گروه شمس براي اولين بار در وودستاك كنسرت ميدهد
وودستاك براي اولين بار در عمر 40 ساله خود، از يك گروه ايراني (گروه شمس) براي اجراي برنامه دعوت به عمل آورده است.

گروه شمس در كنار بيش از 100 گروه موسيقي جهان براي بزرگداشت صلح، عشق و معنويت 25 اكتبر مصادف با 3 آبان در وودستاك آمريكا برنامه اجرا ميكند.
كيخسرو پورناظري؛ سرپرست گروه شمس با اعلام اين خبر گفت: آثاري همچون در حصار شب، ساربان،آي وي يو و مستان سلامت ميكنند با اشعار مولانا و محمدرضا شفيعيكدكني به آهنگسازي تهمورث پورناظري و خوانندگي سهراب پورناظري توسط گروه شمس در اين كنسرت اجرا ميشود.
پورناظري در ادامه افزود: دليل انتخاب و اجراي اين قطعات اين است كه آثار و انديشههاي مولانا سرشار از معنويت، عشق و صلح و دوستي است بنابراين با هدف وودستاك كه مخالفت با سياستهاي آمريكا و بزرگداشت صلح و عشق و معنويت است، هماهنگي دارد و از سوي ديگر ميتواند معرف شايستهاي براي فرهنگ و هنر ايراني باشد.
وودستاك شهري نزديك نيويورك است كه 40 سال قبل در اين شهر گروهي از هنرمندان موسيقي متشكل از جيمي هنريكس و جون بائز در اعتراض به سياست آمريكا و جنگ ويتنام كنسرتي را برپا كردند. آنان پيش بيني ميكردند كه 40 هزار تماشاگر براي ديدن اين برنامه بليت تهيه كنند، ولي بيش از 500 هزار نفر به صورت رايگان از اين برنامه ديدن كردند كه از اين اتفاق به عنوان بزرگترين اتفاق موسيقيايي مردمي ياد ميشود. از آن پس هر سال در بزرگداشت صلح و معنويت كنسرت وودستاك برگزار ميشود و امسال براي اولين بار گروهي از ايران در اين كنسرت برنامه اجرا ميكند.
كنسرت بزرگ وودستاك 25 اكتبر در سانفرانسيكو براي 100 هزار بينننده اجرا خواهد شد.
گروه شمس به همراه بيش از يكصد گروه در گلدن گيت پارك سن فرانسيسكو به اجراي برنامه ميپردازد.
گروه شمس متشكل از نجمه تجدد:همخوان، حميدرضا تقوي:سنتور، روبين واسي:پركاشن، حسين ذهاوي: پركاشن، شهاب پارنج: پركاشن، ندا خاكي: تنبور و همخوان همراه با كيخسرو، تهمورث و سهراب پورناظري در چهلمين وود استاك شركت ميكند.
گروه شمس در حال برگزاري كنسرت آمريكاي خود با عنوان براي ايران به دعوت ميستيك ورد موزيك است كه اين كنسرت (Mystic World Music) تا 17 آبان ماه در شهرهاي نيويورك، واشنگتن، لوس آنجلس، سن فراسيسكو و سنديگو ادامه خواهد داشت.
فریدون فروغی
|
صداي زخمي فريدون را خسته تر از هميشه ، خسته تر از آن زمان كه در كافه فيروزه با فرهاد بود در كار شاملو وگلسرخي و …، در كافه اي در جزيره كيش شنيديم . صدايي كه يادآور رنجهاي گذشتگان بود. صدايي گرم و شفاف .آوازي كه واقعاً از روي احساس به نوا در مي آمد گويي كه در عين خواندن سروده مي شد. ![]() صداي بغض آلودی كه گاهي صداي هق هق گريه خفه شده را مي توان در آن حس كرد، صداي كسي جز فروغي نمي توانست باشد. ملوديهاي بسيار رسا كه با ما حرف مي زنند و گاه گداري به سوزناكي صداي آواز خوان متمايل مي شود و پنجه در خاطرات و آرزوهاي ما مي اندازد و ترانه هايي ساده كه براي هر كسي نمودي در دنياي خارج مي يابد. فروغي در اوايل دهه 50 بواسطه صداي بم و در عين حال خوش نشين خود به سرعت از طريق برنامه هاي راديو و تلويزيون به عنوان خواننده اي با سبك فرهاد معرفي شد و مانند ساير خواننده ها در سينما نيز به به خوانندگي پرداخت. فريدون فروغي وقتي شروع به آواز خواندن كرد كه اوضاع و احوال جامعه منتظر همچنين صدايي و بغضي بود. سالهاي انقلاب در راه بود و بغض فروخورده و مشتي گره كرده . صداي دلنشين وي هم شور يك اعتراض شديد را داشت و هم اندوه يك ملت را. «فرياد رس» ترانه اي است كه در سال 1352 متولد شد. سروده اي از «فرهاد شيباني» با موسيقي «اسفنديار منفردزاده» « آدمك » و «پروانه ي من» با موسيقي تورج شعبانخاني را براي فيلم آدمك ساخته خسرو هريتاش خواند و بعد «فتنه چكمه پوش» را براي فيلمي بهمين نام از همايون بهادران. فروغي در طي دوره هنري خود هيچگاه تن به ابتذال نداد و همواره نوعي خاص از متانت و اصالت را در آثارش مي توان تعقيب كرد. بعد از انقلاب، ترانه معروف « يار دبستاني من » را در فيلم «از فرياد تا ترور» را به اجرا گذاشت و كم كم در عرصه عمومي حضوري كم رنگ پيدا كرد و اجازه انتشار آثارش به او داده نشد و اين در حالي بود كه دعوتنامه هاي بسياري از آن سو برايش فرستاده مي شد و تشويق به اجراي كنسرت مي