مادر؟
بعد تو به امید خندههای چه کسی به خانه بیایم
مادر ؟
بعد از تو چه کسی منو با دعایش بدرقه می کند
مادر ؟
بعد تو در آغوش چه کسی آرام بگیرم
مادر ؟
تقدیم به محمد رضا حاتمی عزیز
ما را در غم خود شریک بدان
چنگ
چنگ بسا كهن ترين ساز تاردار ايراني باشد و نام آن بيش از هر ساز ديگر در كتابها آمده و نقش آن در آثار باستاني بجا مانده است.
رباب و چنگ به بانگ بلند مي گويند كه گوش و هوش به پيغام اهل راز كنيد
( حافظ)
حاسدم خواهد كه شعر او بود تنها و بس باز نشناسد كسي بربط به چنگ رامتين
( منوچهري )

بنا به اسناد موثق كه از حجاريهاي بابل و آشور و نواحي مجاور مجاور آن در دست است چنين برمي آيد كه در هشت قرن بيش از ميلاد مسيح انواع و اقسام سازهاي مختلف در نواحي مزبور به مراحل ترقي رسيده و در دست نوازندگان بوده است . نقشهايي كه از آغاز اين دوره ممتد تاريخ تمدن بشر از آلات موسيقي در دست است نشان ميدهد كه چنگ مثل سنتور و قانون از سازهاي بسيار قديمي است كه از دو هزار سال پيش از ميلاد در اين مناطق رواج داشته است .نوع ابتدايي آن شكل مثلث و شامل يك تخته به طول تقريبا يك گز و يك ميله چوبي است و معمولا شكل دست انسان را داشته است .
سيم هاي اين ساز كه معمولا 8 يا 9 تا بوده به موازات وتر اين مثلث قائم الزاويه بين تخته و ميله امتداد يافته است . يك سر سيم ها به تخته وصل مي شده و انتهاي ديگر آن دور ميخها يا گوشي هايي كه روي ميله چوبي قرار داشته پيچيده ميشده و باقي مانده آن سيمها از طرف ديگر آويزان بوده است . چنگهايي كه در دوره هاي اخير تاريخ بابل و آشور نقش شده از حيث شكل و طرز گرفتن و نواختن با چنگهاي دوره هاي قديم تفاوت بسيار دارد . برتعداد سيمها نيز افزوده شد. جعبه صوتي اين نوع چنگ گاهي مستقيم و بدون انحنا و در موارد ديگر منحني بوده است . طرز نواختن اين ساز نيز تغيير كرده به اين معني كه اين را طوري مي گرفتند كه سيمها تقريبا عمود بر زمين باشد يعني به خلاف قديم كه ميله چوبي كه به موازات زمين بود ولي سيمها عمود بر زمين نبود . نكته ديگر اينكه در نواختن اين نوع چنگ زخمه بكار برده نميشد بلكه آنرا با دست مي نواختند و هر دو دست در نواختن آن دخيل بود .
در دوره ساسانيان چنگ معروفترين و محبوبترين سازها بوده است و در شاهنامه فردوسي نيز از آن فراوان نام برده شده است . نكيسا موسيقيدان معروف در بار خسرو پرويز در نواختن آن مهارت تام داشته است . مهدي فروغ - مداومت در اصول موسيقي ايران .
مي توان انواع ابتدايي چنگ را در آثار هنري سومريها و مصريها مشاهده كرد . ايرانيان قديم نوعي از چنگ را ون مي گفتند . چنگ امروزي داراي سه قسمت متمايز : گردن ، ستون و جعبه طنيني است . زه ها از گردن ساز به موازات ستون ممتد و به جعبه طنيني متصل مي باشند . چنگ را با فشار دادن كف دست بر روي سيم و يا لمس كردن ويا چنگ زدن به زه هاي آن به صدا در مي آورد .
چنگ مثلث در اواخر قرون وسطي در اروپاي غربي رايج بود . در سال 1720 در باواريا ، پدال هايي در پايه چنگ تعبيه شد و اين امر برقدرت فني چنگ افزود. در سال 1810 سباستين آرا چنگ را به شكل امروزي تكميل نمود و بدين وسيله نواختن همه گامهاي بزرگ و كوچك را ممكن ساخت و از آن به بعد چنگ در اركستر معمول گرديد . چنگ جديد 47 سيم و 7 پدال دارد . شهميري- صداشناسي موسيقي
همه شه از آواي هندي در آي زناليدن بربط و چنگ و ناي
چنگ نام يكي از نتهاي موسيقي نيز هست كه ارزش زماني آن 8/1 نت گرد مي باشد چنگ در ميان اعراب پيش از اسلام نيز ساز شناخته شده بود . در ادوار مختلف تاريخي و در سرزمين هاي دور از يكديگر شكل هاي خاصي به خود گرفته است . اهالي شمال افغانستان به (( زنبورك )) چنگ مي گويند در صورتي كه از بك هاي ترك زبان آسياي ميانه به نوعي سنتور ايراني (( چنگ )) مي گويند .

چنگ ساز زهی باستانی است. با آنکه در ادبیات و نقاشیها و دیگر آثار هنری قدیمی به آن اشاره شده ولی امروزه رواجی ندارد. نوعی از آن هنوز ساز محلی بخشهائی از یونان، مانندجزیره کرت، است.
در ایران قدیم هم نوعی از این ساز رایج بوده و نقش برجستههای طاق بستان نوازندگان چنگ را نشان میدهد که در قایق برای شاه ساسانی که به شکارگاه آمده چنگ مینوازند.
ساز امروزی هارپ نیز از سازهای نزدیک به چنگ است.
در ادب فارسی سیاره زهره را چنگزن دانستهاند.
ولی جای بسی تاسف است که در حال حاضر در ایران چنگ نواز قابل مطرحی نداریم.امید است اهالی موسیقی بیشتر به این ساز اصیل ایرانی توجه کنند.
