جدال لفظي شجريان و ذوالفنون
در حاشيه برگزاري نمايشگاه سازهاي ابداعي، نشستي با حضور هنرمندان و سازسازاني از جمله محمدرضا شجريان در تالار بتهون خانه هنرمندان برگزار شد، كه با حاشيههايي همراه بود.
صدها نفري كه براي بازديد از نمايشگاه سازهاي ابداعي و شركت در دومين نشست مرتبط با آن به تالار بتهون خانه هنرمندان ايران آمده بودند، شايد به شيوه هميشه، منتظر سخنراني چند استاد موسيقي بودند اما همه چيز به روال دو ساعت آغاز برنامه پيش نرفت.پس از سخنراني كوتاه داريوش طلايي و صحبتهاي طولاني جمال سماواتي، تنها چنين بحث پويايي ميان چهار استاد موسيقي ايراني ميتوانست دستهاي جمعيت خوابآلوده را هر چند دقيقه يكبار به هم بكوبد و صدها تماشاگر ايستاده را وادار به ماندن كند.
سماواتي:اين نهضت نقصيابي را درك نميكنم
گرچه سماواتي در صحبتهايش مخالفت صريحي با مسئله ابداع ساز نكردهبود اما با نقدها و طرح سوالهاي بسيار صحبتهايش را اينگونه آغاز كرد:«ما شيفته مفاهيمي هستيم، آنها را از فرهنگي قيچي مي كنيم، وارد فرهنگمان ميكنيم و طبيعتا به بنبست مي خوريم. وقتي مفهومي را مثل نوآوري در ساز وارد فرهنگمان ميكنيم، بايد تاكيد كرد كه اين بخش قضيه مصنوعي است.بعضيها بعضي سازها را از دل تاريخشان "سزارين!" ميكنند و بعضيها اين فرصت را ميدهند كه سازها در روند تكاملي خودشان تكميل شوند.»
سماواتي با تعجيل در اين روند مخالف بود اما ضرورت ابداع سازهاي تازه را انكار نكرد:«بايد اين ضرورت از جانب سه گروه احساس شود. نوازنده،آهنگساز و يا هنرمند و خوانندهاي كه احساس ميكند صدايي كه در اركستر همراهي مي كند، اين صدايي نيست كه خودش ميخواند و ميبيند كه كسي كاري نمي كند، پس خودش آستينها را بالا ميزند و ساز را مي سازد.»
او ادامه داد:«ضرورت خودش را به طور تدريجي نشان ميدهد، اما مشكل اينجاست كه ما چند دهه است كه اين وضعيت را تحمل مي كنيم، اما هيچ صحبتي نميكنيم و به ناگهان آتشفشاني در اين زمينه فوران ميكند.كشف نقص،حرفي است كه در طول زمان ايجاد ميشود اما اين نكته كه يك نهضت بزرگ نقصيابي راه افتاده و لشگري به دنبال آن هستند را درك نمي كنم.»
سماواتي اعتقاد دارد كه يك ساز كه در دست نوازندهاي نافرماني ميكند، اما همين ساز در دست نوازندهاي ديگر 45 دقيقه كوك در نميكند. يعني اگر هنوز استاد زندهاي وجود داشته باشد كه در اجراي زندهاي برنامه تكنوازي كامل تار را با سازي كه گوشياش دست زده نشده، تا انتها و بدون كوك دركردن اجرا كند، صدور اجازه اينكه بگوييم اين ساز ناقص است و نقص ساختماني دارد، مشكل است.
جمال سماواتي در پايان، مخالف تلويحياش را با اين ايده تازه عنوان كرد:«اين سازهاي جديد تاثير مستقيم روي كار ما خواهند گذاشت و ديگر اين صداها، اين نازها و اين چيزي كه ما را به زنجيره ژنتيكي كشور وصل مي كند، وجود نخواهد داشت.»
