بربت ،بربط یا عود
بربت
از آنجا که پیشینهٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمیگردد، میتوان آن را از اصیلترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میانرودان(بین النهرینی ها ) متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نگارهٔ مردی ایستاده را نشان میدهد که به نواختن بربط مشغول است.
در حقیقت سومریهای باستان نخستین مردمی هستند که در آثار به جای مانده از آنها ردپایی از این ساز در دیده میشود. ساز عود در ایران پیش از اسلام به نام بربط شناخته میشد و پس از سومریها و در دوران هخامنشیان رواج داشتهاست. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار رواج داشتهاست.
گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده است. بر پایهٔ برخی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن یکم هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش دادهاست. الاغانی میگوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود میزدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت میبرند و آن را تحسین میکردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.
چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است). به باور برخی پژوهشگران موسیقی مانند اکارد نوبوئر (Eckhard Neubauer) این واژه در اصل عربی شدهٔ واژهٔ "رود" فارسی میباشد که هم نام دیگر بربط است و هم به معنای سیم در سازهای زهی میباشد.
بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلیترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش كلمهٔ العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکههای چوبینی که انعطافپذیر است معنی نموده.
خود كلمهٔ بربط در واقع از دو كلمهٔ "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در كل شكل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینهٔ جلو داده و گردن كوچكی دارد. دیدگاه دیگر این واژه را برگرفته از نام "باربد" نوازندهٔ رود در دربار خسرو پرویز میداند. این واژه به صورت بربت نیز نوشته شده است از جمله در بیتی از منوچهری با واژهٔ بیدولت همقافیه شده است:
تاک رز را گفت ای دختر بیدولت
این شکم چیست چو پشت و شکم بربت
اصولا بربط یا همان عود در اندازههای مختلف ساخته میشود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونههای ساخت کشورهای عربی دارای کاسهای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.
در قدیم بربط را دو نوع به حساب میآوردند: یکی بربط با کاسهٔ بزرگ و دستهٔ کوتاه و دیگر با کاسهٔ کوچک اما دستهٔ بزرگ. امروز به اشتباه ساز دسته بلند را بربط و ساز دسته کوچک را عود مینامند. در حالی که اینگونه نیست و براساس تحقیقاتی که انجام شده توسط
سیگارچی هر دو عود یا همان بربط هستند و از یک ساختمان صدایی برخوردارند.
شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه است. به طوری که قسمت اعظم طول سیمها در امتداد شکم قرار گرفتهاست. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجرههایی مشبک ایجاد شدهاست. بربط فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازهای کشیدهاست. بربط دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه میکنند که این سیمها فا زیر کوک میشود. سیمهای جفت با هم همصدا (کوک) میشوند و هر یک از سیمهای دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشیها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفتهاند.
بربط(عود) بمترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است(در واقع نت نويسي آن با توجه به وسعت و بمي صداي ساز بر اساس كليد فا مي باشد كه براي سهولت نت خواني و نوازندگي يك اكتاو بالاتر نوشته ميشود) که جمعا دو اکتاو است. «اکتاو» بمتر از نت نوشته شده حاصل میشود. سیم بم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای بربط(عود) به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید بربط(عود) را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی بربط یک اکتاو پایینتر از آن است که امروز متداول شدهاست .
مضراب بربط از پر مرغ (یا پر طاووس و شاهپر عقاب و حتي پر لاشخور ) تهیه شدهاست و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را مینوازد. نوازندههای امروزی از مضرابهای پلاستیکی استفاده میکنند.
صدای بربط بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تکنواز و همنواز هر دو را به خوبی میتواند ایفا کند.همانگونه كه مستحضريد بربت صدايي بم و تا حدودي تو دماغي داردكه دليل آن نوع زه (سيم) ساز و عدم وجود پرده بندي(مانند ويلن) روي دسته ي ساز است.پرده بندي موسيقي ايراني بخوبي روي اين ساز قابل بيان است.
با تشکیل هنرستان عالی موسیقی در پنجاه سال پیش، استادانی چون اکبر محسنی، كاموسی و منصور نریمان که اکثرشان سهتار مینواختند، سعی کردند با تهیهٔ عود و همنوایی آهنگهای پخش شده از رادیوهای عربی، شیوه صحیح نواختن عود را یاد بگیرند و به این ترتیب عود در عصر معاصر دوباره احیا شد.