نگاهی بر سال 87
اركستر موسيقي ملي به رهبري فرهاد فخرالديني و خوانندگي علي مينوسپهر 4 تا 6 ارديبهشت در تالار وحدت به روي صحنه رفت. در اين اجرا كه به مناسبت دهمين سال فعاليت اركستر ملي برگزار شد قطعاتي چون سوئيت آفرينش، لولاك، معراج، محمد آخرين مرسل و بخشي از موسيقي سريال امام علي (ع) نواخته شد.در اين سه شب همانند تمامي اجراهاي اركستر ملي صندلي تالار وحدت مملو از مخاطبان اين كنسرت بود.
اجراي ديگر اين اركستر در سال جاري در جشن خانه موسيقي ،در شيراز و بيست و چهارمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر بود.همچنين اين اركستر آخرين اجراي خود را همراه با دو خواننده جديد در اواخر اسفندماه برگزار مي كند.
ـ شجريان و حراج خوشنويسي هايش
محمدرضا شجريان كه سال گذشته انبوهي از مردم را به واسطه برگزاري كنسرتهايش به تالار بزرگ كشور كشانده بود ابتداي سال با برگزاري دور نهايي كارگاه آوازش ، تابلوهاي خوشنويسي اهدايي اش را در معرض فروش قرار داد.
اين نمايشگاه كه در مجموعه فرهنگي هنري آسمان داير شد دربرگيرنده 100 تابلوي اهدايي به استاد مسلم آواز بود.
ـ نواي تار لطفي با گروههاي سه گانه شيدا
محمدرضا لطفي كه به گفته بسياري از هنردوستان سال گذشته با برگزاري كنسرتش بعد از 25 سال در ايران باعث گرديد ديگر بزرگان موسيقي نيز به صحنه بيايند امسال نيز از 26 تا 28 ارديبهشت با گروههاي سهگانه شيدا در تالار بزرگ كشور به روي صحنه رفت.
در اين كنسرت كه توسط مؤسسه فرهنگي -هنري آواي شيدا برگزار ميشود ابتدا گروه "بازسازي شيدا " به خوانندگي "امير اثنيعشري " قطعات بازسازي شده از آثار "درويشخان " و "علياكبر شيدا " در مايه آواز ابوعطا را اجرا كردند.
در بخش ديگري از اين برنامه گروه "بانوان شيدا " آثار منتشر نشدهاي از "محمدرضا لطفي " در دستگاه ماهور و گروه همنوازان شيدا به خوانندگي محمد معتمدي آثار منتشر نشده و بعضا جديدي از محمدرضا لطفي در مايه آواز دشتي را اجرا نمودند.
همزمان با اين كنسرت آلبوم "وطنم، ايران " اولين كار گروه جديد همنوازان "شيدا " به آهنگسازي "محمدرضا لطفي " و خوانندگي "محمد معتمدي " در تالار وزارت كشور رونمايي شد.
بعد از اين اجرا محمدرضا لطفي به همراه گروه محمد قوي حلم نوازنده تنبك و گروه همنوازان شيدا در بيست و چهارمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر به روي صحنه رفت و بعد از 30 سال سپيده و چاوش 6 و8 را اجرا نمود و سپس اجراهايي را نيز در گرگان برگزار كرد.
ـ اجراي آثار هنرمندان انقلاب در تالار وحدت
اركستر سمفونيك تهران به رهبري منوچهر صهبايي اولين اجراي خود را در سال 87 9تا 11 خرداد برگزار كرد.
در اين كنسرت كه به پاسداشت جايگاه رهبر كبير انقلاب اسلامي، همزمان با نوزدهمين سالگرد ارتحال ايشان با عنوان "روايت موسيقايي همپاي جلودار " برگزارشد، اركستر سمفونيك تهران به همراه گروه كر دفتر موسيقي قطعاتي از آهنگسازان 2 نسل انقلاب از جمله "خميني اي امام " از محمد حسن شاهنگيان و قطعاتي از علي رحيميان ،علي شكوهي ، سعيد ذهني و علي بكان را به خوانندگي علي مينو سپهر ، اسفنديار قرهباغي و محمد گلريز اجرا كردند.
اركستر سمفونيك تهران علاوه بر اين اجرا كنسرتهايي را در هفته دفاع مقدس و جشنواره موسيقي فجر برگزار كرده است.
ـ جشنواره موسيقي آواي مهر
همزمان با ولادت حضرت فاطمه كبري (س) و هفته گراميداشت مقام مادر و روز زن سومين جشنواره موسيقي آواي مهر به همت مركز موسيقي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران به دبيري ارفع اطرايي برگزار شد.
در اين جشنواره گروهاي مختلفي از بانوان در ژانرهايي چون سنتي، محلي، كوبهاي، پاپ، آواز جمعي، تكخواني و ... با موضوع "زن ايراني، جلوه پاكي و مهر "، " زن ايراني، خلاقيت و نوآوري "، " زن ايراني، انتظار و اميد به آينده روشن "، " زن ايراني، مهر و زندگي شهري "، "زن ايراني، انقلاب اسلامي و دفاع مقدس " ، از دوم لغايت چهارم تير به رقابت پرداختند.
ـ انتشار آلبوم "كريس ديبرگ " و "آريان "
حضوركريس دي برگ در ايران و نويد اجراي او با گروه آريان از جمله اتفاقات موسيقايي سال بود كه همه مخاطبان را در انتظار شنيدن اين موسيقي مشترك گذاشته بود اما به دلايل بسيار اين امر محقق نشد و تنها دوستداران اين هنرمند با انتشار آلبوم موسيقي "بي تو با تو " كه اولين همكاري "كريس ديبرگ " و "آريان "بود بخشي از اين كنسرت را به خانه هايشان آوردند.
اين آلبوم كه به همت محسن رجب پور شكل گرفت و منتشرشد فروش بالايي را در بازار موسيقي به خود اختصاص داد به طوري كه انتشار آن به دور سوم و چهارم هم كشيد.