شجريان دربرابر سماواتي
پس از گفتار طولاني جمال سماواتي، محمدرضا شجريان صحبتهايش را آغاز كرد:«نميدانم آقاي سماواتي ميدانستند كه اين عده براي چه اينجا جمع شدهاند يا نمي دانستند؟»
وي ادامه داد:« اين گروه براي رونمايي از سازهاي ابداعي در اينجا جمع شدهاند نه سازهاي گذشته.آن سازها سرجايشان هستند و اگر امثال آقاي سماواتي فكر ميكنند كه بايد به صداي ساز تكنوازها گوش كنيم، اين طور نيست؛ جوانها راه خودشان را مي روند. ما بايد كمكشان كنيم و بگذاريم نيرويشان در جهت انگيزهاي كه ميخواهند درست به كار برود.اگر بخواهيم حكم يك ژاندارم را داشته باشيم كه منتظريم هركسي ميخواهد كاري كند بايد به ما توضيح بدهد، سخت در اشتباهيم.»
شجريان در ادامه گفت:«من 45 سال در صحنه و استوديو بودهام و فكر نميكنم هيچ كدام شما اين كار را كرده باشيد.نيازي را كه من احساس كردهام فكر نميكنم هيچ كدام شما احساس كرده باشيد.پس بگذاريد اين جوان كارش را بكند.خوب اگر كارش بد است گوش نمي دهيم.ولي اينكه اينهمه فكر شده و جوانان اينجا جمع شده اند و كار ابداعي دارند بهتر است توي ذوقشان نزنيم و راهنمايي شان كنيم.در طول اينسالها اين همه احساس نياز كردهايم اما كسي نساخته است.بمترين صداي ما عود است در حالي كه به بمتر از آن هم احتياج داريم.»
فرهمند:بهتر است واقعيت را ببينيم
محمود فرهمند، موسيقيدان و سازنده ساز مشكل موسيقي و سازسازي را در جاي ديگر جستجو كرد:«موسيقي و ساز دو خط موازي هستند؛ وقتي موسيقي حركت مي كند، سازنده هم همراه با او به جلو مي آيد.من مخالفتي با نوآوري ندارم.سازي را مي بينم كه دوستان بسيار زحمت كشيده اند، اما آيا زماني شده كه دوستان نوازنده پيشنهاد بدهند اين سازها را جمع كنيم و از آنها اركستري بسازيم و نتيجه كار را ببينيم، نه اينكه همينطور بگوييم دست شما درد نكنه آقاي ژاله و بعد دكور خانهاش شود.»
او ادامه داد:«در دوره حاضر ارتباطي بين نوازندهها و ساز سازهاي ما وجود ندارد.يك سري از نوازنده ها هستند كه ساز سازها را گمراه مي كنند.بايد واقعيت ها در جامعه گفته شود. گاه سازندهاي كه احتياج مالي دارد و با هزار بدبختي ساز را درست ميكند و به كلاسي مي برد، اما مربي به جاي اينكه پول واقعي او را بدهد، درصد بيشترش را در جيب خودش مي سازد.»
اين نوازنده افزود:«بزرگترين مسئله سازسازي اين نيست كه ما بنشينيم اينجا و به شما بگوييم كه ساز بسازيد و ما از شما حمايت مي كنيم. شعار دادن يكي از خصلتهاي ايراني هاست؛ اما وقتي به عمل ميرسيم ميبنيم خيلي عقبيم. ما درجا مي زنيم براي اينكه موسيقي ما در جا ميزند.»
ذوالفنون: توانمندي هنرمند فراتر از ابزار است
جلال ذوالفنون نوازنده سه تار صحبت هايش را به پاسخ گفتن به شجريان و در دفاع از سماواتي شروع كرد:«آقاي شجريان فرمودند كه بايد جوانها را به نوآوري تشويق كنيم، اين كار بزرگي است وگفتند همواره با نوآوري مخالفت ميشود.من ميخواهم عرض كنم كه اگر مخالفتي از نوع مخالفت آقاي سماواتي وجود دارد، ايشان بايد در فكرشان تجديد نظر كنند، چون به عقيده من حرفهاي سماواتي در واقع مخالفتي نبود.»