ساز عود در یکصد سال اخیر کاملاً در قبضهٔ عربها و بهخصوص مصریها بوده است. از جمله نوازندگان معروف این ساز منیر بشیر (عراقی) است. در کنار او میتوان به نامهایی چون ریاض سنباطی، فريد الاطرش، ناصر شمه و انور براهیم اشاره کرد.
در ایران نیز پس از احیای ساز عود تلاشهای مثمرثمری صورت گرفت. از جملهٔ عود نوازان معروف میتوان به منصور نریمان، حسن منوچهری، محمود رحمانی پور، اکبر محسنی و عبدالوهاب شهیدی اشاره کرد. در سالهای اخیر هم که استادان دیگری به این جمع اضافه شدند و اکثر از کسانی هستند که در نواختن ساز عود نوآوریهایی داشتند، از جمله این افراد ارسلان کامکار، حسین بهروزینیا، محمد فیروزی و جمال جهانشاد هستند. از عود نوازان معروف خطه جنوب استادانی مانندعلی محبوب ,علی میرشکال , محمد رفیع اشعری, محمد منصور وزیری از جزیره قشم و حسین وفادار از بندر عباس میباشند.از عود نوازان معاصر ایران میتوان به شاهین علوی اشاره کرد که تبحر خاصی در نواختن این ساز دارند.ایشان این ساز را پس از کسب استادی در نواختن گیتار فلامنکو انتخاب و به تبحر رسیدند.
عودسازانی مانندبرادران محمدی , محمد اژدری , عرفاتی , مانی جفرودی , عابدینی,ملکشاهی و نریمان آبنوسی در ساخت عود تبحر دارند و باعث رواج بیشتر این ساز اصالتاً ایرانی شده اند.
هم چنین ابراهیم قنبری مهر با ایجاد تغییراتی در ساختار عود عربی از جمله کوچک تر کردن کاسه و بلند تر کردن دسته به قالب جدیدی دست یافته و نام آن را بربت گذاشته است. این تغییرات مورد استقبال نوازندگانی چون حسین بهروزینیا قرار گرفته است.
بسیاری از دیگر سازندگان این ساز نیز به تجربیاتی در تغییر ساختار فیزیکی عود رسیده اند.
- حافظ میفرماید:
با شاهد شوخ و شنگ و با بربط و نی
گنجی و فراغتی و یک شیشه می
چون گرم شود زباده ما را رگ و پی
منت نبریم یک جو از حاتم طی
- خیام میفرماید:
مـن هیچ ندانم که مرا آن که سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
اين هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت
- مولانا میفرماید:
ای لولی بربط زن تو مست تری یا من
ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه
مرجع : ویکی پدیا و کتاب تاریخ موسیقی ایران
از آنجا که پیشینهٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمیگردد، میتوان آن را از اصیلترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میانرودان(بین النهرینی ها ) متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نگارهٔ مردی ایستاده را نشان میدهد که به نواختن بربط مشغول است.
در حقیقت سومریهای باستان نخستین مردمی هستند که در آثار به جای مانده از آنها ردپایی از این ساز در دیده میشود. ساز عود در ایران پیش از اسلام به نام بربط شناخته میشد و پس از سومریها و در دوران هخامنشیان رواج داشتهاست. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار رواج داشتهاست.
گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده است. بر پایهٔ برخی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن یکم هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش دادهاست. الاغانی میگوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود میزدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت میبرند و آن را تحسین میکردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.
چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است). به باور برخی پژوهشگران موسیقی مانند اکارد نوبوئر (Eckhard Neubauer) این واژه در اصل عربی شدهٔ واژهٔ "رود" فارسی میباشد که هم نام دیگر بربط است و هم به معنای سیم در سازهای زهی میباشد.
بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلیترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش كلمهٔ العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکههای چوبینی که انعطافپذیر است معنی نموده.
