شهر خاموش
کيهان کلهر و گروه « بروکلين رايدر» -که از نوازندگان تجربی سازهای زهی تشکيل شده- در کنسرتی در تالار رويس هال دانشگاه لس آنجلس، برای نخستين بار بخشهايی از آلبوم تازه کار مشترکی به نام «شهر خاموش» که به زودی در آمريکا منتشر خواهد شد را برای گروه کثيری از تماشاگران علاقمند نواختند.

اين برنامه در تالار رويس هال يکی از موفقترين کنسرتهای ساليانه دانشگاه لس آنجلس محسوب میشود که هر سال ميزبان برخی از برجستهترين چهرههای هنری آمريکا و جهان است.
کلهر، آهنگساز و نوازنده برجسته کمانچه به همراه گروه چهار نفره جوان و ماجراجوی بروکلين رايدر، روی صحنه رويس هال دانشگاه لس آنجلس توانستند جنبههای مشترک دوفرهنگ ايران و آمريکا را در موسيقی به نمايش بگذارند.
کيهان کلهر، نامزد دريافت جايزه گرامی، برای آلبوم «غزال»، که نتيجه همکاری با موسيقیدانهای سنتی ايرانی و هندی، از جمله استاد سيتار شجاع حسين خان بود، آخرين بار به همراه استادان موسيقی سنتی ايران، حسين عليزاده و محمد رضا شجريان بر روی صحنه رويس هال ظاهر شد.
کلهر که همواره به دنبال راههای تازه برای دست يابی به گوشههای کشف نشده موسيقی از راه همکاری با گروههای مختلف است، با اعضای گروه «بروکلين رايدر» هنگامی که با « يويوما» نوازنده برجسته ويولن سل بر روی پروژه « جاده ابريشم» کار میکرد آشنا شد.
کنسرت رويسهال با يک قطعه سنتی ايرانی به نام «پرواز» آغاز شد و دربخش دوم با يک قطعه ۲۸ دقيقه ای از هم نوازی برای کمانچه و سازهای زهی از ساختههای کيهان کلهر به نام « شهر خاموش» و قطعهای به نام «بروکلسکا» از ساختههای کالين جکوبسون از گروه بروکلين رايدر به پايان رسيد.
کالين جکوبسون نوازنده جوان ويولن، آهنگساز و رهبر گروه بروکلين رايدر همراه اريک جکوبسون نوازنده ويولن سل، اخيرا سفر کوتاهی به ايران داشته اند.
او از تاثيراتی که هنر کيهان کلهر بر او داشته به راديو فردا میگويد: «اين فرصتی بود که من بتوانم مدت زمانی کوتاه را با کيهان کلهر، اين کمانچهنواز و آهنگساز کمنظير بگذرانم. به جرات میتوانم بگويم که تمام خلاقيت من از آن زمان تا کنون مديون اين تجربه و آموختههايی است که از اين سفر و در مکتب کيهان کلهر به دست آوردهام. »
دکتررضا ترشيزی، نوازنده، آهنگساز، نقدنويس و کارشناس موسيقی ساکن لس آنجلس و يکی از حاضران در کنسرت کيهان کلهر و بروکلين رايدر، پس از اجرای برنامه در گفتوگويی با راديو فردا درباره اين برنامه و «مشکلاتی» که عرضه موسيقی سنتی ايرانی در سطح جهانی دارد میگويد: « برای يک هنرمند مسئلهای که بسيار حائز اهميت است اين است که او بتواند هر آنچه در دل دارد را با همه زيبايی و مفاهيم با انسانهای ديگر تقسيم کند. فرهنگ ايران به علت پيچيدگیهايی که در آن وجود دارد انتقال اين مفاهيم به دنيای امروز را بسيار مشکل کرده است. ما يک موسيقی مقامی داريم که در آن دستگاهها و گوشههای مختلف وجود دارد و اينها چيزی نيستند که بتوان به آسانی در چهارچوب موسيقی روز دنيا گنجاند. اين موسيقی به شکل سنتی آن همواره توسط استادان بزرگ در گوشه و کنار دنيا اجرا شده است اما ما هميشه در اين فکر بودهايم که آن را به صورتی قابل هضم به دنيا عرضه کنيم .»