او ادامه داد:«اگر ميخواهيم ساز جديد داشته باشيم، بايد به دنبال انديشههاي جديد باشيم.پس هرچه ذهن ما به سمت تعالي حركت كند، دنياي بيرون ما هم متعالي مي شود.يكي از چيزهايي كه بايد به آن بپردازيم،آن است كه آقاي سماواتي اشاره كردند.ابزار براي انجام كار است.كاري بايد انجام شود و ما بايد بگوييم اين ابزار توانمندي اش را دارد يا نه.»
او گفت:«اما جاي سوال آنجاست كه از سازهاي هزار ساله و دو هزار ساله ما درست استفاده شده يا نه. به گمان من كساني كه فكر مي كنند موسيقي هنر است، در اشتباهند.»
ذوالفنون سپس به تعريف موسيقي پرداخت و با بيان اينكه "موسيقي تركيبي از اصوات و نظم زماني كه ريتم است."، گفت«موسيقي زماني ميتواند بدل به هنر شود كه پيامي روي آن بيايد.»
اين نوازنده ادامه داد:«حالا مي رسيم به اينكه موسيقي ما چي هست كه بگوييم چي لازم دارد. در اين زمينه من فكر مي كنم اصلا انديشه لازم را نداشتهايم. دو عامل در تاثيرگذار ي موسيقي نقش دارند؛ يكي اينكه پليفوني است و يا اينكه از بداهه پردازي بهره ميبرد و از آنجا كه ما پليفوني نداريم، پس بايد سراغ بداهه پردازي برويم.»
ذوالفنون افزود:«آقاي شجريان اشارهاي كردند كه چرا ما سراغ تك نوازي ميرويم. جواب اين است كه در تكنوازي بهتر ميشود بداههپردازي كرد. اين بداهه نوازي در گفتار، شعر ، ادبيات، روابط ذهني و داد و ستدهاي روحي ما وجوددارد. مثلا:" ميگه آقا داشتم مي رفتم خونه خاله ام گفتم سري هم به تو بزنم." بداهه. به نظر من موسيقي تكنوازيما موفقتر است چرا كه فضاي بداهه در آن بيشتر است.»
ذوالفنون كه سعي ميتوان شوخطبع باشد، گفت:«آقاي شجريان اگر كمبودي در موسيقي گروهي حس ميكنيم به همين دليل علاقه ما به تكنوازي است.»
وي در پايان گفت:« ما كمبود هنرمند داريم.تمام موسيقي كه من در اين مملكت ميشنوم الگوي زميني دارد.به ندرت چيزي مي شنوم كه الهامات آسماني داشته باشد. همه اش چيزهاي سطح پايين زميني است. موسيقي ايراني اينقدر درونش عظمت دارد كه انساني بايد خيلي والا باشد كه به آن برسد.»
سرير:بداهه نوازي مانند صحبت خانه خاله نيست
محمد سرير، مديرعامل خانه موسيقي كه هدايت نشست را به دست داشت،در پاسخ به صحبتهاي بيان شده گفت:«در بحث همنوازي من فكر مي كنم نظر آقاي شجريان مبتني به پليفوني در موسيقي ايراني است.موسيقي ايراني و بداهه نوازي مانند صحبتي كه آدم ميرود خانه خالهاش نيست.يك سري چارچوب هايي دارد.»
وي ادامه داد:«بداهه نوع آزاد و خالي از نرم نيست.در آن هم خلاقيت هست و هم ملاحظاتي.خيلي توجه، تمركز و خلاقيت ميخواهد.طرف بايد هم آهنگساز باشد و هم نوازنده. كار همنوازي در موسيقي ايراني بسيار بسيار سهل و ممتنع است.»
