برای ورود به جایی جلوتر بیفتد و یا در این سالها که همراه گروه بودیم هیچکس کمترین بی احترامی و یا عصبانیت و پرخاشی از ایشان ندیدیم و من سعی کردم همواره این خصلیت را الگوی خودم قرار بدهم .
پیرنیاکان درپایان سخنانش گفت : من نمی خواستم در حضور ایشان تعریف کنم اما هدفم از اشاره به حسن اخلاق استاد این بود تا شما هنرجویان بدانید که شجریان شدن فقط به خوب آوازخواندن نیست ؛ خیلی ها خوب آواز می خواندند ولی نتوانستند جایگاه شجریان را به دست آورند؛بنا بر این شرط اصلی و مهم ارتقا و اعتلای هنرمندان انسانیت و احترام به دیگران و عشق ورزیدن به ارزش های انسانی است و بعد اجرای ساز یا خواندن آواز.
بستر سازی برای معرفی استعدادهای جوان
دکتر محمد سریرهم در این نشست گفت : حضور این هنرجویان و عشق و علاقه آنها به موسیقی ایرانی و آواز بسیار ستودنی است وباید اذعان داشت که برگزاری این کارگاه با نظارت استاد شجریان بسیار مغتنم است.
مدیرعامل خانه موسیقی در ادامه گفت : سطح بسیار بالای آواز این هنرجویان مایه امیدواری است و باید برای بستر سازی ارائه هنر این هنرجویان به منظور تشویق دیگر جوانان و اعلام اینکه خیل عظیمی از جوانان این مرز و بوم طالب و خواستار موسیقی اصیل ایرانی و آواز ایرانی هستند امکاناتی تهیه شود تا همه شاهد اجرای آواز این عزیزان باشیم.
رییس هیئت مدیره خانه در پایان گفت : خانه موسیقی آمادگی دارد تا در هر ماه دو برنامه در خانه هنرمندان برای اجرای برنامه و کنسرت خوانندگان کارگاه آواز استاد شجریان برگزار کند.
در پایان سخنان برخی از اعضای شورای عالی، علی جهاندار (از شاگردان قدیمی استاد) با استفاده از شعر سعدی دقایقی در مایه بیات ترک آواز خواند .
در این دیدار مصطفی کمال پورتراب،فرهاد فخرالدینی،تقی ضرابی،داودگنجه ای،محمدسریر،داریوش پیرنیاکان،حمیدرضا نوربخش،حمیدرضاعاطفی،ابوالحسن مختاباد و فرشاد توکلی حضورداشتند.
پري ملکي

پري ملکي با نام شناسنامه اي عذرا خباز يزديها در 15 آبان ماه 1330 در محله درخونگاه بازار تهران به دنيا آمد . در خانه اي بسيار سنتي و قديمي و بزرگ که اقوام را در کنار هم گرد آورده بود .
او ششمين فرزند خانواده بود . پدرش به تجارت چاي اشتغال داشت .از شش سالگي همراه با خانواده به منزلي در محله جمال آباد نياوران نقل مکان کردند . از اين ايام بود که به موسيقي راديو گوش مي کرد و آنچه مي شنيد ، فرا مي گرفت . کلاس اول دبستان بود که براي اولين بار در جمع همکلاسي ها آواز خواند . پنجم دبستان بود که در جشن مدرسه همراه با ساز يکي از همکلاسي ها که عبارت بود از يک شانه سر ، تصنيفي از پروين را خواند . از آن پس به طور مرتب در جشنها و مسابقات مدرسه ، بي اطلاع ، شرکت کرد . بارها در مسابقات ناحيه شميران رتبه اول را کسب کرد اما به دليل همين حضور مخفيانه ، از ادامه راه باز ماند . او که ديبلم خود را در رشته علوم طبيعي دريافت کرده بود با حسن ملکي که در همان مدرسه دبير ادبيات بود آشنا شد و ازدواج کرد .
پس از ازدواج به تشويق همسرش خواندن را به طور جدي پي گرفت . زنده ياد ايرج تيمور تاش ، ترانه سرا ، او را به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفي کرد و او مدت زمان کوتاهي نزد مرحوم محمود کريمي به فرا گيري آواز سنتي پرداخت .