خود كلمهٔ بربط در واقع از دو كلمهٔ "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در كل شكل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینهٔ جلو داده و گردن كوچكی دارد. دیدگاه دیگر این واژه را برگرفته از نام "باربد" نوازندهٔ رود در دربار خسرو پرویز میداند. این واژه به صورت بربت نیز نوشته شده است از جمله در بیتی از منوچهری با واژهٔ بیدولت همقافیه شده است:
| تاک رز را گفت ای دختر بیدولت | این شکم چیست چو پشت و شکم بربت |
اصولا بربط یا همان عود در اندازههای مختلف ساخته میشود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونههای ساخت کشورهای عربی دارای کاسهای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.
در قدیم بربط را دو نوع به حساب میآوردند: یکی بربط با کاسهٔ بزرگ و دستهٔ کوتاه و دیگر با کاسهٔ کوچک اما دستهٔ بزرگ. امروز به اشتباه ساز دسته بلند را بربط و ساز دسته کوچک را عود مینامند. در حالی که اینگونه نیست و براساس تحقیقاتی که انجام شده توسط
سیگارچی هر دو عود یا همان بربط هستند و از یک ساختمان صدایی برخوردارند.
شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه است. به طوری که قسمت اعظم طول سیمها در امتداد شکم قرار گرفتهاست. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجرههایی مشبک ایجاد شدهاست. بربط فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازهای کشیدهاست. بربط دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه میکنند که این سیمها فا زیر کوک میشود. سیمهای جفت با هم همصدا (کوک) میشوند و هر یک از سیمهای دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشیها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفتهاند.
بربط(عود) بمترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است(در واقع نت نويسي آن با توجه به وسعت و بمي صداي ساز بر اساس كليد فا مي باشد كه براي سهولت نت خواني و نوازندگي يك اكتاو بالاتر نوشته ميشود) که جمعا دو اکتاو است. «اکتاو» بمتر از نت نوشته شده حاصل میشود. سیم بم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای بربط(عود) به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید بربط(عود) را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی بربط یک اکتاو پایینتر از آن است که امروز متداول شدهاست .
مضراب بربط از پر مرغ (یا پر طاووس و شاهپر عقاب و حتي پر لاشخور ) تهیه شدهاست و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را مینوازد. نوازندههای امروزی از مضرابهای پلاستیکی استفاده میکنند.
صدای بربط بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تکنواز و همنواز هر دو را به خوبی میتواند ایفا کند.همانگونه كه مستحضريد بربت صدايي بم و تا حدودي تو دماغي داردكه دليل آن نوع زه (سيم) ساز و عدم وجود پرده بندي(مانند ويلن) روي دسته ي ساز است.پرده بندي موسيقي ايراني بخوبي روي اين ساز قابل بيان است.
با تشکیل هنرستان عالی موسیقی در پنجاه سال پیش، استادانی چون اکبر محسنی، كاموسی و منصور نریمان که اکثرشان سهتار مینواختند، سعی کردند با تهیهٔ عود و همنوایی آهنگهای پخش شده از رادیوهای عربی، شیوه صحیح نواختن عود را یاد بگیرند و به این ترتیب عود در عصر معاصر دوباره احیا شد.
ساز عود در یکصد سال اخیر کاملاً در قبضهٔ عربها و بهخصوص مصریها بوده است. از جمله نوازندگان معروف این ساز منیر بشیر (عراقی) است. در کنار او میتوان به نامهایی چون ریاض سنباطی، فريد الاطرش، ناصر شمه و انور براهیم اشاره کرد.
در ایران نیز پس از احیای ساز عود تلاشهای مثمرثمری صورت گرفت. از جملهٔ عود نوازان معروف میتوان به منصور نریمان، حسن منوچهری، محمود رحمانی پور، اکبر محسنی و عبدالوهاب شهیدی اشاره کرد. در سالهای اخیر هم که استادان دیگری به این جمع اضافه شدند و اکثر از کسانی هستند که در نواختن ساز عود نوآوریهایی داشتند، از جمله این افراد ارسلان کامکار، حسین بهروزینیا، محمد فیروزی و جمال جهانشاد هستند. از عود نوازان معروف خطه جنوب استادانی مانندعلی محبوب ,علی میرشکال , محمد رفیع اشعری, محمد منصور وزیری از جزیره قشم و حسین وفادار از بندر عباس میباشند.از عود نوازان معاصر ایران میتوان به شاهین علوی اشاره کرد که تبحر خاصی در نواختن این ساز دارند.ایشان این ساز را پس از کسب استادی در نواختن گیتار فلامنکو انتخاب و به تبحر رسیدند.