دکتر ترشيزی در ادامه اين سخنان به نقش نيما يوشيج در شعر پارسی اشاره میکند «که قالبهای سنتی را شکست و شعر را به صورتی درآورد که شاعر برای بيان احساسات خود ناچار مجبور به رعايت اين قالبها نشود.»
رضا ترشيزی با مقايسه شعر نو و نوازندگی کيهان کلهر میگويد: « اجرای کيهان کلهر در اين کنسرت به وضوح شکستن اين قالبها را در موسيقی سنتی نشان میدهد. کلهربا ساز سنتی (کمانچه) خود پا به پای سازهای زهی غربی که ويولن، ويولا، چلو و آلتا بودند حرکت میکرد و ملودیهای سه گاه، نوا و اصفهان را با چنان ترکيب قابل قبولی از لحاظ هارمونيک و اجرايی بازسازی کرده بود که نه تنها برای نوازندگان سازهای زهی غربی نا آشنا نبود، بلکه به هيچ عنوان از چهارچوبها و موازين و قوانين علمی موسيقی جهان و موسيقی سنتی ايرانی نيز بيرون نبود.»
شب فراموشنشدنی دانشگاه لس آنجلس در ساعتی کمانچه، موسيقی سنتی ايران، موسيقی غربی و حتی ساختارشکنی نيمايی را يکجا به تماشگران عرضه کرد
منبع : راديو فردا
محدودیت صدور مجوز کنسرت
برای برگزاری کنسرتها و برنامه های موسیقایی از 17 اردیبهشت تا 25 خردادماه سال جاری مجوزی از سوی دفتر موسیقی ارشاد صادر نمی شود.
بر اساس تصمیم دفتر موسیقی از نیمه دوم اردیبهشت ماه به دلیل تقارن با ایام فاطمیه و شهادت حضرت صدیقه کبری (س) که از 18 اردیبهشت تا 7خرداد ماه خواهد بود، مجوزی برای کنسرت های موسیقی صادر نمی شود.
همچنین گفته می شود بعد از این ایام نیز به دلیل نزدیکی به ایام انتخابات ریاست جمهوری، محدودیت در صدور مجوز ادامه خواهد داشت.
آن و آن
به نام خدا
آن ( حسین علیزاده ) و آن ( پژمان حدادی ) که این ، آن و آن را خلق کردند. مجموعه ای زیبا که فضایی روحانی و دلنشین را به مخاطب می بخشد و انسان زمینی را به آسمان می برد .
نمی دانم باید از کجا شروع کنم زیرا که صحبت از آن و آن که هر یک جایگاهی والا در موسیقی ایران و دنیا دارند کاری بس دشوار است.
ولی در کل سعی بر این دارم که در نقد و بررسی آثار از نام یا نامهای خالق آن چشم پوشی کنم و بدور از هر تعصبی به این امر بپردازم.
این مجموعه که به صورت کنسرتی بداهه انجام گرفته شامل دو بخش است 1- آواز دشتی 2- آواز بیات اصفهان ( بهار 1386 ) که نشر این اثر را موسسه هرمس به عهده داشته .
این کار در مجموع کار قوی و زیبایی ست و گوش کردن مکرر آن انسان را به هیچ عنوان خسته نمی کند و با هر بار گوش دادن نکته ی جدیدی در آن کشف می شود. باید به این امر توجه کرد که نوازندگی به قدری قویست و موسیقی آنقدر غنی می باشد که در هیچ لحظه از کار شنوده احساس کمبود خواننده را نمی کند.
به اعتقاد من موسیقیی که نبود خواننده در آن به چشم نمی آید حاکی از قوی بودن آن موسیقیست زیرا جامعه ی ما و مخاطبان ما خواننده محور هستند و باز به نظر من نوازنده و آهنگ ساز آنقدر باید به کار خود ایمان داشته باشد که همچین کنسرت و آلبومی را به بازار ارائه دهد. البته دیگران نیز قبلآ چنین کاری کرده اند که با استقبال مواجه نشده و اسمی هم از آنها نمی برم.
در این مجموعه 15 قطعه وجود دارد که در زیر به اختصار به آنها می پردازم.