از سال 56 تا 59 در انگليس به فرا گيري گيتار کلاسيک پرداخت و پس از بازگشت به ايران يک سالي نيز نزد برادران موذن آموختن را ادامه داد . پس از آن به آموختن سه تار روي آورد . يک سال نخست را با جمال سماواتي و پس از آن را با مسعود شعاري کار کرد .
از سال 60 تا 64 فراگيري آواز سنتي را نزد استاد نصرالله ناصح پور پي گرفت .
کلاس ها در مرکز چاووش به صورت گروهي تشکيل مي شد . استاد که رديف استاد دوامي ( مکتب تهران ) را مي آموخت ، گوشه اي را چندين بار مي خواند و هفته بعد درس را تحويل مي گرفت . اين آموزش با ضبط کاست همراه نبود و هنرجو مي بايست از حافظه خود استفاده مي کرد . پري ملکي از استاد مي خواست تا بار ديگر در آخرين لحظه کلاس ، درس آن جلسه را تکرار کند و خود ، تمام راه برگشت به خانه را زمزمه مي کرد تا درس را فراموش نکند .
پس از آن نزد " استاد علي جهاندار" شيوه " سيد حسين طاهر زاده " ( مکتب اصفهان ) را فرا گرفت . شيوه استاد اين بود که درس را ضبط مي کرد و براي هنرجو ميخواند . اين همه شيوه اي است که پري ملکي خود براي تدريس به کار گرفت . در همين ايام نزد امير پايور به فراگيري تصانيف قديمي پرداخت . امير پايور به خاطر دارد که ايام کودکي و نوجواني اش ، عارف قزويني در منزل آنها زندگي مي کرده و پدرش شاگرد آقا حسينقلي بوده است .
امير پايور بسياري از تصانيف سنتي و مردمي آن سالها را در خاطر داشت . پري ملکي از سال 65 شروع به تدريس کرد . ابتدا با چند هنرجو و سپس و تا کنون در ماه بيش از پنجاه هنرجو را تعليم مي دهد و با شاگردان به صورت انفرادي و تک تک کار مي کند . گوشه اي را ميخواند و ضبط ميکند و به همراه هرگوشه در هر جلسه يک تصنيف نيز مي آموزد .
مرحله اول ، تدريس آوازها و دستگاهها به جز نوا و راست پنجگاه است . در اين مرحله گوشه ها را براي هنرجو تشريح کرده و جمله بندي و اجزاي آن را به تفکيک مشخص مي سازد و تحريرها را نخست آرام و شمرده براي هنرجو ضبط مي کند . مرحله دوم آموزش ، شعرگذاري بر روي گوشه هاست .
هنرجو شعر مناسبي براي هرگوشه و آواز پيدا کرده و به ترتيب رديف را دوره مي کند .در مرحله سوم نوا و راست پنجگاه را مي آموزد و مرحله چهارم به تدريس آنچه از شيوه طاهرزاده مانده اختصاص دارد . مرحله آخر باز خواني شيوه آوازخواني خوانندگان قديمي همچون قمر ، روح انگيز و معاصران چون بنان ، قوامي ، خوانساري ، شجريان و ...است .
پري ملکي به تجربه دريافته کلاس دسته جمعي به ضرر شاگردان است . از آنجا که شاگردان با قوه هاي گوناگون مي بايست در کنار هم قرار گيرند .
از خيل شاگردان اين سالها ، امروز بسياري خود ، مدرس يا خواننده شده اند که از آن جمله است خانم ها مهسا و مرجان وحدت ، فريده آموزگار ، اکرم زهتاب و تعدادي نيز به گروههاي همخواني (کر ) معرفي شده اند .
پري ملکي علاوه بر تدريس خصوصي ، تا کنون در مرکز حفظ و اشاعه موسيقي ، فرهنگسراي شفق ، آموزشگاه هنري پيام و آموزشگاه تماشاگه راز نيز به تدريس پرداخته است .
او از سال 73 با تشکيل گروه موسيقي "خنيا " به اجراي کنسرت هايي براي بانوان و سپس با تغييرات جامعه ، به صورت همخواني براي عموم پرداخته است .