ـ اجراي شجريان با شهناز بدون همايون
از ديگر كنسرتهاي مهم سال اجراي محمدرضا شجريان به همراه گروه شهناز و البته بدون حضور همايون شجريان در تالار بزرگ كشور بود.
اين كنسرت كه 29 و 30 خرداد، 1، 2، 6، 8 و 9 تير در تالار بزرگ كشور برگزار شد گروه شهناز قطعاتي را بر اساس اشعار مولانا، حافظ و سعدي اجرا كردند .
قبل از زمان كنسرت مسئولين برگزاري اعلام كرده بودند كه بخشي از درآمد حاصل از اين كنسرت به بازسازي آرامگاه شمس تبريزي در شهرستان خوي اختصاص مي يابد اما استاد آواز ايران در حين اجرا در جمع خبرنگاران گفت كه چنين نخواهد شد.
ـ روايت "حسن كسايي " از "قصههاي عشق مجنون "
تازهترين اثر "حسن كسايي " استاد ني، با عنوان "قصههاي عشق مجنون " به صورت آلبوم موسيقي در بازار منتشر شد.
قصههاي عشق مجنون، حاوي اشعاري از مولانا جلالالدين بلخي است كه توسط رضا معيني حكايت ميشود و نوازندگان سازهاي كوبهاي همايون نصيري، محمود رفيعيان، حسن آزده فر، سام خاجه وند و شاهين شيخ بهايي، استاد كسايي را همراهي ميكنند.
اين اثر منحصر به فرد از محصولات موسسه نغمه شهر است كه همراه با كتابچهاي حاوي مطالبي از بزرگان موسيقي و شعر منتشر گرديده است.
ـ پورناظريها بر آفتاب خليج فارس را روايت كردند
گروه موسيقي شمس به سرپرستي كيخسرو پورناظري به همراه نوازندگان مسلمان از ديگر كشورها ديگر گروهي بودند كه 23 تا 26 مرداد كنسرت خود را با عنوان "برآفتاب خليج فارس " در كاخ سعدآباد برگزار كردند.
اين كنسرت كه به لحاظ فرم واندازه و نيز تبليغات گسترده جزء كنسرتهاي پر هزينه بود با اجراي متفاوت پورناظري ها و نوازندگاني از ديگركشورها حجم بسياري از مخاطبان را به خود اختصاص داده بود.
ـ آواز شهرام ناظري در كاخ نياوران
يكي ديگر از بزرگان موسيقي كه امسال اجرايي را در تهران برگزار كرد، شهرام ناظري بود كه بعد از دريافت نشان شواليه اولين كنسرت خود را به همراه گروه مولوي در كاخ نياوران برگزار كرد.
در اين كنسرت كه بليتهاي آن همانند ديگر كنسرتها از 10 تا 40 هزار تومان به فروش رسيده بود مخاطبان شاهد اجراي آلبوم جديد ناظري با عنوان رومي و چند قطعه قديمي بودند.
يكي از ديگر جريانهايي كه ناظري در اين سال به راه انداخت اجراي خود و گروهش در شهرستانهاي مختلف بود كه باعث گرديد كه هم سالنهاي شهرستانهاي مربوطه فعال شوند و هم هنردوستان شهرستاني از موسيقي فاخر بهره مند گردند.
ـ اولين اجراي مستقل همايون شجريان در تهران
بعد از اجراي گروه شهناز بدون همايون شجريان، اين خواننده جوان اولين اجراي خود را بدون پدر به همراه گروه دستان در اواخر مرداد و اوايل شهريور در تالار بزرگ كشور برگزار كرد.
اين كنسرت كه در دوبخش با عنوان قيژك كولي و خورشيد آرزو به مدت 4 شب برگزار گرديد بازهم نتوانست نياز طرفداران شجريانها را برآورده كند تا اينكه آلبوم اين كنسرت در بازار موسيقي منتشر شد.
اين اثر نيز همانند ديگر آثار همايون شجريان در راس جدول فروش آثار موسيقايي قرار گرفت.
ـ اين فصل را با من بخوان روايت ديگر انتظامي از جنگ
در هفته دفاع مقدس اركستر سمفونيك تهران به رهبري مجيد انتظامي اثري را با عنوان سوئيت سمفوني "اين فصل را با من بخوان " در تالار وحدت اجرا كرد.
اين اثر كه تركيبي از موسيقي و حركات نمايشي است، قصهاي را بر اساس برخي آثار موسيقي در حوزه دفاع مقدس بيان ميكرد، كه روايت با روز واقعه آغاز و از حماسه خرمشهر، از كرخه تا راين و بوي پيراهن يوسف ميگذشت و به آژانس شيشهاي و سرانجام سمفوني ايثار ميرسيد.
قطعات نمايشي اين اركستر نيز به كارگرداني حسين پارسايي بود كه 4 تا 12 مهر در تالار وحدت اجرا شد.
ـ جشن خانه موسيقي و حضور پررنگ هنرمندان
نهمين جشن خانه موسيقي به دبيري داريوش پيرنياكان امسال با رويكرد درآمدزايي براي خانه موسيقي به مدت يك هفته در تالار بزرگ كشور برگزار شد و گروههايي چون شهناز به سرپرستي محمدرضا شجريان، كامكارها و اركستر ملي در آن به اجراي برنامه پرداختند.
اين جشن 25 مهر با اجراي كامكارها آغاز و با برگزاري كنسرت اركستر ملي و گروهشهناز ادامه يافت و از آنجايي كه قرار بود درآمد حاصل از اين كنسرتها به خريد ملك خانه موسيقي اختصاص يابد بليت هاي آنها به همان قيمت هميشگي بليت ها يعني از 10تا 40 هزار تومان به فروش رفت.
در اين يك هفته گروه كامكارها و اركستر كلي قطعات قديمي خود را براي مخاطبان نواختند و تنها گروه شهناز بود كه با معرفي سه ساز ابداعي استاد شجريان برگزار گرديد.
