تبليغاتX
سه تار Setar JavaScript Codes

فریدون فروغی

صداي زخمي فريدون را خسته تر از هميشه ، خسته تر از آن زمان كه در كافه فيروزه با فرهاد بود در كار شاملو وگلسرخي و ، در كافه اي در جزيره كيش شنيديم . صدايي كه يادآور رنجهاي گذشتگان بود. صدايي گرم و شفاف .آوازي كه واقعاً از روي احساس به نوا در مي آمد  گويي كه در عين خواندن سروده مي شد.

فريدون فروغي

صداي بغض آلودی كه گاهي صداي هق هق گريه خفه شده را مي توان در آن حس كرد، صداي كسي جز فروغي نمي توانست باشد. ملوديهاي بسيار رسا كه با ما حرف مي زنند و گاه گداري به سوزناكي صداي آواز خوان متمايل مي شود و پنجه در خاطرات و آرزوهاي ما مي اندازد و ترانه هايي ساده كه براي هر كسي نمودي در دنياي خارج مي يابد.  


فروغي در اوايل دهه 50 بواسطه صداي بم و در عين حال خوش نشين خود به سرعت از طريق برنامه هاي راديو و تلويزيون به عنوان خواننده اي با سبك فرهاد معرفي شد و مانند ساير خواننده ها در سينما نيز به به خوانندگي پرداخت. فريدون فروغي وقتي شروع به آواز خواندن كرد كه اوضاع و احوال جامعه منتظر همچنين صدايي و بغضي بود. سالهاي انقلاب در راه بود و بغض فروخورده و مشتي گره كرده . صداي دلنشين وي هم شور يك اعتراض شديد را داشت و هم اندوه يك ملت را.


«فرياد رس» ترانه اي است كه در سال 1352 متولد شد. سروده اي از «فرهاد شيباني» با موسيقي «اسفنديار منفردزاده» « آدمك » و «پروانه ي من» با موسيقي تورج شعبانخاني را براي فيلم آدمك ساخته خسرو هريتاش خواند و بعد «فتنه چكمه پوش» را براي فيلمي بهمين نام از همايون بهادران.


فروغي در طي دوره هنري خود هيچگاه تن به ابتذال نداد و همواره نوعي خاص از متانت و اصالت را در آثارش مي توان تعقيب كرد. بعد از انقلاب، ترانه معروف « يار دبستاني من » را در فيلم «از فرياد تا ترور» را به اجرا گذاشت و كم كم در عرصه عمومي حضوري كم رنگ پيدا كرد و اجازه انتشار آثارش به او داده نشد و اين در حالي بود كه دعوتنامه هاي بسياري از آن سو برايش فرستاده مي شد و تشويق به اجراي كنسرت مي گشت اما فروغي عاشق بود: «نفسم اين خاكه / خون گرمم پاكه / واسه رفتن ديگه ديره / تن من اينجا اسيره /خاك اينجا چه عزيزه»


ساخت فيلمي 42 دقيقه اي بنام « قريه من » توسط «مهران زينت بخش» كه به معرفي فريدون مي پردازد به سوگنامه اي در هجرت او بدل گشت. چرا كه فيلم برداري آن از 20 مهر ماه سال 80 يعني از شب هفتم فريدون شروع شد و نهايتاً به روستاي قرقرك منتهي شد . چرا كه فريدون قرقرك را خيلي دوست داشت و اغلب به آنجا سر مي زد و هميشه ترانه «قريه» را مي خواند :»روياهاي من قريه ايست قديمي / تو مشتي سايه ، اما صميمي »


فيلم «قريه من» در اكران عمومي خود در چند فرهنگسرا در تهران با استقبال خوبي برخوردار شد . اين فيلم در واقع يك نوع سفرنامه است . سفري به روستاي قرقرك و آرامگاه فريدون فروغي صداي جاودانه ي موسيقي ملي ايران و از آنجا هم بازگشت به گذشته كه سرگذشت زندگي و كار فريدون از زبان خانواده و اطرافيانش است.


آخرين كار سينمايي فريدون يك استثناء بزرگ است. از نظر اغلب تحليل گران يكي از عوامل پر فروش شدن فيلم ضعيف « دختري بنام تندر» تيتراژ آن بوده است كه فروغي پس از سالها سكوت شعر «مي ترواد مهتاب» نيمايوشيج را بر آن اجرا كرده بود.


حميد رضا آشتياني پور كارگردان فيلم پس از عدم تمايل فريدون به خواندن از طريق خسرو شكيبايي فروغي را به خواندن براي فيلمش راضي مي كند و فريدون هيچگاه نتوانست در اكران عمومي صدايش را بشنود چرا كه يك هفته قبل از اكران در سينماها درگذشت.