علاوه بر اجراي کنسرت هايي در ايران ، فرانسه ، آلمان ، انگليس ، اتريش و سويس با دو فيلم مستند به کارگرداني خسرو سينايي و فيلم مستند "بارکوله کشي " همکاري کرده است و نيز به عنوان تنظيم کننده موسيقي صحنه ها و تعليم آواز با کيومرث پوراحمد در فيلم سينمايي " شب يلدا " همکاري داشته است .
پري ملکي داراي دو فرزند مي باشد : توکا ، دخترش ، متولد 1352 کارشناس ارشد هنر و پسرش بامداد متولد 1364 دانش آموز و هنرجوي عود و تنبک مي باشد و حسن ملکي همسر پري ملکي دبير ادبيات ، روزنامه نگار و نويسنده مي باشد .
در مراسم اختتاميه هجدهمين جشنواره موسيقي فجر كه روز جمعه دوم اسفند ماه 81 در تالار وحدت برگزار شد ، يكي از جوايز و لوح قدرداني اين جشنواره را به پري ملكي ـ خواننده و سرپرست گروه خنيا توسط احمد مسجد جامعي ، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ارائه شد .
گروه خنيا ضمناً در مراسم اختتاميه ، بخشي از برنامه همخواني و همنوازي خود را كه در اين جشنواره ارايه كرد ، براي مهمانان مراسم اختتاميه اجرا كرد
کنسرت پری ملکی و مهسا و مرجان وحدت،

سالن کادوگان با ظرفیت حدود 900 نفر، تقریبا پر شده بود و تنها ایرانی ها نبودند که برای شرکت در این کنسرت به این سالن آمده بودند بلکه در میان تماشاچیان، افراد با ملیت های مختلف حضور داشتند.
کتی، زن میانسال بریتانایی درباره انگیزه خود از حضور در این کنسرت گفت اینکه خوانندگان زن از ایران برای اجرای برنامه به خارج از کشور سفر کرده اند، موضوع جذابی است. او گفت بسیار کنجکاو است که درباره موسیقی ایرانی بیشتر بداند به ویژه اینکه سفیران این موسیقی زنان ایرانی باشند.
گروه خواهران وحدت که یک ساعت نخست این برنامه را به خود اختصاص داده بودند، اشعار مولانا و حافظ را درمایه شوشتری و قطعاتی دیگر را با الهام از اجرای سیما بینا، خواننده فولکلور ایرانی، در دستگاه بیات ترک اجرا کردند.
تک خوانی ها و هم خوانی های مهسا و مرجان وحدت را پاشا هنجی با نی، اتابک الیاسی با سه تار و علی رحیمی با دف همراهی می کردند.

در بخش دوم برنامه، گروه خنیا به خوانندگی پری ملکی، قطعاتی را در اصفهان و چهارگاه اجرا کرد. خانم ملکی، برنده جایزه تلاش مستمر در عرصه موسیقی از سوی جشنواره بین المللی موسیقی فجر در ایران است.
در این گروه که اجرای خود را با تصنیف قدیمی"ماه من" ساخته مرتضی نی داوود، آغاز کردند، ایمان بشری، نوازنده پیانو، سینا خشک بیجاری نوازنده دوایر کوکی و کوزه، نیما نیک طبع، نوازنده دف و سنتور و بامداد ملکی نوازنده تنبک بود.
دوایر کوکی و کوزه در سال های اخیر بیشتر در ترکیب سازهای گروه های موسیقی ایرانی دیده می شوند. دوایر کوکی از لحاظ ظاهری شباهت هایی با دف دارند با این تفاوت که پوست ساز را می توان با تنظیم میزان کشیدگی، کوک کرد و صدای مورد نظر را از آن شنید.
کوزه هم که اساسا از سازهای محلی برخی نواحی جنوبی ایران به شمار می رود، صدایی شبیه به ساز طبلای هندی دارد. نوازندگان کوزه، برای تولید صدا هم از بدنه سفالی آن استفاده می کنند هم با گرفتن و رها کردن دهانه آن هوای داخلش را متراکم می کنند و صدای دلخواه را از این ساز می گیرند.