ـ اجراي پاپيها براي جذب مخاطب
اجراي چهار هنرمند موسيقي پاپ كشورمان از جمله عصار،مديري،رهنما و يزداني اتفاق موسيقايي ديگري بود كه با فروش هنگفت بليت مخاطبان را براي شنيدن چند قطعه كوتاه موسيقي به تالار بزرگ كشور كشانده بود.
اين كنسرت كه در قالب جشنواره فرهنگي ايدز به همت يونيسف برگزار شده بود نه تنها كنسرت نبود بلكه فضايي براي جذب مخاطب براي اجراهاي مستقل هر كدام از اين هنرمندان بود چرا كه هر كدام در زمان مشخصي كه از اين كنسرت داشتند تنها 2 قطعه از آثار گذشته خود را اجرا كردند و سپس نويد برگزاري كنسرتي مستقل را به مردم داند و از آنها خواستند كه در آن اجراها نيز آنان را همراهي كنند.
اين كنسرت كه جزء پرفروش ترين كنسرتهاي پاپ بود نتوانست نياز مخاطبان را پاسخ دهد.
ـ نواي موسيقي هنرمندان ايران و جهان در جشنواره فجر
جشنواره بيست و چهارم موسيقي فجر از 19 تا 26 دي در تالارهاي بزرگ تهران برگزار شد.
اين جشنواره كه بزرگ ترين جشنواره موسيقي در سال است بواسطه حضور گسترده گروههاي داخلي و خارجي و اجراهاي متعدد خيل عظيمي از مخاطبان را به خود اختصاص مي دهد.
در جشنواره امسال درآمدزايي همانند سال گذشته بواسطه حضور گروههاي پاپ بيشتر از دورهايي قبلي بود چرا كه در بخش پاپ جشنواره هنرمنداني به روي صحنه رفتند كه جزء پرطرفدارترين گروههاي پاپ بودند.
ـ كنسرت مشترك عليزاده و درويشي
بعد از جشنواره موسيقي فجر اتفاق جديدي در موسيقي رخ داد وآن هم اجراي آثار "عليزاده " و "درويشي " توسط اركستر سمفونيك ناسيونال اكراين بود.
در اين كنسرت كه به همت مجله موسيقي فرهنگوآهنگ و با همكاري انجمن موسيقي ايران برگزار شد، قطعات مشهور "عصيان " براي پيانو، اركستر سازهاي زهي و كوبهاي، اثر جاودان "نينوا " براي ني و اركستر زهي و همچنين قطعه معروف "تركمن " براي تريوي سهتار و اركستر زهي از ساختههاي حسين عليزاده و همچنين سوييت "كليدر " براي اركستر زهي اثر جديد "محمدرضا درويشي " به اجرا درآمد.
ـ نتهاي "مجيد انتظامي " براي انقلاب
سمفوني بزرگ انقلاب به مناسبت سي امين سال انقلاب به سفارش معاونت هنري ارشاد توسط مجيد انتظامي شد و از 16تا 19 بهمن توسط اركستر سمفونيك تهران و كروه كر دفترموسيقي در تالار وحدت اجرا شد.
اين اثر كه به خوانندگي سالار عقيلي ونيما مسيحا اجرا گرديد جزء بزرگترين پروژهاي موسيقي در طول سال جاري بود كه بودجه اي از موسيقي را به خود اختصاص داده بود.
ـ تغيير مديريت دفتر موسيقي ارشاد
يكي از اتفاقات بارزي كه امسال در زمينه موسيقي رخ داد تغيير مديركل دفتر موسيقي ارشاد بود.
محمدحسين احمدي از خرداد 85 مديريت دفتر موسيقي را عهدهدار بود كه بعد از گذشت سه سال از مديريت طي حكمي از سوي وزير ارشاد، محمدعلي خبري به جاي او منصوب گرديد.
ـ و از آلبوم ها می توان به :
آن و آن ( علیزاده و حدادی )، ارائه دی وی دی غوغای عشق بازان (شجریان )، شهر سوخته (کیهان کلهر) ، کار جدید گروه ضربانگ ، به نام گل سرخ (گروه دستان و سالار عقیلی ) ،
ـ راستی گروه ما یعنی خط سوم هم اولین کنسرتشو تو آذر ۸۷ برگزار کرد.
روال جدید
مدتی است که همه جا این زمزمه به گوش می رسد كه بر اساس تصميم جديد ارشاد كنسرت بيش از دو شب ممنوع شده است؛ اين ممنوعيت تازه كه مقارن با نو شدن سال وورود مديرجديد به گوش مي رسد از نوع بكر و جنس بديعي است؛
تا كنون انواع سياستگذاري ها و آيين نامه ها كه بعضا به نوعي محدوديت و يا ممنوعيت تعبير مي شد تا حدي قابل توجيه و توضيح بود اما اين يكي خلاف آشكار قانون و حقوق شهروندي است ؛ براي روشن تر شدن موضوع مي توانيم با تعميم اين رويه مثلا بگوييم پزشكان فقط دو روز در هفته مي توانند طبابت كنند و خياطان در ماه نمي توانند بيش از يك دست لباس بدوزند وقس عليهذا...
با غريب به نظر رسيدن اين شنفته ها كه بيشتر به طنز و مطايبه شبيه است تا واقعيت، برآن شديم تا ماجرا را از زبان دكتر خبري مديركل جديد دفتر موسيقي كه خود از پژوهشگران وسابقون هنر نمايشي است بپرسيم ؛ ايشان در مكالمه بسيار كوتاه تلفني اين نكته را تاييد فرموده و البته چنين تكميل كردند كه ما بر اساس رويه سابق چنين مي كنيم.
در اين باره اشاره به چند نكته لازم است چرا كه به نظر مي رسد اين دستور العمل و اين رويه با هرهدف و برنامه اي مطرح و اعمال شده باشد قطعا آينده روشني را ترسيم نمي كند.