1- دل به دل
که با مضرابهایی زیبا همراه با سکوت شروع می شود که این خود نوعی فضا سازیست . با تکیه های زیبا با مضرابهایی واضح و شفاف و پنجه کاری فوق العاده گویی علیزاده می خواهد دل را آماده و پرداخته ی اتفاقات بعد بکند.
2- به ابد
از این قطعه پژمان حدادی با تنبک نوازی خیره کننده خود وارد می شود . حدادی اصولآ با تنبک جواب ساز را می دهد تقریبآ شبیه به سازهای دیگر و صرفآ به نواختن ریتم بسنده نمی کند و این یکی از عمده دلایل ست که او را از دیگر تنبک نوازان متمایز می کند.
تا آنجا که حسین علیزاده با شبه درابهایش و حدادی با جواب تنبکش صحنه دویون اسب را تداعی می کنند .به این دلیل شبه دراب می گویم زیرا بیشتر این صدا به واسطه ی پنجه کاری ست تا مضراب زدن . از صدای جارویی که حدادی در می آورد هم نباید گذشت. قسمتی که علیزاده روی سیم اول اجرا میکند و حدادی بسته ساز می زند که فوق العاده است.
می رسیم به دقیقه 30/4 که علیزاده باز صدای اسب را با نواختنش به تصویر می کشد ولی این بار روی سیم بم .این قطعه همانند اسمش می ماند گویی کسی را رهسپار جایی می کنی ، جایی به نام ابدیت جایی که همانند اول قطعه با دلهره آغاز می شود و با چشم به راهی و افسوس به پایان می رسد.
3- شکواییه
چنان علیزاده ساز می زند که گویی از همه عالم شکوه دارد .
4- در پی روزن
تجسم کنید آدمی که سر گردان به دنبال جایی می گردد چه حالی دارد؟ به راحتی می توانید این حال و هوا را در این قطعه لمس کنید.اصلآ انگار در مقابل بازیگری نشسته اید و او دارد این نقش را بازی می کند.این که در آخر جایش را پیدا میکند یا نه با شما.
5- سحر گاه
از این قطعه رد می شوم چون چیز خاصی توجهم را جلب نکرد
6- شتافت
به شخصه این کار را خیلی دوست دارم . در نواختن سه تار از ثانیه 20 تا 40 واقعآ می توانید لطافت ، ناز و کرشمه را احساس کنید و چقدر زیبا ساز می زند حسین علیزاده و با چه قدرتی روزی سیم ها مانور می دهد.اوج کار در این ترک به نظر من از دقیقه 30/2 شروع می شود با مضراب های کوبنده علیزاده و جواب بی نظیر حدادی.
7 - زلال
با زلالی تمام شروع می شود، وارد دستگاه همایون می گردد و با چه استادیی این کار را انجام می دهد بدون اینکه کوچکترین نا هنجاریی رخ دهد.
8 و 9 - مستانه و پدیدار
گوش دادن و قضاوت این دو را به شما می سپارم.
10 - در اندرون
کار از این جا وارد آواز بیات اصفهان می شود. علیزاده در این کار گویی می خواهد دراندرون آواز
اصفهان را به ما نشان دهد و بشناساند.
11 - در پی
در این باب فقط همین را بگویم که انسانی را فرض کنید که در پی چیزی می گردد ولی نمی داند آن
چیز چیست . هر لحظه چیزی به ذهنش خطور می کند ولی باز می بیند که آن چیز ، چیزی نیست که
او آن را می خواهد . با خود حرف می زند ، فکر می کند ، گاهی می خندد و گاهی می گرید و سرانجام
خسته می شود و به خواب فرو می رود.
12 - شوق پرواز
به نظر من در بعضی قسمتهای این کار تنبک نمی نشیند و اگر نبود بهتر می شد. البته این امر دال بر ضعف پژمان حدادی نیست حاکی از قدرت بی بدیل و ذهن پویای علیزاده است
13 - خیال پرواز
در مورد این هم حرفی نمی زنم چون نمی توانم وصفش کنم.
14 - پرواز
از شوق و خیال پرواز گذشتیم و به پرواز درآمدیم چه قدر نرم ، چه با شکوه و چه با قدرت حسین
علیزاده پرواز را به ما نشان می دهد . در آسمان نا متناهی موسیقی بال می گشاید اوج می گیرد
می چرخد و آدمی با شنیدن و دیدن این پرواز به آسمان روحانیت و عرفان می رسد.