شجريان:حرف من كميت نبود
گرچه قرار بود در ساعت آخر نشست به پرسش هاي حاضران پرداخته شود اما بحث ميان اساتيد همچنان ادامه داشت.شجريان در پاسخ به صحبتهاي ذوالفنون گفت:«من با تك نوازها زندگي كردهام و آوازهاي من كنار نوازنده هايي قدر بوده است.ما با اركستر تصنيف ميخوانيم كه شنوندههاي بسيار دارد. ما نميخواهيم بخش تك نوازي را كمرنگ كنيم وحتي در كارهايي كه براي خارج از ايران اجرا ميكنيم روي تك نوازي تكيه بيشتري داريم.»
وي افزود:«اما آهنگسازها و مردم ما اين احساس كمبود را كردهاند.ما اركستر را از نظر كميت در نظر نمي گيريم.در در تشكيل گروه شهناز كارهايي ابتدايي كردهايم و سازهايي هم كه ساخته ايم سازهاي ابتدايي است.اما مهم اين است كه نوازنده قبول كند و شنونده بپذيرد.»
منبع :
میراث فرهنگي
سمفونی فریاد خطر
سمفونی فریاد خطر، اثری از سهراب پورناظری به همراهی فردین خلعتبری، در حضور میرحسین موسوی رونمایی شد.
فریاد خطر نام اثری موسیقیایی است که در قالب سمفونی، به آهنگسازی و خوانندگی سهراب پورناظری و با تنظیم فردین خلعتبری، بر روی شعری از زنده یاد فریدون مشیری، در حمایت از کاندیداتوری میرحسین موسوی، ساخته و در حضور وي رونمایی شد.
سهراب پورناظری آهنگساز و خواننده گروه شمس، که ساخت این سمفونی را بر عهده داشته است اعلام کرد پس از رونمایی این اثر در حضور مهندس میرحسین موسوی، «فریاد خطر» به طور گسترده و به صورت رایگان در اختیار عموم مردم و هواداران این کاندیدا قرار خواهد گرفت. تنظیم این اثر را فردین خلعتبری، دیگر موسیقیدان برجسته کشورمان بر عهده داشته است.
انصراف محمد رضا شجریان از باغ هنر بم
ادامه مطلب
کنسرت شجریان
مجيد درخشاني» آهنگساز و سرپرست گروه شهناز از اجراي تيرماه اين گروه در برج ميلاد خبر داد.

«مجيد درخشاني» گفت: قصد داريم كنسرت گروه شهناز را تير ماه سال جاري در برج ميلاد برگزار كنيم بر اين اساس هفته گذشته براي تست سالن و چيدمان صحنه به برج ميلاد رفتيم و بعد از بررسي اين سالن را براي اجرا انتخاب كرديم.
وي ادامه داد: هنوز تاريخ دقيق اين كنسرت مشخص نشده اما 8 و يا 6 شب خواهد بود.
درخشاني در خاتمه در خصوص چگونگي اين كنسرت خاطر نشان كرد:كنسرت ما در دو بخش خواهد بود به طوري كه در بخش اول قطعاتي را در بيات اصفهان بر اساس ساختههاي استاد شجريان و خودم اجرا خواهيم كرد البته شروع بخش اول با قطعه سازي «شكايت ني» از وزيري خواهد بود و به دنبال آن تصانيفي را اجرا خواهيم نمود.بخش دوم برنامه را نيز كه هم اكنون در حال تمرين هستيم با يك پيش درآمد آرام آغاز و آن را به ساقينامه وصل ميكنيم.
واقعآ هم جالبه و هم سخت که ۶ تا ۸ شب کنسرت اجرا کرد امیدوارم هدف فقط مخاطب باشه و همیطور امیدوارم که شاهد یک چیز جدید باشیم نه مثل ۲ تا کار گذشته تکراری و و عجولانه.
جوی نقره مهتاب
يکي از ويژگي هاي موسيقي شرق وجود پارامترهايي است که امکان بداهه پردازي را براي نوازنده يا يک خواننده فراهم مي کند.