1- نخستين پرسشي كه به ذهن هر شهروندي مي رسد اين است كه ملاك و معيار چنين تصميمي چه بوده است و چرا مسئولان امر به روشني دليل اين ممنوعيت را كه به نظر مي رسد هيچ محمل قانوني ندارد توضيح نمي دهند؟
2- بر اساس قانون و روال چند دهه گذشته وظيفه و رسالت وزارت ارشاد نظارت بر كيفيت و مميزي آثار توليد شده بر اساس ضوابط مشخص فرهنگي است لذا يا يك اثر هنري واجد ويژگي هاي تعريف شده و عرف پذيرفته شده هست و يا نيست و اگر اثري قابليت اجرا براي يك شب را داراست و مجوز رسمي را از ارشاد دريافت كرده بديهي است كه ديگرتعداد دفعات تكرار آن از حيطه تصميم گيري و اعمال نظر ارشاد خارج است.
3- فعاليت در حوزه هاي فرهنگي به طور عام و توليدات هنري بويژه در زمينه هنر موسيقي به طور خاص اغلب توجيه اقتصادي ندارند و ضرورت مبرم حمايت دولت از هنرمندان و قشر فرهنگي بر كسي پوشيده نيست و از اين بعد نيز تصميم گيري در باره تعداد اجراي كنسرت ها مستقيما اثر سوء و مخربي بر فعاليت هاي صحنه اي هنرمندان( به لحاظ اقتصادي) مي گذارد چرا كه با جمع هزينه هاي متعدد كه بيشتر آنها از ديد مسئولان پوشيده مي ماند برگزاري كنسرت هاي بزرگ (با فرض استقبال مردمي) از شب سوم به بعد سود ده مي شوند ودر نتيجه اتخاذ چنين تصميمي شائبه مخالفت ارشاد با برگزاري هر نوع كنسرت بزرگ را درپي دارد.
4- در صورت قبول احتمال ضعيف مطرح شده در بند سوم بايد پي آمدهاي منفي و تبعات اين اعمال نظر غير كارشناسي را به مسئولان يادآوري كرد ؛ هرهنرمند ويا گروهي كه مخاطبان آنان بيش از بيست ، سي هزارنفر هستند ، با دو اجرا در بزرگترين سالن و باحد اكثر 6هزاربليت چگونه مي توانند پاسخگوي نياز و طلب مخاطبان خود باشند؟آيا اين وضعيت موجب بروز چالش جدي و بحران عرضه و تقاضا نمي شود وآيا اين روند مسائل عديده اي را كه ممكن است غيرقابل كنترل باشد پديد نمي آورد؟ ايا ما با اين رويه رسما به ايجاد بازارسياه دامن نمي زنيم؟
5- در پايان نيز بايد جهت مزيد اطلاع دكتر خبري كه زمان بسيار كوتاهي ازمديريت ايشان مي گذرد بگوييم كه چنين روالي به هيچ وجه وجود نداشته است ؛نيازي هم به تاكيد و توضيح بيشتر نيست چرا كه پرونده و سابقه فعاليت گروه ها در سالهاي گذشته چه در ارشاد و چه در مطبوعات وجود دارد ضمن اينكه برفرض كه درگذشته چنين روالي وجود داشته باشد پس نقش مديران خبره و كار آزموده دراين گونه موارد چيست؟ آيا مدير كل هنري ارشاد بايد مجري تمام و كمال و فرمانبر بي چون و چراي تصميمات غلط و درست گذشتگان بوده و مصداق اين شعر مولانا باشد كه: "هرچه گويي من تو را فرمان برم/دربد و نيك آمد آن ننگرم".
لينك خبر:
http://chaprast.blogfa.com/post-105.aspx?_sadjad_=http://www.impo.ir/images/khabari.jpg
اركستر موسيقي ملي
با رهبري فرهاد فخرالديني و خوانندگي محمد معتمدي در شبهاي 23 و 24 اسفند ماه در تالار وحدت برنامه اجرا ميكند.
در نشست خبري كه صبح امروز ـ 18 اسفند ماه ـ در تالار وحدت برپا شده بود، فخرالديني با اشاره به حضور محمد معتمدي براي نخستينبار در كنار اين اركستر توضيح داد: معتمدي خوانندهي خوشصدايي است كه آيندهي درخشاني را براي او پيشبيني ميكنم.
او ادامه داد: در تمام برنامههاي اركستر موسيقي ملي چهرههاي جواني را در عرصههاي نوازندگي، خوانندگي و رهبري به جامعه هنري معرفي كرديم و اينبار نيز محمد معتمدي در كنار ما برنامه اجرا خواهد كرد.
او در عين حال خبر داد: در اين كنسرت قطعاتي كه به زبان تركي در نظر گرفته شده است، توسط خوانندهي ديگري به نام «ودود معظم» كه پيش از اين نيز در كنار اركستر حضور داشته، اجرا ميشود.
فخرالديني در ادامه با اشاره به جزئيات اين كنسرت و قطعاتي كه در نظر گرفته شده است گفت: برنامه در دو بخش و با اجراي پنج قطعه جديد طراحي شده است.
در بخش اول، قطعهي «بيا» از ساختههاي حبيبالله بديعي با شعري از تورج نگهبان و تنظيم جديد شهرام توكلي و خوانندگي محمد معتمدي اجرا ميشود. سپس قطعهي «توشهي عمر» از ساختههاي مهدي مفتاح با شعري از معيني كرمانشاهي و تنظيم شهرام توكلي براي اولينبار با صداي معتمدي اجرا خواهد شد.
به گفتهي او؛ سومين و چهارمين قطعات بخش اول آذربايجاني است. قطعهي «سيب سفيد گوبا» آهنگ محلي آذربايجاني است كه با تنظيم اكبر قرباني و قطعهي «بيتو» از ساختههاي حاجي بيگاف با صداي «ودود معظم» اجرا ميشود.