15 - بی غبار
غباری در آن آسمان دیده نمی شود همین.

قلم از نوشتن در باره ی حسین علیزاده قاصر است همچنین پژمان حدادی . این کار مانند یک دایره می ماند که از نقطه ای شروع می شود و به همان نقطه می رسد. اسامی و نام هایی که برای این مجموعه برگزیده شده وقعآ به جا و از روی دانش بوده است. می توانیم دو اسم اول و آخر را به هم وصـل کنـیم و مـشاهده می کنیم که چه عبارت زیبایی را پدید می آورند : دل به دل بی غبار.
در این نقد نخواستم که در تک نوازی ها و دو نوازی ها اسم گوشه های ردیف را بیاورم چون فکر می کنم بردن این نام ها چیزی جز محدود کردن کار و فکر ندارد و ما را از لذت های که می توانیم ببریم دور می کند.این نوع موسیقی را باید با گوش دل شنید نه عقل زیرا به نظر من موسیقی چیزی ورای عقل و زبان است همانطور که می گویند : آنجا که سخن باز می ایستد موسیقی آغاز می شود.
این در کل نظریات و احساسات من در مورد این کار بود و امید وارم توانسته باشم به خوبی آن را بیان کنم.
حتمآ این آلبوم را بخرید ، گوش کنید و لذت ببرید.
علیرضا فرخ زادی
گزارشي از سفر استراليا به قلم جلال ذوالفنون
تفکرات عرفانی ایرانی که تقریبا از قرن دوم هجری شکل گیری آن آغاز شد در قرن هفتم به اوج بالندگی رسید و این چیزی نبود جز حضور پر برکت حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی.
مولانا بخاطر ذهن گسترده ای که داشت توانست از فرهنگ های گوناگون زمان خود مثل : فرهنگ عرفانی هند ، عرفان مسیحیت ، عرفان اسلام که با فرهنگ غنی ایران ممزوج شده بود و حتی حکمت یونان ؛ الهام بگیرد و به کمک آن به اعماق وجود انسان و هویت فطری او نفوذ کند. کاری که روان شناسان غرب با دویست و پنجاه سال تجربه و تلاش و تربیت بزرگانی چون آنتوان مسیهر، فروید ، کارل یونگ و ده ها نابغه روان شناس دیگر باز در مورد شناخت درون انسان ازهویت قراردادی و مجازی جلو تر نرفتند و این تفاوت همیشه بین عرفان مشرق زمین و روان شناسی غرب وجود دارد. بنابراین وقتی صحبت از فرهنگ اصیل ایرانی به میان می آید منظور تفکری است که براساس اندیشه های عرفانی ایران و بخصوص اندیشه های مولانا شکل گرفته باشد و موسیقی اصیل ایرانی هم چیزی نیست مگر موسیقی که باز تابی از همین تفکر و فرهنگ باشد.
من به سهم خودم متاسفم که هر وقت صحبت از موسیقی اصیل ایرانی می شود تصوراتی از بی حالی و خستگی و سستی به ذهن شنونده می آید در حالی که چنان نیست ، بی حالی ، مریضی مربوط به موسیقی نیست بلکه مربوط به مجریان موسیقی است ؛ شما سرود ای ایران را درنظر بگیرید که از موسیقی اصیل ایران و مایه ی شور الهام گرفته ولی پراز شور وهیجان و شادی وسرور است.
انسان امروز مبتلا به یک خستگی تاریخی است بخاطر اینکه از اصالت خود دور و گرفتار مسائل مجازی شده است واین خستگی رفع نخواهد شد مگر با شرابی معنوی و کهنسال که ساقیان آن مولانا ، عطار ، حافظ ، نظامی ، گوته ، شکسپیر ، میلتون و امثال اینها باشند .
در کنسرتهای استرالیا سعی شده است جرعه ای از این شراب را برای شما تهیه کنیم باشد که بتواند رفع تشنگی کند.