باور کنید پاسخ آئینه سنگ نیست
سوگند میخورم، به مرام پرندگان
در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست
http://www.baranesstar.blogfa.com
به روزگار ، به بخت سیاه اعتراف می کنم
به نارفیقان نیمه راه اعتراف می کنم
زندگی سالنامه مرگ آرزوها
به برگ برگ تقویم جانکاه اعتراف می کنم
هرگز پشت نکرد دل به روی دوست
به خنجرهای گاه به گاه اعتراف می کنم
هم جرمهایم مرا به نانی فروخته اند
این درد را با اشک و آه اعتراف می کنم
شاید گناه دل بی ریایی من است
باز به تکرار این گناه اعتراف می کنم
چون نمی دونستم این شعر مال کیه و فقط یه اسم به نام حسین از ایشون می دونستم به رسم ادب لینکش رو گذاشتم .
گروه کامکارها
بعد از سال ۱۳۵۰برخی از افراد خانواده از جمله هوشنگ، بیژن، پشنگ و ارسلان
برای فراگیری موسیقی آکادمیک به تهران آمده و در دانشکده هنرهای زیبا به تحصیل مشغول شدند (ارژنگ در آن دوره در رشتهٔ نقاشی تحصیل میکرد). پس از چندی کامکارها به اتفاق محمد رضا لطفی، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و تنی چند از دیگر هنرمندان، گروههای شیدا و عارف را تشکیل دادند. این دو گروه کنسرتهای موفّقیّت آمیزی را با خوانندگی محمدرضا شجریان و شهرام ناظری به اجرا گذاشتند.
اوّلین کنسرتهای رسمی این خانواده با نام «گروه کامکارها» در اوایل دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷ در مجموعه آزادی و تالار وحدت اجرا شد که در بر گیرندهٔ سه قسمت: موسیقی فارسی، تکنوازی سنتور اردوان و موسیقی کردی بود. در سال ۱۳۶۸امید لطفی، فرزند قشنگ و محمدرضا لطفی، به گروه پیوست و نوازندگی تار گروه را به عهده گرفت. کامکارها در کنسرتهای اخیرشان برخی از استعدادهای جوان را نیز در کنار خود جای دادهاند.
این گروه کنسرتهای متعددی در داخل و خارج از کشور اجرا نموده و در اکثر فستیوالهای بزرگ موسیقی جهانی از جمله WOMAD به مدیریت پیتر گابریل، سامراستیج (نیویورک) و اکثر تالارهای بزرگ و مهم اروپا و آمریکا همواره حضوری قدرتمندانه و تحسین برانگیز داشتهاست.
گروه کامکارها در اکثر شهرهای کردستان عراق کنسرتهایی را برگزار کرده، هم چنین در سال ۱۳۸۰ برای اولین بار در تاریخ کشور ترکیه توانست برنامه موسیقی کُردی را در شهرهای استانبول و دیار بکر اجرا کند که نقطهٔ عطفی در رخدادهای موسیقی این مناطق به شمار میآید. از دیگر اجراهای مهم کامکارها، میتوان به شرکت در فستیوال موسیقی لوچیانو بریو، آهنگساز بزرگ و مدرن ایتالیایی اشاره کرد؛ این کنسرتها که در سال ۱۳۸۳ در بسیاری از شهرهای انگلستان اجرا شد، حاصل همکاری گروه کامکارها و ارکستر سیمفونیای لندن و نشان دهندهٔ هم آوایی دو نوع موسیقی کردی و موسیقی مدرن جهانی بود.
اجرای کنسرتینو کمانچه با ارکستر سمفونیک «مالمو»ی سوئد در سال۱۳۸۴نیز یکی دیگر از موفقیتهای این گروه در همین دوران بود.