گشت اما فروغي عاشق بود: «نفسم اين خاكه / خون گرمم پاكه / واسه رفتن ديگه ديره / تن من اينجا اسيره /خاك اينجا چه عزيزه» ساخت فيلمي 42 دقيقه اي بنام « قريه من » توسط «مهران زينت بخش» كه به معرفي فريدون مي پردازد به سوگنامه اي در هجرت او بدل گشت. چرا كه فيلم برداري آن از 20 مهر ماه سال 80 يعني از شب هفتم فريدون شروع شد و نهايتاً به روستاي قرقرك منتهي شد . چرا كه فريدون قرقرك را خيلي دوست داشت و اغلب به آنجا سر مي زد و هميشه ترانه «قريه» را مي خواند :»روياهاي من قريه ايست قديمي / تو مشتي سايه ، اما صميمي …» فيلم «قريه من» در اكران عمومي خود در چند فرهنگسرا در تهران با استقبال خوبي برخوردار شد . اين فيلم در واقع يك نوع سفرنامه است . سفري به روستاي قرقرك و آرامگاه فريدون فروغي صداي جاودانه ي موسيقي ملي ايران و از آنجا هم بازگشت به گذشته كه سرگذشت زندگي و كار فريدون از زبان خانواده و اطرافيانش است. آخرين كار سينمايي فريدون يك استثناء بزرگ است. از نظر اغلب تحليل گران يكي از عوامل پر فروش شدن فيلم ضعيف « دختري بنام تندر» تيتراژ آن بوده است كه فروغي پس از سالها سكوت شعر «مي ترواد مهتاب» نيمايوشيج را بر آن اجرا كرده بود. حميد رضا آشتياني پور كارگردان فيلم پس از عدم تمايل فريدون به خواندن از طريق خسرو شكيبايي فروغي را به خواندن براي فيلمش راضي مي كند و فريدون هيچگاه نتوانست در اكران عمومي صدايش را بشنود چرا كه يك هفته قبل از اكران در سينماها درگذشت. قبل از آن هم كيومرث پور احمد نتوانست براي فيلم «گل يخ» با داستاني پيرامون زندگي خواننده اي محكوم به سكوت ( چيزي شبيه به زندگي خود فروغي ) مجوز حضور فروغي را بعنوان بازيگر دريافت كند. كارهاي ساخته شدة فريدون در دوران خاموشي ، حتي آلبوم آماده ي «توحيد» كه تماماً در وصف حضرت علي (ع) بود با بي مهري مسئولان موسيقي كشور ترد شد. جمعه 13 مهرماه 80 روز سياهي بود كه پرده هاي اتاق كوچك فريدون هرگز طلوع صبح را به خلوت او راه نداد ، روزي كه مقرر شد ديگر هرگزگيتارش به نوازش انگشتان هيچ دستي به لرزه درنيايد، روزي كه ديگر قوزك پايش ياراي رفتن كه نه تاب ماندن هم نداشت. مدت كوتاهي بعد از مرگش ، مادر پيرش هم به او پيوست و بعد شوهر «پروانه » خواهرش كه هر سه در كنار هم در روستاي «قرقرك» اشتهارد كرج به خاك سپردند جايي دور در كنار بركه اي كوچك در آستانه كوهي بلند و در آرامشي كه سالها انتظارش را مي كشيد. زندگی نامه : فريدون فروغي ، چهارمين و آخرين فرزند خانواده ي فروغي در تاريخ 9/11/1329 درتهران متولد شد. مردن شاپركا / كشتن قاصدكا … منبع : كوخ |
گزارش تصویری/ مراسم تشییع پیکر زندهیاد پرویز مشکاتیان
ادامه مطلب
زندگینامه پرویز مشکاتیان
مشکاتیان، ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد. وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند رگزار میشد، به همراه پشنگ کامکار مشترکاً جایگاه نخست را به دست آورد.
مشکاتیان از سا ل ۱۳۵۶ همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور۱۳۵۷از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود. وی در همهٔ این آثار، به عنوان آهنگساز و نوازندهٔ سنتور (در سِرّ عشق به عنوان نوازندهٔ سهتار) همکاری داشت.
وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ از او طلاق گرفت. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.
پس از قطع همکاری با محمدرضا شجریان، وی با خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری همکاری کرد. او همچنین در فستیوال جهانی موسیقی تحت عنوان (روح زمین) در کشور انگلستان شرکت کرد و مقام نخست را بدست آورد.
او در سالهای اخیر کارهای کمتری بیرون دادهاست و خود سرپرست یک گروه موسیقی مشهور بوده که بنا به گفتهٔ اعضای گروه به سبب کم کاری وی آن گروه از هم پاشید (در سال ۱۳۸۴). یکی از واپسین کارهای وی یک نوار تکنوازی بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت.
مشکاتیان، کتابهای فراوانی در زمینهٔ سنتور و موسیقی ایرانی تألیف کردهاست. از این کتابها می توان به اثرهای رزم مشترك، شعر بی واژه، لاله بهار، بیداد و بیست قطعه برای سنتور اشاره نمود.
استاد پرویز مشکاتیان در تاریخ ۳۰ شهریور سال ۱۳۸۸ در منزلش در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.
روحش شاد و یادش گرامی