قبل از آن هم كيومرث پور احمد نتوانست براي فيلم «گل يخ» با داستاني پيرامون زندگي خواننده اي محكوم به سكوت ( چيزي شبيه به زندگي خود فروغي ) مجوز حضور فروغي را بعنوان بازيگر دريافت كند.


كارهاي ساخته شدة فريدون در دوران خاموشي ، حتي آلبوم آماده ي «توحيد» كه تماماً در وصف حضرت علي (ع) بود با بي مهري مسئولان موسيقي كشور ترد شد.


جمعه 13 مهرماه 80 روز سياهي بود كه پرده هاي اتاق كوچك فريدون هرگز طلوع صبح را به خلوت او راه نداد ، روزي كه مقرر شد ديگر هرگزگيتارش به نوازش انگشتان هيچ دستي به لرزه درنيايد، روزي كه ديگر قوزك پايش ياراي رفتن كه نه تاب ماندن هم نداشت.


مدت كوتاهي بعد از مرگش ، مادر پيرش هم به او پيوست و بعد شوهر «پروانه » خواهرش كه هر سه در كنار هم در روستاي «قرقرك» اشتهارد كرج به خاك سپردند جايي دور در كنار بركه اي كوچك در آستانه كوهي بلند و در آرامشي كه سالها انتظارش را مي كشيد.

زندگی نامه :

فريدون فروغي ، چهارمين و آخرين فرزند خانواده ي فروغي در تاريخ 9/11/1329 درتهران متولد شد.
اودرزمينه ي موسيقي هنرمند كاملي بود .زيرا علاوه بر خوانندگي ،در نواختن گيتار، پيانو و ارگ مهارت خاصي داشته است و به كار آهنگسازي و ترانه نيز مي پرداخته است. او تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهاي (پروانه،عفت وفروغ ) داشت كه هم اكنون در قيد حيات مي باشند. فتح الله فروغي ، كارمنداداره ي دخانيات بود، كه در تنهايي خود به سرودن شعر و نواختن تارمي پرداخت و از مالكان بزرگ  نراق  به شمار مي آمد.
فريدون فروغي ،در سال 1335 و در شش سالگي ، تحصيل را آغاز كرد و عاقبت درسال 1347 مدرك ديپلم علوم طبيعي را گرفت وپس از آن ديگرتحصيل رارهاكرد. موسيقي را بدون داشتن استاد و يا معلم فرا مي گيرد و به تمرين ويادگيري مي پردازد. درسن 16 سالگي ،باهمراه ساختن گروهي نوازنده باخود موسيقي را به صورت جدي شروع مي كند ودر مكان هاي مختلف به اجراي ترانه ها وآهنگ هاي روز  مي پردازد و تاسن 18 سالگي كارخودرا به همين صورت ادامه مي دهد
در سال 1350 با اجرای ترانه آدمک  در فیلم آدمک  خسرو هریتاش  و ترانه پروانه من به شهرت میرسد. بعدازگذشت مدتي با اجرای برنامه های تلویزیونی به هنرمندی مطرح تبدیل میشود. درهمين سال ازدواج کرده و  به اجراي ترانه هايي چون نياز (ترانه يي ازشهيارقنبري) وهواي تازه  مي پردازد.درسال 1353  از همسرش جدامي شود. ودرهمين سال اوكه رفته رفته ، هنرمند قابلي گشته بود اقدام به جمع آوري آثارخود مي نمايد واولين آلبوم خودرا با نام نياز به بازارعرضه مي كند.
دومين آلبومش رابانام (ياران) درسال 1354 به بازار عرضه مي كندودرهمين سال به علت اجراي ترانه ي (سال قحطي )از طرف رژيم شاه به مدت دو سال ممنوع الصدا مي شود . درسال 1356 بعد از دو سال ممنوعيت كاري ،سومين آلبوم خودرابانام (سال قحطي) به بازارعرضه مي كند.
درسال 1357 ، باوخيم شدن اوضاع سياسي ايران ، فروغي اعتراض خود را به اوضاع كشور با انتشار آلبوم (بت شكن) اعلام مي دارد . درسال 1358 ،بعدازانقلاب ، فروغي درايران مي ماند و كنسرت اجرا مي كند كه ترانه هاي اين كنسرت را درآلبوم (فريدون فروغي درآغازي نو) جاي مي دهدبعد از انتشار  اين كاست، درسال 1359 فروغي ترانه ي باردبستاني را براي فيلم (ازفريادتاترور)به كارگرداني منصورتهراني اجرامي كندوبعدازآن ترانه ي كوچه ي شهردلم.
درسال 1360 چندترانه ي خودرا همراه باچندترانه از كوروش يغمايي درآلبوم (سل) جاي مي دهد و درمابين سال هاي 60و 61 آهنگ چهارقسمتي (چرانه؟) رامي سازد واجرا مي كند.
فروغي در اسفندسال 1372 باخانم سوسن معادليان آشنامي شود و درخرداد 1373 باهم ازدواج مي كنند. و او دوباره فعاليت خود را از سرمي گيرد، شعرمي گويد، آهنگ مي سازد و شروع به تدريس گيتار، ارگ و پيانو مي كند. او به دلیل خاصی شاگردانی را می پذیرفت که  استعداد و علاقه به موسیقی داشتند ولی به دلیل عدم تمکن مالی قادر به فراگیری موسیقی نبودند که این از حس نوع دوستی و علاقه وافر ایشان به نشر موسیقی در ایران می باشد. در اسفندماه سال 1377 موفق به برگزاري كنسرتي درتالار حافظيه ي كيش مي شود.
فروغی درروزجمعه سيزدهم مهرسال 1380 دار فانی را وداع گفت . فریدون به خاطر دوری از زادگاه پدری خود وصیت می کند که اورا در یکی از روستا های بوئین زهرا به علت تشابه بسیار زیادش به نراق دفن کنند.