قطعهي «سپاس» از ساختههاي مازيار حيدري با سوليستي پيانو توسط خود او اجرا خواهد شد.
در بخش دوم اين كنسرت قطعاتي همچون «به ياد صياد» ساخته جواد لشكري، با تنظيم مرتضي حنانه و شعر نير سينا، با صداي معتمدي اجرا خواهد شد.
قطعهي «بعد از من» از ساختههاي مازيار حيدري با شعري از فريدون مشيري و صداي معتمدي و قطعهي
«كوچهها را آب پاشيدم» با تنظيم و ساختهي اكبر قرباني با صداي «ودود معظم» از ديگر قطعات اين برنامه است.
قطعهي «حزين» از ساختههاي توفيق قولياف با تنظيم اكبر قرباني و شعر زينال جبارزاده و قطعهي «زود بيا» از ساختههاي توفيق قولياف و تنظيم آرش فلاحي با شعري از زينال جبارزاده توسط ودود معظم هم اجرا ميشود.
قطعهي «بيتو با خدا» از ساختههاي شهرام توكلي با شعري از فريدون مشيري و صداي معتمدي نيز از جمله قطعات اين برنامه است.
به گفته فخرالديني آخرين قطعهي اين كنسرت به مناسبت فرارسيدن سال جديد با عنوان «بهار ميشود» از ساختههاي فرهاد فخرالديني و با شعري از سياوش كسرايي اجرا خواهد شد.
به گزارش ايسنا، در ادامه اين نشست بابك رضايي مديرعامل انجمن موسيقي و مسوول برگزاري اين كنسرت با اشاره به اين برنامه توضيح داد: اركستر موسيقي ملي با رهبري فخرالديني يكي از پركارترين سالهاي اجرايي خود را پشت سر گذاشت، به طوريكه اين كنسرت سيزدهمين و چهاردهمين اجراي اركستر در سال 87 محسوب ميشود.
او همچنين با اشاره به تلاشهاي فرهاد فخرالديني براي معرفي هنرمندان جوان به عرصه موسيقي ملي ايران متذكر شد: در پايان برنامههاي اركستر در سال 87 شاهد حضور دو خواننده جوان ميانسال هستيم كه همچون ديگر هنرمنداني كه توسط اين اركستر معرفي شدهاند، چهرههاي موفقي محسوب خواهند شد.
او همچنين در پاسخ به دلايل برپايي اين كنسرت طي دو شب گفت: قرار بود اين برنامه زودتر اجرا شود كه به دليل تداخل با ايام محرم و صفر برنامه به تأخير افتاد و از آنجا كه در آخرين روزهاي سال 87 قرار داريم و به دليل استقبال مردم از سال نو احساس كرديم كه همين اجراي دو روزه كفايت ميكند، اما اميدواريم در سال آينده اجراهاي بيشتري داشته باشيم.
او همچنين به تجربهي موفق اجراي اركستر موسيقي ملي در شيراز اشاره كرد و افزود: طي رايزني كه با مدير دفتر موسيقي داشتهايم، اميدواريم در سال آينده اركستر موسيقي ملي اجراهاي ديگري در ساير شهرستانها داشته باشند.
او در پايان درباره انتشار آثار اركستر موسيقي ملي توضيح داد: قطعا هم انجمن موسيقي و هم اركستر تمايل زيادي براي اين اتفاق دارند، اما بحث مالكيت معنوي اين آثار باعث شده است كه اسپانسرها نسبت به بازگشت سرمايهي خود در اين كار توجيه نباشند اما اميدواريم با پرداخت حقوق هنرمندان در اين زمينه اتفاقات بهتري در سالهاي آينده حاصل شود.
شجریان در اروپا
اجراهاي محمدرضا شجريان در خارج از ايران عمدتا با گروههاي كوچك و چند نفره صورت گرفته است،اما وي اين بار ميخواهد اين سنت را شكسته و براي نخستين بار با يك گروه پر و پيمان به صحنه برود.
اجراي بزرگ شجريان در گفت وگويي با مجيد درخشاني، آهنگساز و سرپرست گروه شهناز اعلام شد و به نقل از وي آورد: در اين تور كه در شهريورماه برگزار ميشود استاد شجريان براي اولين بار با يك گروه بزرگ در اروپا به روي صحنه ميرود.
وي افزود: دعوت اوليه براي اين كنسرتها از سوي فيلارمونيك كلن صورت گرفته كه به دنبال اين دعوت در كلن، سوئد، پاريس و لندن كنسرت ميدهيم.
اين نوازنده تار در خصوص چگونگي اين اجراها بيان داشت: در حال حاضر برنامه قطعي براي اين تور را نهايي نكردهايم اما قطعا يك بخش اجراي كار قبلي گروه شهناز در تهران و يك بخش نيز اجراي قطعات جديد خواهد بود.
درخشاني در خاتمه خاطر نشان كرد: محمدرضا شجريان همه كنسرتهايش را در خارج از ايران با گروه كوچك برگزار كرده و اين براي اولينبار است كه ايشان تصميم گرفتند كه گروه كامل شهناز را براي اين تور در كنار خود داشته باشند.
به گزارش همشهري آنلاين پيش از اين يكي از اعضاي گروه دستان از اجراي ويژه شجريان وا ين گروه بر اساس آهنگهايي با تنظيم محمد رضا درويشي در اوايل سال آينده در اروپا خبر داده بود،اما از قرار اين طرح يا صورت اجرايي نگرفت و يا اينكه به تعويق افتاده است.[شجريانها و درويشي با گروه دستان]
زندگینامه خولیو ایگلسیاس
خولیو ایگلسیاس ساعت 2 بعد از ظهر، 23 سپتامبر 1943 در یک زایشگاه قدیمی واقع در خیابان Meson de Paredes در مادرید اسپانیا بدنیا آمد. وی بزرگترین پسر دکتر خولیو ایگلسیاس پوگا (Dr. Julio Iglesias Puga) و همسرش ماریا دل رساریو دلاکوا یی پریگنات (Maria Del Rosario de la Cueva y Perignat) می باشد. دوران کودکی وی با برادرش کارلوس Carlos سپری شد.