اين پارامترها عميقاً ريشه در فرهنگ مردم مشرق زمين دارد و شامل عواملي مانند نوع موسيقي، شيوه برخورد با ريتم در آن، گردش ملودي ها و ريتم ها و بسياري از مشخصات ديگري که حتي از فلسفه شرق نشات مي گيرند، است. چيزي که در موسيقي کلاسيک اروپا تا دوره باروک هم وجود داشت ولي کم کم در قرن 19 و اواسط 20 به صورت تنها بخش کوچکي از يک يا چند قسمت از کل يک اثر درآمد و هدف از طرح آن نشان دادن توانايي هاي تکنيکي نوازنده به بيننده بود که البته اين، با فلسفه بداهه پردازي در شرق به کل متفاوت است. با اين وجود در کارهاي آهنگسازان مدرن از نيمه قرن 20 به بعد که بسيار متاثر از فرهنگ و موسيقي شرق بودند، بداهه نوازي گاه به صورت ايده اصلي مطرح مي شود و حتي در پارتيتور اين آثار ممکن است به اختيار آهنگساز، در قسمت هاي زيادي اين آزادي به نوازنده داده شود که نوازنده به بداهه نوازي بپردازد. پارامترهاي ذکر شده به اضافه مقبوليت هنرمند و موسيقي او وقتي در بستري غني يعني جامعه قرار گيرد، در طول ساليان باعث مي شود بداهه نواز يا بداهه خوان از ارزش خاصي در بين مردم برخوردار شود. نگاه به جايگاه هنري کساني چون محمدرضا لطفي و حسين عليزاده در جامعه امروز ايران يا راوي شانکار در هند و نصرت فاتح عليخان در پاکستان گواه اين مدعا است.

بداهه نوازي و بداهه خواني در موسيقي ايران اساساً مبتني بر شناخت کامل نوازنده و خواننده از رديف موسيقي دستگاهي است. بدين ترتيب که هنرمند با در نظر گرفتن طرحي کلي از کاري که در ذهن دارد و با توجه به ملودي ها و گوشه ها و جملات رديف و همچنين توانايي هاي تکنيکي و ظرافت هايي که مختص خود او است، بداهه پردازي مي کند. از نمونه هاي والاي اين بداهه نوازي ها مي توان به ابوالحسن صبا، علي اصغر بهاري، احمد عبادي و ديگران اشاره کرد. عبادي در گفت وگويي با مجله رودکي در دي ماه 1354 (شماره51) درباره نوازندگي خود مي گويد؛ «کار من اصلاً بداهه نوازي است. يعني حالتي را که در لحظه در مغز و روحم دارم در هنگام نواختن منتقل مي کنم. بايد حس نواختن پيش بيايد و اين بستگي به حالتي دارد که هنگام نواختن در نوازنده وجود دارد. من مثل صفحه يا نوار نيستم که هميشه به يک شکل و با يک حالت موسيقي ام را عرضه کنم.» اين مي تواند بهترين تعريف بداهه نوازي از ديد يک نوازنده که تقريبا تمام وقت نوازندگي خود را به اين موضوع اختصاص داده است، باشد. اما اينکه اساساً چه چيز باعث مي شود که هنرمند بخواهد احساس خود را در قالب موسيقي بيان کند نيز مي توان در گفت و گويي توسط مرحوم استاد محمود هاشمي با استاد عبادي دريافت؛ «روزي از استاد عبادي پرسيدم حال يعني چه؟ ايشان فرمودند وقتي که خودت شدي و خودت را پيدا کردي سازت حال دارد، ولي اگر احساس کردي خودت هم با سازت حال نمي کني، مطمئن باش که کسي هم از شنيدن آن حال نمي کند.» (محمود هاشمي سازنده بنام سه تار و شاگرد استاد عبادي است و آلبومي که در اين نوشتار به آن مي پردازيم هم با ساز ايشان ضبط شده است.)
بهداد بابايي نوازنده سه تار پس از آخرين حضور خود روي صحنه تالار وزارت کشور در زمستان 87 با حسين عليزاده و مسعود شعاري در اجراي قطعه ترکمن به همراهي ارکستر سمفونيک ناسيونال اوکراين، به تازگي آلبومي به نام «جوي نقره مهتاب» با تنبک نوازي نويد افقه به بازار داده است. او که سه تار نوازي را در هفت سالگي نزد پرويز مشکاتيان آغاز کرده، تاکنون در فراگيري سه تار از استاداني مثل پيرنياکان، طلوعي و فيروزي نيز بهره برده است.