گروه کامکارها علاوه بر اجرای صحنهای، آلبومهای متعددی را عرضه کردهاست که از آن جمله میتوان به «اورامان»، «زردی خزان»، «شیلره»، «گلاویژ»، «کامکارها»، «آگری زیندو»، «گل نیشان»، «پرشنگ»، «کانی سپی»، «سماع ضربیها (برای سازهای کوبهای)»، «سه نوازی و تکنوازی»، «به یاد صبا» ، «ئه وراد» و «ایمشو» اشاره کرد. هر یک از اعضای گروه کامکارها، علاوه بر این موارد، به تنهائی نیز آثار متعددی را در قالب آلبوم، موسیقی متن فیلم، تالیف و ترجمه کتاب ارائه کردهاند.
این گروه با دعوت از دیگر اساتید موسیقی کشور، درسال ۱۳۷۶ آموزشگاه آزاد موسیقی کامکارها را در تهران بنیان نهاد.
اعضای گروه :
- هوشنگ کامکار (سرپرست گروه و آهنگساز و تنظیم کننده)
- بیژن کامکار (خواننده اصلی و نوازنده دف، رباب، تار، تمبک و دهل)
- پشنگ کامکار (سنتور)
- قشنگ کامکار (سهتار)
- ارژنگ کامکار (تمبک)
- ارسلان کامکار (بربط و ویولن)
- اردشیر کامکار (کمانچه و قیچک)
- اردوان کامکار (سنتور)
- مریم ابراهیمپور (خواننده)
- هانا کامکار (دف)
- صبا کامکار (خواننده)
- نیریز کامکار (تار)
- سیاوش کامکار (آهنگساز)
آثار
- Muzika Semfonika Kurdi Kamkar
- Hommage
- Nightingale with a broken wing
- ناشکیبا
- مجموعه قطعات کامکارها
- ماهی برای سال نو
- گل نیشان
- گلاویژ
- گل به دامن
- کنسرت موسیقی کردی (اجرای فستیوال لندن و آلمان)
- کانی سپی
- ئه وین
- ئه مشو
- ئاگری زیندو
- شلیره
- سه نوازی و تک نوازی
- سماع ضربیها
- زردی خزان
- راز نگاه
- در گلستانه
- دف و رباب
- دریا
- پرشنگ
- به یاد استاد ابولحسن صبا
- بر فراز باد
- به یاد حافظ
- بیابان بیکران
- بهاران آبیدر
- بر تارک سپیده
- بارانه
- اورامان
- افسانه سرزمین پدریام
این پست رو به در خواست علیرضا غفارنیا عزیز نوشتم.
با تشکر از نظر شما
کیوان ساکت
|
مادرش شمسی زمانیان ریاست یکی از بزرگترین هنرستان های دخترانه مشهد را به عهده داشت و در جوانی آکاردئون می نواخت. او همچنین به نقاشی هم علاقمند بود و نقاشی هایش هنوز زینت بخش خانه آنهاست. پدرش نیز به ادبیات ایران علاقه داشت و طبع شعر داشت.
کیوان پیش از رفتن به مدرسه با زنبورک و ملودیکا آشنا بود و قطعاتی می نواخت. پس از آن پدرش برایش ویولن کوچکی خرید اما فقدان معلمی دلسوز در آن زمان در مشهد باعث شد نتواند به کارش ادامه دهد. سال 54 در کارگاه موسیقی کودک و نوجوان که از سوی صدا و سیمای وقت تشکیل شده بود در کلاس های تار منوچهر زمانیان، دایی اش شرکت کرد. آشنایی با تار تاثیر عمیقی بر او داشت. پس از مدتی برای ادامه تحصیل مشهد را ترک کرد و برای مدت کوتاهی زیر نظر حمید متبسم آموزش دید.
سال 65 در مشهد گروه صبا را تشکیل داد که همگی اعضا از شاگردان جوان او بودند و با این گروه در مشهد و نیشابور اجراهای متعددی داشت. در سال 1369 به دعوت پرویز مشکاتیان به گروه عارف پیوست و در کنسرت ها و سفر های زیادی با او همراه شد. حاصل این همکاری آثاری ارزشمند از جمه افشاری، مرکب، مقام صبر، وطن من و افق مهر بود.