اجداد پدری وی اهل Galicia بودند. پدرش دکترایگلسیاس پوگا در Orense به دنیا آمد و پدر و مادر بزرگش Manuela و Ulpiano نام داشتند.
اجداد مادری وی، پدر بزرگ :Jose de la Cueva و مادر بزرگ :Dolores de Perignat Orejuela de Camporedondo نام داشتند. پدر بزرگش یک خبرنگار معروف اندولسی بود.
خولیو ایگلسیاس یک ورزشکار ماهر بود، وی دروازه بان تیم
فوتبال رئال مادرید بود. خولیو می خواست یک فوتبالیست حرفه ای شود اما هیچگاه مطالعه و دانش پژوهی را متوقف نکرد. او در دانشگاه Complutense شهر مادرید به تحصیل در رشته حقوق پرداخت.
زمانی که 20 ساله بود، حدود ساعت 2 نیمه شب 22 سپتامبر، هنگام بازگشت از شهر Majadahonda به مادرید با تعدادی از دوستانش از جمله : Enrique Clemente Criado, Tito Arroyo و Pedro Luis Iglesias دچار تصادف سختی با اتومبیل شد که وی را به مدت یک سال و نیم به صورت نیمه فلج رها کرد. امید برای راه رفتن مجدد وی بسیار کم بود. پرستاری که از وی مراقبت میکرد به نام Eladio Magdaleno ، به او یک گیتار داد. خولیو ساعتها را به نوشتن شعر و گوش دادن به رادیو سپری می کرد. آنها اشعار غمگین و رمانتیکی بودند که در مورد ماموریت بشر و هدف زندگی سراییده شده بودند.
خولیو شروع به خواندن کرد تا دلتنگی و غربت ورزشکاری که حال در تخت بیمارستان رها شده بود را تسکین دهد در همین حال شروع به یادگیری نواختن گیتار کرد تا ترانه هایش را به موسیقی آذین بخشد.
خواست خولیو ، امیدش به زندگی و حمایتهای بی پایان خانواده وی به خصوص پدرش که برای کمک به توانبخشی وی، بیش از یکسال از کار خود فاصله گرفته بود، یک معجزه را پدید آورد: خولیو مجددا شروع به راه رفتن کرد. ماههای زیادی در کنار ساحل La Carihuela در مالاگا و Benidorm از صبح خیلی زود به همراه پدرش شروع به تجدید قوا کرد.
وی زمانی که بهبود یافت به ادامه تحصیل پرداخت و برای تحصیل زبان انگلیسی به کشور انگلیس رفت. ابتدا وارد Ramsgate شد سپس به مدرسه زبان بل Bell's Language School در کمبریج رفت. گهگاه در تعطیلات آخر هفته در کافه Airport Pub ترانه های معروفی از Tom Jones, Engelbert Humperdinck, The Beatles... را اجرا می کرد و آنجا بود که با دوست دختر خود Gwendolyne Bollore آشنا شد. او کسی بود که الهام بخش ترانه بسیار معروف Gwendolyne بود.
خولیو به نوشتن ترانه ادامه داد و یک روز به شرکت ضبط موسیقی رفت تا یکی از ترانه های خود را برای اجرا به یکی از خوانندگان بسپارد. مدیر برنامه بعد از گوش دادن به موسیقی که توسط خولیو با گیتار نواخته و خوانده شده بود از وی پرسید: " چرا خود تو نمی خوانی؟" خولیو جواب داد : " برای اینکه من خواننده نیستم." سرانجام آنها خولیو را متقاعد کردند و او در جشنواره Benidorm Music Festival آهنگ را اجرا کرد. در 17 جولای 1968، وی با آهنگ معروف song La vida sigue igual برنده مسابقه شد و یک قرارداد همکاری با شرکت کلمبیا رکوردز Columbia Discos امضا کرد.
در فوریه 1969 او در جشنواره گوزن طلایی در رومانی شرکت کرد. در همین سال، او اولین تور آمریکایی خود را با اجرای ترانه در جشنواره Festival de Viña del Mar انجام داد و اولین موزیک ویدیوی خود به نام La vida sigue igual را ضبط کرد.
خولیو در بیستم جولای سال 1971 در تولدو Toledo اسپانیا با ایزابل Isabel Preysler Arrastria متولد 18 فوریه 1951 ازدواج کرد و ماه عسل را در جزایر قناریGran Canaria (Canary Islands) سپری کردند. آنها سه فرزند به نامهای : Chabeli María Isabel متولد 1 آگوست 1971 در استرویل ، Julio José متولد 25 فوریه 1973 در مادرید و Enrique Miguel متولد 8 می 1975 در مادرید دارند. در سال 1978 خولیو و همسرش از هم جدا شدند و یک سال بعد طلاق گرفتند.
وی در جشنواره موسیقی اروپا EUROVISION Song Festival و چندین جشنواره دیگر شرکت کرد، در این دوران او به عنوان خواننده تراز اول (number one) در کل دنیا از مکزیک تا آرژانتین و از اسپانیا تا ژاپن مطرح بود.
در سال 1971 او آهنگ Como el álamo al camino را به زبان ژاپنی و یک سال بعد اولین آلبوم خود به زبان آلمانی را ضبط کرد . سپس در سال 1975 او اولین آهنگ خود به زبان پرتغالی را عرضه کرد. در سال 1978 قراردادی را با CBS International امضا کرد و اولین آلبوم خود به زبان فرانسوی و ایتالیایی را عرضه کرد. در سال 1979 برای داوری مسابقه دختر شایسته به استرالیا دعوت شد.