در ارکستر سازهاي ايراني اغلب از سه تار به دليل صداي کم نسبت به بقيه سازها و رنگ خاص صدايش استفاده نمي کنند. بسيار پيش مي آيد که اکثر نوازندگان سه تار براي نوازندگي در ارکستر ساز خود را تغيير دهند. حتي با کمي دقت در سه تارنوازي هايي که گهگاه در کارهاي ارکسترال شنيده مي شود متوجه مي شويم نوازنده اصلاً ساز تخصصي اش سه تار نبوده؛ با اين وجود رنگ آسماني صداي سه تار باعث شده بسياري از ساز و آوازهايي که به عنوان شاهکارهاي موسيقي ايراني شناخته شده اند، با همين ساز به اجرا درآمده باشند. بهداد بابايي از نوازندگاني است که از ابتدا به عنوان سه تارنواز شناخته و با کار خود در گروه عارف از سال 73 به عنوان سوليست مطرح شد و تاکنون در ساز و آواز آلبوم هاي مختلف با خوانندگاني چون محمدرضا شجريان، ايرج بسطامي، شهرام ناظري و عليرضا نوربخش همکاري داشته است. «جوي نقره مهتاب» اولين آلبوم مستقل اوست که بدون همراهي آواز است. پيش از اين آلبوم بداهه خواني و بداهه نوازي با آواز ايرج بسطامي و سه تار بابايي منتشر شده بود که اولين آلبوم او به همراه آواز بود. او در مورد جايگاه بداهه نوازي در موسيقي ايران مي گويد؛ «رفيع ترين، برجسته ترين و نقطه اوج موسيقي ما رسيدن به جايگاه واقعي بداهه نوازي است. بداهه نوازي به معناي خلق در لحظه، مرتبتي است که زحمت، ممارست، مرارت، نبوغ و استعداد و تيزهوشي بالايي را مي طلبد. تنها تمرين و ممارست براي رسيدن به اين جايگاه کافي نيست، بلکه بايد تمامي اين عوامل دست به دست يکديگر بدهند تا استادي در موسيقي ما بر کرسي بداهه نوازي بنشيند و استاداني هم که به اين جايگاه مي رسند از استادان خاص ما محسوب مي شوند که جايگاهي رفيع و نام هايي ماندگار در کارنامه موسيقايي اين کشور دارند. هنر يعني اتفاق و بداهه نوازي اتفاق در لحظه است. زيباترين و دل انگيزترين فرم موسيقي ما، فرم هايي از موسيقي است که استادان بداهه نواز در لحظه آنها را اجرا کرده اند.»1
عنوان آلبوم «جوي نقره مهتاب» از يکي از شبانه هاي احمد شاملو گرفته شده و گزينش اين نام به اعتقاد بابايي از آن جهت است که اين عبارت علاوه بر خيال انگيز بودنش، تاکيدي است بر جايگاه ويژه انديشه در نگاه اين شاعر. زمان ضبط تا انتشار اين آلبوم از زمستان 86 تا زمستان 87 يعني يک سال طول کشيده است.