عودسازانی مانندبرادران محمدی , محمد اژدری , عرفاتی , مانی جفرودی , عابدینی,ملکشاهی و نریمان آبنوسی در ساخت عود تبحر دارند و باعث رواج بیشتر این ساز اصالتاً ایرانی شده اند.
هم چنین ابراهیم قنبری مهر با ایجاد تغییراتی در ساختار عود عربی از جمله کوچک تر کردن کاسه و بلند تر کردن دسته به قالب جدیدی دست یافته و نام آن را بربت گذاشته است. این تغییرات مورد استقبال نوازندگانی چون حسین بهروزینیا قرار گرفته است.
بسیاری از دیگر سازندگان این ساز نیز به تجربیاتی در تغییر ساختار فیزیکی عود رسیده اند.
- حافظ میفرماید:
| با شاهد شوخ و شنگ و با بربط و نی | گنجی و فراغتی و یک شیشه می | |
| چون گرم شود زباده ما را رگ و پی | منت نبریم یک جو از حاتم طی |
- خیام میفرماید:
| مـن هیچ ندانم که مرا آن که سرشت | از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت | |
| جامی و بتی و بربطی بر لب کشت | اين هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت |
- مولانا میفرماید:
| ای لولی بربط زن تو مست تری یا من | ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه |
مرجع : ویکی پدیا و کتاب تاریخ موسیقی ایران
چنگ
چنگ بسا كهن ترين ساز تاردار ايراني باشد و نام آن بيش از هر ساز ديگر در كتابها آمده و نقش آن در آثار باستاني بجا مانده است.
رباب و چنگ به بانگ بلند مي گويند كه گوش و هوش به پيغام اهل راز كنيد
( حافظ)
حاسدم خواهد كه شعر او بود تنها و بس باز نشناسد كسي بربط به چنگ رامتين
( منوچهري )

بنا به اسناد موثق كه از حجاريهاي بابل و آشور و نواحي مجاور مجاور آن در دست است چنين برمي آيد كه در هشت قرن بيش از ميلاد مسيح انواع و اقسام سازهاي مختلف در نواحي مزبور به مراحل ترقي رسيده و در دست نوازندگان بوده است . نقشهايي كه از آغاز اين دوره ممتد تاريخ تمدن بشر از آلات موسيقي در دست است نشان ميدهد كه چنگ مثل سنتور و قانون از سازهاي بسيار قديمي است كه از دو هزار سال پيش از ميلاد در اين مناطق رواج داشته است .نوع ابتدايي آن شكل مثلث و شامل يك تخته به طول تقريبا يك گز و يك ميله چوبي است و معمولا شكل دست انسان را داشته است .
سيم هاي اين ساز كه معمولا 8 يا 9 تا بوده به موازات وتر اين مثلث قائم الزاويه بين تخته و ميله امتداد يافته است . يك سر سيم ها به تخته وصل مي شده و انتهاي ديگر آن دور ميخها يا گوشي هايي كه روي ميله چوبي قرار داشته پيچيده ميشده و باقي مانده آن سيمها از طرف ديگر آويزان بوده است . چنگهايي كه در دوره هاي اخير تاريخ بابل و آشور نقش شده از حيث شكل و طرز گرفتن و نواختن با چنگهاي دوره هاي قديم تفاوت بسيار دارد . برتعداد سيمها نيز افزوده شد. جعبه صوتي اين نوع چنگ گاهي مستقيم و بدون انحنا و در موارد ديگر منحني بوده است . طرز نواختن اين ساز نيز تغيير كرده به اين معني كه اين را طوري مي گرفتند كه سيمها تقريبا عمود بر زمين باشد يعني به خلاف قديم كه ميله چوبي كه به موازات زمين بود ولي سيمها عمود بر زمين نبود . نكته ديگر اينكه در نواختن اين نوع چنگ زخمه بكار برده نميشد بلكه آنرا با دست مي نواختند و هر دو دست در نواختن آن دخيل بود .
در دوره ساسانيان چنگ معروفترين و محبوبترين سازها بوده است و در شاهنامه فردوسي نيز از آن فراوان نام برده شده است . نكيسا موسيقيدان معروف در بار خسرو پرويز در نواختن آن مهارت تام داشته است . مهدي فروغ - مداومت در اصول موسيقي ايران .