او به مدت 5 سال در رادیو فرهنگ و برنامه نیستان ردیف موسیقی ایرانی را تجزیه و تحلیل می کرد و درس می داد. در سال 1377 ده برنامه به سبک گلهای رنگارنگ با نام نغمه جاویدان نیز ساخت که از رادیو پخش شد. ساکت سال 1383 موفق به اخذ درجه یک هنری در رشته آهنگسازی و نوازندگی و در سال 1384 نیز از سوی حسن کسائی موفق به دریافت لوح تقدیر شد.
علاوه بر این آثار ساکت آلبوم هایی نیز متعلق با گروه خودش که با عنوان وزیری فعالیت می کند ارائه کرده است که از آن جمله می توان به آثار جامه دران، بی کاروان کولی، دیدار شرق و غرب، ای وطن، آشنایی با آواز دشتی، فسانه، شرق اندوه، قاصدک، شبی با خورشید، آن سوی آب و گل اشاره کرد.
او کتاب های متعددی با عناوین شیوه نوین آموختن تار و سه تار در 5 جلد، ده تمرین، هجده قطعه، حرکت دائمی، چرخ نیلوفری، با موج تا کرانه، در سایه سار بید، هشت آهنگ معروف جهان و... را منتشر کرده است.
کنسرت استاد در استرالیا
جلال ذوالفنون تکنوازی سه تار همراه با مدیتیشن (ذهن ورزی ) را از تاریخ 23 بهمن در استرالیا تجربه می کند.
استاد جلال ذوالفنون :
مدتی است که در محافل خصوصی همراه با یکی از اساتید "یوگا" تمرین آرامش و رفع خستگی ذهن را با تکنوازی سه تار در برخی از دستگاههای موسیقی ایران آغاز کرده که خوشبختانه به نتایج خوبی دست یافته ام و باید بگویم که موسیقی ایران به لحاظ تکنیکی به شدت توانایی همراهی مدیتیشن (ذهن ورزی) به واسطه یوگا را دارد.
برهمین اساس تصمیم گرفتم این تجربه را برای نخستین بار در تور کنسرت 20 روزه ای که در استرالیا دارم به طور رسمی آغاز کنم و پس از آن درنظر دارم در چند برنامه مجزا کارکرد اینچنینی موسیقی ایران را با ارائه نمونه های عینی به بحث و بررسی بگذارم.
البته جدا از تکنوازی سه تار همراه با مدیتیشن برخی قطعات را به شکل گروه نوازی و تکنوازی موسیقی ایرانی در این تور کنسرت اجرا می کنم.
لازم به ذکر است تور کنسرت استاد ذوالفنون از 23 بهمن به مدت 20 روز در شهرهای ملبورن،سیدنی و ... از استرالیا برگزار می شود، سهیل و گلنوش ذوالفنون و آرش زنگنه از جمله نوزانده هایی هستند که در این کنسرت ذوالفنون را همراهی می کنند.
برای استاد عزیز آرزوی موفقیت و تندرستی میکنیم.
یا علی مدد
اشعار فردوسي با صداي «شهرام ناظري» منتشر ميشود
خبرگزاري فارس: كيوان ساكت از ضبط و انتشار اشعار فردوسي با صداي شهرام ناظري در قالب يك آلبوم موسيقي خبر داد.

كيوان ساكت آهنگساز در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: در اين آلبوم بر روي 5 تابلوي فردوسي موسيقي ساختهام و طي مذاكراتي كه با شهرام ناظري انجام دادهام اين 5 تابلو با صداي ايشان اجرا و ضبط ميشود.
وي ادامه داد:ساخت موسيقي اين مجموعه به اتمام رسيده و به زودي ضبط اثر را آغاز خواهيم كرد.
اين نوازنده تار در خصوص تفاوت اين اثر با ديگر آثارش اظهار داشت: اين آلبوم برخلاف ديگر آثارم تصويري و توضيحي است و به نوعي توصيف موسيقي ايراني است چرا كه صحنه نبرد رستم و سهراب را با زبان موسيقيايي توصيف ميكند.
ساكت افزود: در حال حاضر اين اثر عنوان فردوسي را دارد اما امكان دارد تا زمان انتشار نامش تغيير كند.
اين آهنگساز در خاتمه خاطر نشان كرد: هم اكنون آلبوم «زندگي» با صداي سعيد لاري از من در بازار موسيقي منتشر شده است.