اين اثر تماماً در «آواز ابوعطا» به گردش مي پردازد. در بين قسمت هاي آوازي پنج قطعه با همراهي تنبک اجرا مي کند. آلبوم با ريزي ممتد که بعد از سه دفعه تکرار به نتيجه مي رسد، از نت تونيک شور آغاز مي شود و در نهايت به ابوعطا فرود مي آيد. سپس با پيش درآمدي زيبا از پرويز مشکاتيان گويي کار، با صورت جدي تري ادامه پيدا مي کند. پيش درآمد، فضا را کاملاً براي شروع يک ابوعطاي بااحساس آماده مي کند. در اين قطعه مي توان به کنتراست هايي که بابايي بين سيم بم و سيم اول برقرار کرده، اشاره کرد به خصوص در پايان قطعه. بعد از پيش درآمد، او ابوعطا را با گوشه هاي درآمد، دشتي و جامه دران ادامه مي دهد. اگرچه مشابهت ملودي ها در رديف هاي سازي و آوازي، گاه تشخيص آنها از همديگر را کمي مشکل مي کند اما به نظر مي رسد گوشه رامکلي اجرا شده توسط بابايي اقتباسي است سازي، از رامکلي اجرا شده توسط استاد دوامي در رديف آوازي ايشان؛ به لطف و خïلق توان کرد صيد اهل نظر/ به دام و دانه نگيرند مرغ دانا را؛ نکته يي که در آوازهاي اجرا شده کمي شايد به گوش تکراري و گاه خسته کننده برسد، استفاده بسيار از يک نوع پنجه کاري باشد. کندن هاي دوتايي و سه تايي که گاه به سيم دست باز وصل مي شود، تکنيکي است که در طول تمامي آوازها و بعضاً در قسمت هايي از قطعات ريتميک به دفعات شنيده مي شود. سوالي که ممکن است پس از شنيدن آواز هاي اجرا شده از درآمد به بعد در ذهن شنونده حرفه يي پديد آيد اين است که اجراي دقيق گوشه هاي رديف را تا چه حد مي توان «بداهه نوازي» دانست؟ به بيان ديگر مرز بين رديف نوازي به شيوه شخصي که با تزئينات فراوان همراه شده، و بداهه نوازي که هم در آن رديف شنيده مي شود و هم دقيقاً رديف نيست، کجاست؟
پس از گوشه سَیَخی بابايي گوشه حجاز يعني اوج ابوعطا را با چهارمضرابي در قالبي کلاسيک شروع مي کند. شنيدن پاساژهاي سريع بالارونده، ريزهاي با تراکم زياد (کوتاهي فاصله بين راست و چپ در زمان کم)، کندن سيم طوري که صدا سيم گونه باشد و به کار بردن افکتي مانند گذاشتن دست راست روي خرک، از جمله تکنيک هايي است که شيوه سه تار نوازي بابايي را بهتر مشخص مي کند. خود او در مورد سرعت در نوازندگي اش مي گويد؛ «سرعت، عامل تاثيرگذاري است اما اين سرعت جزيي از سرشت و رفتار نوازندگي من است. چنان که اين مساله در سخن گفتن بنده نيز مشهود است. همواره سعي کرده ام اين خصيصه ذاتي را به خدمت احساس، اصالت و زيبايي درآورم.»
ريز را در نوازندگي بابايي مي توان به سه گونه تقسيم کرد؛ اول ريزي که مشابه نقش آرشه کشيده روي يک نت را ايفا مي کند؛ ظاهراً بابايي اين نوع را به دو نوع ديگر ترجيح مي دهد، دوم ريزي که به سبک قدما است يعني راست و چپ در آن سرعت و تراکم زيادي ندارد و مضراب عميق تر با سيم درگير مي شود و سوم تک ريزهايي است که تک در آن معمولاً روي سيم بم يا سيم سوم(هنگام) و جزء جمله ملودي است؛ و ريز روي سيم اول يا دوم نواخته مي شود.
در قطعه «سيل اندوه» با در نظر گرفتن اين که کنتراست هاي زيباي بين مضراب ها فضاي جديدي را ايجاد کرده است و همچنين در جنب و جوش بودن قطعه از لحاظ ريتميک و ملوديک، اگر به واسطه نام قطعه نبود چه بسا شنونده به دنبال اندوهي نمي گشت. در اين قطعه و همچنين قطعه «تا مهتاب» نبايد نقش موثر تنبک افقه را ناديده گرفت، به خصوص که تکنيک هاي استفاده شده توسط او تاکنون بيشتر در تکنوازي تنبک شنيده شده بود.
منبع :
روزنامه اعتماد