مي توان انواع ابتدايي چنگ را در آثار هنري سومريها و مصريها مشاهده كرد . ايرانيان قديم نوعي از چنگ را ون مي گفتند . چنگ امروزي داراي سه قسمت متمايز : گردن ، ستون و جعبه طنيني است . زه ها از گردن ساز به موازات ستون ممتد و به جعبه طنيني متصل مي باشند . چنگ را با فشار دادن كف دست بر روي سيم و يا لمس كردن ويا چنگ زدن به زه هاي آن به صدا در مي آورد .
چنگ مثلث در اواخر قرون وسطي در اروپاي غربي رايج بود . در سال 1720 در باواريا ، پدال هايي در پايه چنگ تعبيه شد و اين امر برقدرت فني چنگ افزود. در سال 1810 سباستين آرا چنگ را به شكل امروزي تكميل نمود و بدين وسيله نواختن همه گامهاي بزرگ و كوچك را ممكن ساخت و از آن به بعد چنگ در اركستر معمول گرديد . چنگ جديد 47 سيم و 7 پدال دارد . شهميري- صداشناسي موسيقي
همه شه از آواي هندي در آي زناليدن بربط و چنگ و ناي
چنگ نام يكي از نتهاي موسيقي نيز هست كه ارزش زماني آن 8/1 نت گرد مي باشد چنگ در ميان اعراب پيش از اسلام نيز ساز شناخته شده بود . در ادوار مختلف تاريخي و در سرزمين هاي دور از يكديگر شكل هاي خاصي به خود گرفته است . اهالي شمال افغانستان به (( زنبورك )) چنگ مي گويند در صورتي كه از بك هاي ترك زبان آسياي ميانه به نوعي سنتور ايراني (( چنگ )) مي گويند .

چنگ ساز زهی باستانی است. با آنکه در ادبیات و نقاشیها و دیگر آثار هنری قدیمی به آن اشاره شده ولی امروزه رواجی ندارد. نوعی از آن هنوز ساز محلی بخشهائی از یونان، مانندجزیره کرت، است.
در ایران قدیم هم نوعی از این ساز رایج بوده و نقش برجستههای طاق بستان نوازندگان چنگ را نشان میدهد که در قایق برای شاه ساسانی که به شکارگاه آمده چنگ مینوازند.
ساز امروزی هارپ نیز از سازهای نزدیک به چنگ است.
در ادب فارسی سیاره زهره را چنگزن دانستهاند.
ولی جای بسی تاسف است که در حال حاضر در ایران چنگ نواز قابل مطرحی نداریم.امید است اهالی موسیقی بیشتر به این ساز اصیل ایرانی توجه کنند.
رباب
|
كوك سيم هاي رباب از اين قرار است :
وسعت ساز به ترتيب زير است.
مضراب رباب امروزي مانند مضراب عود از پر مرغ ساخته شده است. رباب، اساسا محلي است و بيشتر در نواحي خراسان و مرز افغانستان معمول است. رباب سوپرانو- سازي است با مقياس كوچك تر از رباب معمولي كه به پيشنهاد حسين دهلوي رئيس وقت هنرستان موسيقي ملي و به اهتمام كارگاه ساز سازي وزارت فرهنگ و هنر ساخته شد و آن را «رباب سوپرانو» نام گذاردند و رباب معمولي تنها در هنرستان هاي موسيقي ملي و در موارد همنوازي در اركستر، در مقابل رباب ساخته شده سوپرانو، نام «رباب آلتو» به خود گرفت.
رباب تاجيكستان- يكي دو دهه پيش عده اي از نوازندگان تاجيك به ايران آمدند و در تهران كنسرتي دادند. ضمنا در برنامه معارفه هنرمندان ايراني وتاجيك يك عدد رباب ايراني است و در عوض قسمت سينه و شكم آن را به ترتيب 10و 5 سانتيمتر كوتاهتر كرده اند. بر اثر بلند شدن دست ،به تعداد«دستان» ها اضافه شده است.