جلا ل ذوالفنون
گزارش اجمالي از سفر استراليا به قلم استاد ذوالفنون :
روز پنجشنبه بيست و سوم بهمن ماه هشتاد و هفت با شركت هواپيمايي اتحاد (ابوظبي) از تهران و از طريق ابوظبي – سنگاپور به شهر بريزبن استراليا رسيديم (بريزبن شهر ساحلي زيبايي است د ر جنوب شرق استراليا).
مناطق مسكوني استراليا در حلقه دورتادور آنست و بخش هاي مياني آن چندان قابل استفاده و سكونت نيست.
شهرهاي اصلي و بزرگ استراليا سيدني ، ملبورن ، بريزبن ، آدليد و پرت مي باشد كه ما بجر پرت در چهار شهر ديگر اجراي برنامه داشتيم.
در بدو ورود در فرودگاه بريزبن گروهي از ايرانيان علاقمند به استقبال آمده بودند و خانم وزيري يكي از ايرانيان فرهنگ دوست و هنر دوست ساكن استراليا هستند كه ميزبان ما در بريزبن بودند و در اكثر كار هاي فرهنگي ايران سهيم ميشوند، در روزهاي آخر كه عازم ايران بوديم ايشان مشغول تداركات مراسم چهار شنبه سوري بودند . خلاصه ايشان به دليل عشق و علاقه اي كه به فرهنگ ايران دارند به بهانه هاي گوناگون اسباب تجمع ايرانيان مقيم استراليا را فراهم ميسازند و برخورد ايشان با ايراني و غير ايراني بسيار منطقي ، مودبانه و صبورانه است بهمين جهت هم هست كه ايشان در جمع ايراني و غير ايراني محبوبيت خاصي دارند.
در شصت كيلوتري بريزبن شهري است ساحلي كه ساحل آن به نامSurfers Paradeis يا بهشت موج سوران معرف است،ياد دارم كه وقتي دررستوران مي نشستيم پرندگان گوناگون اطراف ما جمع مي شدند و از دست ما غذا مي گرفتند . در استراليا پرندگان و حيوانات خيلي محترم هستند ، مثلا يك نوع بوقلمون بومي دارد كه شكار آن حدود 40 ميليون تومان جريمه دارد و بقيه حيوانات هم به همين نسبت شكار انها تاوان دارد.
مقابل منزلي كه سكونت داشتيم درياچه زيبايي بود كه صبحها به آنجا مي رفتيم و براي من خيلي الهام بخش بود، هيچ لحظه اي از اين سفر براي من بدون الهام نبود و مجموعه اين الهامات انشالله در كتابي جداگانه منتشر خواهد شد .
پس از يك هفته اقامت در بريزبن كه به ديدار و استراحت گذشت عازم آدليد شديم و قرار بر اين شد كه اجرا برنامه در بريزبن در آخر تور انجام شود.
در آدليد هم طبق معمول با استقبال گرم ايرانيان مواجه شديم ،يك روز به پارك جنگلي Buten Garden در جاده آدليد – ملبورن رفتيم كه بسيار فضاي زيبا و دلنشيني بود هم از لحاظ طبيعت و هم از لحاظ تجهيزات رفاهي ، روزي كه با دوستان ايراني در آن محل گذشت هرگز فراموش نخواهد شد.
پس از سه روز توقف در آدليد در روز بيستم در دانشگاه ، اجراي برنامه داشتيم . برنامه با شور و هيجان خاصي اجرا شد هم براي شنونده ايراني و هم براي شنونده غير ايراني و هم براي خود ما بسيار جالب و دل انگيز بود ، سالن پر از جمعيت بود كه تقريباً 20 درصد آن غير ايراني بودند . اغلب شنونده هاي خارجي مي گفتند كار گروهي شما از نظر رابطه و ارتباط با مردم شبيه جيپسي كينگ است و ما هم از اينكه توانسته بوديم چنين رابطه اي با شنونده خود ايجاد كنيم بسيار مسرور و خوشحال بوديم . قبل از اجراي برنامه گفتم كه ما اين راه دور را براي كسب شهرت و ثروت نيامده ايم بلكه آمد ه ايم كه شادي و سرور خود را با شما تقسيم كنيم و اين حقيقتي بود كه براي ايجاد صميميت بين ما و شنونده بسيار موثر بود . روز بعد از كنسرت كلاس Work Shop موسيقي و مراقبه(مديتيشن) برگزارشد، حدود چهل نفر در اين كلاس شركت داشتند كه برنامه اين كلاس در چهار بخش به شرح ذيل انجام شد :
1 - آسانا (حركات فيزيكي) براي آمادگي / توسط سينا صميمي و گلنوش ذوالفنون
2 - ريلكسيشن به منظور آگاهي بيشتر از فيزيك بدن و بهره گيري ذهني از حركات فيزيكي و بدني
3- اجراي مانترا با ملودي ايراني كه در مايه شور و با سه تار و آواز جمعي اجرا مي شد.