در سال 1983 در پاریس، خولیو اولین و تنها جایزه Guinness Book of World Records را برای فروش آهنگ هایش به زبانهای مختلف در مقایسه با سایر خوانندگان در تاریخ (اسپانیایی، آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، پرتغالی و ژاپنی) دریافت کرد.

در سال 1985 او یکی از معدود هنرمندان اسپانیایی بود با اهدای ستاره در Hollywood Walk of Fame مورد ستایش قرار گرفت. این ستاره در قسمت جنوبی بلوار هالیوود بین خیابانهای Orange Street و Sycamore Street مستقر است.
وی همچنین توسط ساکنین میامی، شهری که در آن مستقر بود با اهدای مکانی در Walk of Latin Stars ، خیابان هشتم میامی مورد تقدیر قرار گرفت .
ستاره اهدا شده به خولیو ایگلسیاس در 28 ژانویه 1991 در هلند.
در سال1988، به عنوان بهترین خواننده لاتین سال 1987 با آلبوم Un hombre solo برنده جایزه گرمی Grammy Award® و همچنین جایزه خواننده سال از Aplauso'92 شد.
در سال 1992 در فلوریدا عنوان "اسپانیایی جهانی" "Universal Spaniard" و در اسپانیا با عنوان "سفیر گالیسیا" "Ambassador of Galicia" به دنیا معرفی شد. در سال 1997 جایزه جهانی موسیقی در موناکو Monaco World Music Award را برای بهترین خواننده لاتین دریافت کرد. او اولین خواننده خارجی در تاریخ چین بود که موفق به دریافت جایزه معتبر Golden Record Award در سال 1995 گردید.
خولیو ایگلسیاس معروفترین خواننده پر فروش در دنیاست. او بیش از 250 میلیون آلبوم فروخته است و بیش از 2600 جایزه طلا و پلاتین به خاطر مهارتش در موسیقی دریافت کرده ، افتخاراتی که هیچ خواننده ای در تاریخ موسیقی موفق به بدست آوردن آن نشده است.
خولیو در کار حرفه ای خود کوچکترین جزئیات کار را به دقت موشکافی می کند. در استودیوی ضبط خولیو هر آهنگ را نت به نت و هر ترانه را کلمه به کلمه بررسی می کند تا آنچه که مطلوب وی باشد، تحقق یابد. تا زمانیکه وی چیزی را می شنود که همگان آن را حس می کنند : صدای لرزان روح همراه با تمام احساس، صدایی که تنها نظم کاری و وسواس زیاد آن را به ارمغان می آورد.
در هفتم سپتامبر سال 1997، پسر سوم وی Miguel Alejandro در حالیکه هفت پوند وزن داشت، در ساحل میامی به دنیا آمد. . او ثمره ازدواجش با Miranda Johanna Maria Rijnsburger (متولد 5 اکتبر 1965 در Leimuiden) و اولین پسر آنها بود. میراندا یک مدل زیبای هلندی بود که با خولیو در 5 دسامبر 1990 در جاکارتا ملاقات کردند.
|
|
|
|
|
|
خولیو 8 سپتامبر 1997 را نمی تواند فراموش کند. شب "ASCAP Awards". شبی که ترانه سرا و تهیه کننده لاتین به نام امیلیو استفان Emilio Estefan جایزه ASCAP Pied Piper Award را به وی اهدا کرد. جایزه ای بسیار معتبر . وی به عنوان اولین خواننده لاتین موفق به دریافت این جایزه شد و نامش به دیگر نامداران مثل Frank Sinatra, Ella Fitzgerald and Barbara Streisand پیوست.به علاوه شهردار میامی Joe Carollo آن روز را در میامی "روز خولیو ایگلسیاس" نامید.
میراندا دومین فرزند پسرشان را در سوم آوریل 1999 در حالیکه هفت پوند وزن داشت، به دنیا آورد. کودک ردریگو Rodrigo نام گذاری شد. میراندا دو سال بعد در اول ماه می، دو قلو های
دوست داشتنی ویکتوریا و کریستینا را به دنیا آورد.
مادر خولیو Rosario de la Cueva که همیشه به نیازمندان کورپس کریستی Corpus Christi واقع در میامی کمک می کرد، در چهاردهم مارچ 2002 بعد از یک بیماری طولانی مدت درگذشت. یک ماه بعد خولیو و برادرش کارلوس ، اقدام به راه اندازی یک مرکز خیریه به یاد مادرشان کردند. در چهارم نوامبر همان سال مرکز خیریه Rosario de la Cueva Assistance Center برای کمک به مستضعفین در میامی در کنار کورپس کریستی گشایش یافت.
در 18 می سال 2004، زمانی که خولیو 61 ساله بود، دومین برادرش جیمی ایگلسیاس که ثمره ازدواج پدرش با رنا کیت Ronna Keitt بود، به دنیا آمد.
بعد از متولد شدن جیمی ایگلسیاس در 19 دسامبر 2005، پدر خولیو در 90 سالگی به طور ناگهانی فوت کرد. مردی بسیار شاداب که همگان دوستش داشتند و در نشریات از وی به عنوان “Papuchi” یاد میشد.
در 26 جولای سال 2006، خواهر کوچک خولیو Ruth بدنیا آمد. در صورت حیات، پدرش دکتر ایگلسیاس در آن زمان 91 ساله می شد.
خولیو حرکت شادی بخش و همیشگی خود در سرتاسر دنیا را ادامه می دهد. هر 30 ثانیه یکی از ترانه هایش در اقصی نقاط جهان پخش می شود. او همه جای دنیا به اجرای کنسرت می پردازد و آلبومهایش همچنان فروش موفقی دارند. او همراه با میراندا و فرزندانش لحظات را در خانه هایش واقع در میامی، پانتاکانا و ماربلا سپری می کند.
در 5 می 2007 چهارمین فرزند وی به نام Guillermo در حالیکه 8 پوند وزن داشت، در میامی به دنیا آمد.










