ربنا
حال به توضیحی پیرامون این اثر می پردازم :
شجریان در مورد اجرای این اثر که در تیر 1358 ضبط شده می گوید، انگیزه اصلی من در خواندن این دعا تدریس آن به دو هنرجو بوده و در یکی از استودیوهای رادیو ضبط شده که پس از مدتی بدون اجازه از رادیو پخش می شد! و اکنون جزو برنامه های اصلی رادیو و تلویزیون در ماه رمضان است. 
ربنای شجریان با پشتوانه آموزشهای دوران جوانی شجریان در زمانی که در محضر پدرش آموزشهای قرآن می دیده شکل گرفته و این قطعه یکی از دعاهایی است که شجریان در آن سالها اجرا کرده لازم به ذکر است که محمد رضا شجریان بارها در جشنواره های داخلی و جهانی قرآن موفق به کسب جوایز برتر این مسابقات شده است. ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی دستگاههای قرآنی خوانده شده و این قطعه از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه به ماهور) مدلاسیون می شود. (نام عجم بر این دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است، می تواند نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی باشد!)
در این اثر به خوبی می توان تاثیرات شیخ نصرالدین طوبی و شیخ طه الفشی را مشاهده کرد که البته ربنای شجریان بسیار شکیل تر و زیباتر اجرا شده نیز، این اجرا تقریبا" فاقد تحریر است و بجز چند نت، تماما" بوسیله قلط و ویبراسیون اجرا شده که اجرای ماهرانه آن بسیار چشمگیر است.
ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای "سی بمل" و سپس " دو" اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نتها گردش دارد که اجرای آن برای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست! و تا نت "می بمل" به بالاترین نت خود می رسد.(البته ربنایی که از صداوسیما پخش می شود نسخه چندان با کیفیتی نیست و ممکن است دور ضبط بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد، ولی با این وجود صدای شجریان نشان می دهد که اشکالات دور ضبط زیاد نبوده، پس نتهایی که به آنها اشاره شد حدودی هستند)
"ربنا" در نواری که محمدرضا شجریان با نام "به یاد پدر" ضبط کرده منتشر شده است .
موسیقی یکی از نابترین هنرهاست
وبه اعتقاد بنده هنر یک معقوله فلسفی و فرامرزیست .موسیقی یکی از بهترین راها برای شناخت فرهنگ ٬تفکر و احساسات یک ملت می باشد .معماران بزرگ دنیا با تحقیق و بررسی موسیقی یک ناحیه پی به علائق و سلائق مردم آنجا برده و با استناد به آن بنای مورد نظر را طراحی می کنند تا زمانی که مردم آز آن بنا استفاده می کنند احساس آرامش و امنیت داشته باشند. یک موسیقی دان برای خلق یک اثر قوی و فرامرزی باید اشراف کامل به موسیقی ملل و فلسفه هنر و زیبایی شناسی داشته باشد و بداند که چرا یک اثر تاریخ مصرف نداشته و سالیان متمادی در دل و ذهن مخاطب استوار است و بعضی به اصطلاح به گورستان تاریخ پیوسته اند .این آشنایی در دنیای امروز یک امر اجتناب ناپذیر است زیرا که هر هنرمندی میل به مطرح شدن در جوامع مختلف را دارد و از سویی موسیقیی دارای قدرت می باشد که در چهار چوب مکان و زمان قرار نگیرد . به عنوان مثال می توان از یانی نام برد٬ این هنرمند اشراف کامل بر موسیقی شرق و غرب دارد و از نوازندگانی از کشور های مختلف استفاده می کند و در آثار وی از موسیقی کلاسیک تا موسیقی کشورهایی مثل چین ٬ ایران و امریکای جنوبی را می توان شنید به همین دلیل مخاطبان بسیاری در دنیا دارد یا می توانیم از کیهان کلهر وحسین علیزاده نام ببریم که آثار تلفیقی زیبا و قدرتمندی را با نوازندگان دیگر کشورها داشته اند.حتی دانستن این مطالب در حد تئوری هم بسیار لازم است .
با توجه به این مطالب تصمیم گرفتم که از موسیقی سنتی ایران که یکی از کاملترین موسیقی ها در دنیا می باشد و دارای قدمت بسیار فراتر رفته و به معرفی انواع موسیقی در دنیا و همچنین بحث هایی پیرامون فلسفه هنر بپردازم و امید وارم که شما هم با نظرات و راهنمایی های خود مرا در این باب یاری نمایید.