4- مدي تيشن همراه با موسيقي سه تار در مايه افشاري
اين كلاس حالت خاصي داشت ، تازگي آن تجربه اي لذت بخش و نشاط آور بود ، بطوريكه بعضي از افراد كلاس مي گفتند در اثر آزاد شدن ذهن و آزاد شدن جسم و هماهنگي آندو حالتي ايجاد شده بود كه موسيقي را به گوش جان مي شنيديم بطوريكه هيچگاه موسيقي را با اين كيفيت نشنيده بوديم و خود من هم بايد اعتراف كنم كه هيچوقت موسيقي خودم را با اين شفافيت و با اين پيام لطيف نشنيده بودم به هر حال تجربه اي جالب و ارزنده اي بود كه لازم شد در شرايط مناسب سعي كنيم براي شنيدن موسيقي از اين فضا استفاده كنيم در آدليد هر سال فستيوال موسيقي به نام Woom Adelaide برگزار مي شود كه قرار شد به اميد خدا اگر عمري بود در سال آينده ما هم دراين فستيوال شركت كنيم البته اين يكي از ده فستيوال موسيقي است كه هر ساله در شهر هاي مختلف استراليا برگزار مي شود، فستيوال ديگري هم در ماه نوامبر در بريزبن برگزار مي شود كه در آنجا هم صحبت بود كه اگر بتوانيم شركت كنيم به هر حال خوشبختانه به خاطر جاذبه اي كه كار ما داشت دعوت هاي متعددي براي آينده از ما شد تا ببينيم قسمت چه مي شود .
پس ازچند روز در آدليدعازم ملبورن شديم ، پرواز از بريزبن به آدليد حدود سه ساعت و از آدليد يه ملبورن حدود يك ساعت است ، در ملبورن هم مثل شهر هاي ديگر با استقبال ايرانيان مواجه بوديم و مهمان هموطنان عزيزمان بوديم يعني محبت ايرانيان در هر شهر طوري بود كه اجازه رفتن به هتل به ما نمي دادند و وقتي صحبت از هتل مي كرديم به خاطر لطفي كه نسبت به ما داشتند مي گفتند شما مي خواهيد با اين كار سعادتي كه نصيبمان شده از ما بگيريد و بدينوسيله ما را پايبند محبت خود مي كردند.
جوانان ايراني علاقمند به موسيقي در همه شهر هاي استراليا و بخصوص در شهر هاي آدليد و ملبورن زياد است بطوريكه Work Shop موسيقي ما حدود 30 نفر از جوانان علاقمند بود . در اين كلاس راجع به مسائل نظري هنر و تكنيك هاي نوازندگي تا حدي كه مجال آنرا داشتيم صحبت مي كرديم .
پس از اجراي برنامه كه در بيست و هفتم فوريه برگزار شد ، طبق معمول مورد توجه همگان قرا گرفت كه بلافاصله صبح روز بيست و هشتم عازم سيدني شديم چونكه اجراي ما در سيدني همان بيست و هشت فوريه بود و در سيدني هم طبق معمول با ابراز احساسات و محبت هموطنان موجه بوديم . آقاي كريم غياثي كه از ايرانيان دوست داشتني و از فوتباليست هاي قديمي ايران هستند محبت خاصي نسبت به ما داشتند در سفر قبل هم كه نه سال پيش بود ار محبت هاي ايشان برخوردار شديم
ايشان به لحاظ لطفي كه به ما داشتند برنامه كاريشان را طوري تنظيم كرده بودند كه در مدتي كه ما در سيدني بوديم آزاد باشند و اسباب و وسائط تفريح مثل ديدار از برجهاي سيدني تا قايق سواري و ديدن آكواريم و...را با محبتي كه به ما داشتند فراهم كردند .