|
تار
از متداول ترین سازهای ایرانی و در لغت به معنی رشته است که در سازهای قدیم به جای سیم به کار می رفته و پیشینیان به آن که از ابریشم یا زه تابیده می شد, وتر می گفتند . تا دوران صفویه اثری از این ساز با شکل کنونی آن در ایران ملاحظه نمیشود . در نقاشی های دوره صفویه مانند مجلس بزم تالار چهل ستون هم اثری از این ساز نیست در صورتی که تنبور در نقاشی های قدیم دیده شده است.تار به شکل امروزی در دوره قاجار در نقاشی ها و عکس ها دیده می شود . این ساز دارای دو جعبه طنینی به نام های کاسه (جعبه بزرگتر) و نقاره (جعبه کوچکتر) است که معمولا از چوب درخت توت ساخته می شود . در لغت نامه دهخدا آمده است : ( تار عبارت است از کاسه ای از چوب توت و دسته از چوب فوفل و گردوی کهنه و پوست بره تو دلی به روی کاسه می کشند و روی دسته را با استخوان پای شتر می بندند و خرک روی کاسه را از شاخ گوزن می گذارند... از معاریف استادان تار ساز اخیر مرحوم یحیی و مرحوم استاد فرج ا... هستند.
همان گونه که اشاره شد معمولا کاسه و نقاره را از گره یا کنده درخت توت که مدتی در جای خشک نگهداری شده می سازند.دیگر اجزای تار عبارت اند از دسته ,شیطانک , پنجه که شش عدد گوشی روی ان قرار می گیرد ,خرک , دکمه که در حکم سیم گیر به کاسه وصل می شود و پرده ها که از زه یا روده گوسفند است.مضراب تار از جنس برنج صیقل داده شده است که در انتهای آن موم وصل می کنند.
تار شش سیم فلزی دارد.تار قبل از درویش خان پنج سیم داشت و او برای افزایش حدود نت های تار سیم ششم را که سیم سفید بین سیم های زرد و سیم بم است به تار اضافه کرد . نوعی تار در آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان وقفقاز هست که دسته اش پهن تر و پشت کاسه اش صاف است و نه سیم دارد . این ساز را روی سینه می گذارند و می نوازند و مضراب آن بجای فلز از شاخ گاومیش است .
سه تار
این ساز از خانواده تنبور است با ابعاد کوچکتر و دسته کوتاهتر که با ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته میشود . طرز پرده بندی آن مانند تار است و با زه (سیم ) نازکتر بسته میشود .سه تار اول سه سیم داشت و سیم چهارم را مشتاق علی شاه ( مقتول در 1206 ق) به آن افزود که بنام سیم زنگ و یا سیم مشتاق معروف است و بین سیم زرد سل و سیم زرد بم بسته می شود . کاسه این ساز شبیه گلابی نصف شده است . جنس کاسه معمولا از چوب توت است و روی کاسه صفحه نازک چوبی قرار دارد جنس دسته نیز معمولا چوب گردو می باشد.اجزای تشکیل دهنده سه تار عبارت اند از کاسه , صفحه , دسته , سیم گیر , خرک , شیطانک,پرده وسیم . علی نقی وزیری بلندی ناخن سبابه را برای نواختن این ساز حدود 2 میلیمتر بالا تر از گوشت سر انگشت می دانست و می گفت باید قدری مورب به سیم زده شود . به نظر او سه تار صدایی لطیف دارد و ساز شعرا و وارستگان و عشاق است (وزیری 1315) ملکم ، علی محمد صفایی ، حاج طاهر (طایر) , شاهرخ , عشقی و زنگنه از سازندگان به نام این ساز هستند. زنگنه کمانچه و سنتور هم می سازد.
ملکم دانیالیان 
مشهور به ملکم فرزند گریگور ( نجار) از سازندگان مشهور تار و سه تار بود . او در 16 دی ماه 1264 در محله ایروان جلفای اصفهان به دنیا آمد . تار ها و سه تارهای ملکم خوش صدا هستند و بعد از یحیی از شهرت برخوردار است.او چوب های مناسب کهنه را گاهی از کلون های درهای قدیمی انتخاب می کرد و با آنها کاسه سه تار می ساخت . نیمی از خانه مسکونی وی در محله سنگ تراش های جلفای اصفهان برای تسطیح کوچه تخریب شد و این مسئله او را تا حدی دچار افسردگی کرد. او در سال 1345 در گذشت .