با تشکر :
علیرضا فرخ زادی
نقد
در پیرامون صحبتهای دوست عزیزم علیرضا در وبلاگ عشق سه تار باید بکم که :
من تا حدودی با نظراتت موافقم ولی
1 - باید انسان نقد پزیر باشه حتی اگه تو نقد بهش ناسزا بگن
2- آدم باید هر چیزی رو گوش کنه نه اینکه فقط بشنوه خیلی وقتها خیلی چیزها تو نگاه اول و شنیدن اول قشنگ نیست چون ما نمی خواهیم گوش کنیم چون با تعصب بر خورد میکنیم.
پس باید تعصب رو کنار گذاشت
3 - من خودم این گروها رو قبول ندارم چون احساس میکنم موسیقی زو نمیشناسن ولی کسانی مثل هیچکس همین قدر که تلاششونو میکنن تا مشکلات تا حرفشونو بگن ستودنیه ولی با گروهای دیگه که شان جامعه مخصوصآ خانوم ها رو پایین میاره به شدت مخالفم.
4 - ما به هر نوع موسیقی باید مجال بدیم و باید بگزاریم که مخاطب موسیقی رو انتخاب کنه.
5- اگه میبینیم که موسیقی زیر زمینی پر مخاطب تره برای اینه که اونا تونستن ارتباط برقرار کنن و مهمتر از اون این که نسل جوان ما اصلا نمیخواد که فکر کنه ببینه و بشنوه فقط دنبال یه چیزیه که با بقیه فرق کنه و دلیل ارتباط بر قرار کردنه اونا همینه.
6 - دلیل دیگه اینه که موسیقی دانان سنتی ما نتونستن ارتباط لازم رو برقرار کنه و این ضعف تو کار ماست پس نباید به دیگران سخت بگیریم باید خودمون رو اصلاح کنیم و مخاطبمون رو روشن.
7- ما باید سعی کنیم تا مد جامعه رو عوض کنیم باید جوانان رو از ابتدا با موسیقی خودمون با موسیقی اصیلمون آشنا کنیم نه اینکه بزاریم تا تهاجم صورت بگیره بعد بگیم چرا این این طوری خوند چرا اون این طوری زد.
8- مخاطب ما وقتی موسیقی رو شناخت اون وقت موسیقی خوب رو جذب میکنه و موسیقی بد رو دفع ولی الان در اکثر مواقع بر عکسه چون موسیقی رو نمیشناسه
9 - ما تو هر نوع موسیقی چه پاپ چه راک رپ یا جاز و حتی کلاسیک وسنتی هم آثار بد داریم هم خوب
10- موسیقی خوب موسیقی که انسان رو متعالی کنه و به خدا نزدیک حالا از هر نوعش میتونه باشه و موسیقی بد کاملا بر عکس این موضوعه.
پس در کل ما اول باید مخاطبمون رو روشن کنیم چون تا زمانی که مصرف کننده هست فروشنده هم پیدا میشه و تا زمانی که مصرف کننده جنس خوب رو امتحان نکرده متوجه جنس بد نمیشه.
ولی در کل با جسارت کردن به بزرگان به شدت مخالفم چون ما هر چه داریم از اونهاست و ما نباید با ایستادن بر خرابه بزرگان خودمون رو بالا بکشیم بلکه باید با بزرگ کردن اونها خودمون رو بزرگ کنیم.
نقد کنسرت همایون شجریان
روزی که خبر اجرای کنسرت همایون شجریان وگروه دستان را در وبلاگ ساز سه تار گذاشتم نمی دانستم که چه میشود چه اتفاقاتی در کنسرت می افتد و حتی اینکه خودم به کنسرت میروم یا نه ! ! !
تا اینکه روز30/5/87 که مصادف بود با اولین روز کنسرت درست 6 ساعت مانده به برگزاری کنسرت
یکی از دوستان تماس گرفت و گفت که بلیت کنسرت را دارد و من هم وسوسه شدم که بروم و اولین کار همایون به صورت کنسرت را از نزدیک ببینم . مطابق تمام کنسرت های قبلی نیم ساعت زودتر جلوی در سالن وزارت کشور حاضر شدیم و منتظر ماندیم تا درها باز شود خب چیزی که در مرحله اول نظر من را جلب کرد این بود که مردم به شدت از ساندویچ های آنجا استقبال کردند در اصل اینقدر که به فکر خوردن بودند به این که کجا آمدند فکر نمی کردند و شاید هم گمان می کردند که بعد از کنسرت گشنگی خواهند کشید نمی دانم . . .