يكي ديگر از هوطنان مهربان و متعهد به فرهنگ ايران در سيدني آقاي هاشم كمالي هستند كه هم در سفر قبل و هم در اين سفر ميزبان ما بودند و هم خود و هم همسر شان مثل آقاي غياثي و خانواده اشان نسبت به من و گروه ابراز محبت فروان كردند و در كار هماهنگي و برگزاري كنسرت بسيار زحمت كشيدند ، اجراي كنسرت در سالن دانشگاه سيدني بود ، دو روز بعد Work Shop موسيقي و يوگا در كتابخانه ايرانيان برگزار شد. كتابخانه ايرانيان در سيدني حدود چهار هزار جلد كتاب دارد و نسبتاً كتابخانه مجهزي است ، شنيدم كه نظير آن فقط در لندن است و در كشورهاي ديگر اگر هم باشد به اين بزرگي نيست .
پس از خداحافظي از سيدني مجدداً به بريزبن برگشتيم كه اين بار آخرين و چهارمين اجرا كنسرت در استراليا را ارائه كنيم . خوشبختانه برنامه بريزبن با همت خانم وزيري بسيار گرم و با شكوه برگزار شد ، ويدئوي هم تدوين شده كه انشالله پس از تكميل و تدوين در دسترس عموم قرار خواهد گرفت . پس از چند روز توقف در بريزبن و بررگزاري كلاس و ورك شاپ موسيقي در حاليكه خانم وزيري سرگرم برگزاري مراسم چهارشنبه سوري بودند در روز دوازدهم مارچ با بدرقه صميمانه دوستان ، استراليا را به قصد ايران ترك كرديم .
. در تمام كنسرت هاي گروه ذوالفنون كتاب گل صد برگ و كتابچه اي درباره مكتب ذوالفنون در اختيار علاقمندان قرار مي گرفت .
با تشكر از سايت رسمي استاد
اعتراض ملیحه سعیدی
ملیحه سعیدی :نزدیک به هفت ماه است كه حقوق مدرسان هنرستان موسیقی پرداخت نشده است
پس از گذشت نزدیک به هفت ماه از آغاز سال تحصیلی 88-87 هنوز مشکل عدم پرداخت حقوق مدرسان هنرستان های موسیقی دختران و پسران به قوت خود باقی است.
ملیحه سعیدی نوازنده قانون و یکی از مدرسان هنرستان موسیقی دختران با اعلام این خبر گفت : علی رغم اعتراض های فراوانی که مدرسین هنرستان موسیقی داشتند متاسفانه هنوز هیچ اقدام موثری در پرداخت این معوقه ها صورت نگرفته و تنها اقدام هنرستان دختران پرداخت یک سوم از دستمزدها بوده است و این درحالی است که هنرستان پسران همین حداقل را پرداخت نکرده است.
این استاد پیشکسوت ساز قانون در ادامه افزود : چنین برخوردی با مدرسین هنر موسیقی که همه آنها از اساتید پیشکسوت این هنر هستند دور از انصاف است ودرشان هنرموسیقی نیست چرا که این اساتید با همه مشکلات موجود تنها به خاطر عشق و علاقه ای که به موسیقی دارند به کار در چنین شرایطی راضی می شوند.
وی در ادامه افزود : تنها انگیزه من برای آموزش در هنرستان دختران و پسران یاد دادن ساز قانون به علاقمندان و بقای این ساز است و گرنه هیچ انگیزه دیگری برای تدریس در این هنرستان ها ندارم و فقط احساس مسئولیت می کنم.
سعیدی در پایان به برنامه های خود در سال جدید اشاره کرد و گفت : دو آلبوم موسیقی کلاسیک و یک آلبوم موسیقی کودک به نام "سبزه ریزه میزه" که کار مشترکی با جمید جبلی است به زودی روانه بازار خواهد شد.
سال نو مبارک
به امید اینکه انسانیت در این سال جدید مقدم بر تمام کارهامون باشه.
سال خوبی را برای تک تک شما دوستان آرزو مندم