وارد سالن شدیم و مطابق عادت همیشه کنسرت با 45 دقیقه تاخیر شروع شد تا اینکه مردم به احترام حضور استاد محمدرضا شجریان ایستادند و شروع به کف زدن نمودند بعد از 5دقیقه گروه وارد شد و چندی پس شروع به نواختن کردند خب کار ، دستانی بود و فوق العاده و هچین سنت شکنی گروه دستان به این صورت که کار با یک تصنیف آغاز شد بر خلاف چیزی که در گروههای ایران رایج است .
از دوستان و علاقمندان همایون شجریان عذرخواهی میکنم که می خواهم او را نقد کنم چیزی که در این کنسرت به چشم می خورد آهنگها و اجرای قوی گروه دستان بود و این که همایون زیر سایه ی گروه دستان می خواند و آنقدر که نوازندگی این گروه از جمله حمید متبسم ، پژمان حدادی و سامانی به گوش می آمد و به چشم می خورد خوانندگی همایون این کار را انجام نمی داد . البته این تنها به شب اول بر نمیگردد و دوستان دیگر شبهای بعد نیز به این موضوع ازعان داشتند .
خب خیلیها می گویند همایون نزدیکترین صدا را به استاد شجریان دارد ولی بهتر این میشد که همایون علاوه بر این توانایی مسائل دیگری را نیز از پدر فرا میگرفت که مطمئنا این مسائل با اضافه تر شدن تجربیات او درست می شود ولی کسی که چنین پدری دارد نباید چیزی را برای کسب تجربه بگذارد زیرا که او هرچه بخواهد می تواند از پدر کسب نماید.
علاوه بر حنجره ی توانای محمدرضا شجریان ، توانایی او را در انتخاب شعر و شناختن شعر و آهنگ و این که هرکنسرت او همانند ضبط استدیویی می ماند و نقص بسیار کم دارد یا اصلا ندارد و خیلی از کنسرتهای او به صورت مستقیم تبدیل به آلبوم و کاست شده او را از دیگر خواننده های ایران متمایز می سازد که این انتظار از همایون نیز می رودکه شعر را درست بشناسد انتخاب کند و بخواند . از مسائلی که در این کنسرت خیلی به چشم می خورد ضعف شعر بود نسبت به آهنگ ، یعنی در بسیاری از مواقع شعر ، جان مایه ی آهنگ را می گرفت و به قولی آهنگ را از قدرت اولیه ی خود می انداخت . حمید متبسم در کنفرانسی مطبوعاتی گفته بود که انتخاب شعر با همایون بوده است البته ما باید بپذیریم که اجرای اول همایون است و مطمئنا کارهای بعدی او خیلی قوی تر خواهد بود در مورد گروه دستان نیز با توجه به ارادت خاصی که بنده به این گروه دارم باید گفت که مقداری گروه دستان دچار یکنواختی و یک موسیقی خطی شده و اجرای آنها با تمام تکنیک بالایی که دارد قابل پیش بینی می باشد ولی اگر بخواهیم نمره ای به این کار بدهیم می توانیم از 20 ، 16 را بدهیم .
همایون شجریان انسانی است بسیار دوست داشتنی و شخصیتی جالب و همچنین حنجره ای توانا که البته جای کار دارد ، و به نظر من نباید همایون را با الان پدر مقایسه کرد بلکه باید با 40 سال پیش او مقایسه کرد که اگر این کار بدرستی و از روی دانش انجام گیرد به این پی میبریم که همایون جلوتر و موفق تر از 40 سال پیش پدر خویش است کمترین امتیاز او در این مقایسه داشتن استادی خصوصی همانند محمد رضا شجریان است .
به امید روزی که در هیچ کنسرتی قعطی برق ، تاخیر و خرابی سیستم صوتی نداشته باشیم و تمام کارها با آرامش خاطر انجام گیرد .
آرزوی موفقیت برای همه ی شما عزیزان را دارم .