مردن شاپركا  / كشتن قاصدكا



منبع : كوخ
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 22:19 توسط عليرضا فرخ زادي |

زندگی‌نامه پرویز مشکاتیان

پرویز مشکاتیان کار هنری خود را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.sazesetar

مشکاتیان، ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد. وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند رگزار می‌شد، به همراه پشنگ کامکار مشترکاً جایگاه نخست را به دست آورد.

 

مشکاتیان از سا ل  ۱۳۵۶ همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور۱۳۵۷از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود. وی در همهٔ این آثار، به عنوان آهنگ‌ساز و نوازندهٔ سنتور (در سِرّ عشق به عنوان نوازندهٔ سه‌تار) همکاری داشت.

وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ از او طلاق گرفت. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.

پس از قطع همکاری با محمدرضا شجریان، وی با خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری همکاری کرد. او همچنین در فستیوال جهانی موسیقی تحت عنوان (روح زمین) در کشور انگلستان شرکت کرد و مقام نخست را بدست آورد.

او در سال‌های اخیر کارهای کمتری بیرون داده‌است و خود سرپرست یک گروه موسیقی مشهور بوده که بنا به گفتهٔ اعضای گروه به سبب کم کاری وی آن گروه از هم پاشید (در سال ۱۳۸۴). یکی از واپسین کارهای وی یک نوار تکنوازی بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت.

مشکاتیان، کتاب‌های فراوانی در زمینهٔ سنتور و موسیقی ایرانی تألیف کرده‌است. از این کتابها می توان به اثرهای رزم مشترك، شعر بی واژه، لاله بهار، بیداد و بیست قطعه برای سنتور اشاره نمود.

استاد پرویز مشکاتیان در تاریخ ۳۰ شهریور سال ۱۳۸۸ در منزلش در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.

 

 

روحش شاد و یادش گرامی

+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 1:26 توسط عليرضا فرخ زادي |

کیوان ساکت


کیوان ساکت سال 1340 در شهر مشهد به دنیا آمد. از کودکی به واسطه ذوق هنری پدر و مادرش  با هنرهای نقاشی وموسیقی آشنا شد.
مادرش شمسی زمانیان ریاست یکی از بزرگترین هنرستان های دخترانه مشهد را به عهده داشت و در جوانی آکاردئون می نواخت. او همچنین به نقاشی هم علاقمند بود و نقاشی هایش هنوز زینت بخش خانه آنهاست. پدرش نیز به ادبیات ایران علاقه داشت و طبع شعر داشت.
کیوان پیش از رفتن به مدرسه با زنبورک و ملودیکا آشنا بود و قطعاتی می نواخت. پس از آن پدرش برایش ویولن کوچکی خرید اما فقدان معلمی دلسوز در آن زمان در مشهد باعث شد نتواند به کارش ادامه دهد. سال 54 در کارگاه موسیقی کودک و نوجوان که از سوی صدا و سیمای وقت تشکیل شده بود در کلاس های تار منوچهر زمانیان، دایی اش شرکت کرد. آشنایی با تار تاثیر عمیقی بر او داشت. پس از مدتی برای ادامه تحصیل مشهد را ترک کرد و برای مدت کوتاهی زیر نظر حمید متبسم آموزش دید.
سال 65 در مشهد گروه صبا را تشکیل داد که همگی اعضا از شاگردان جوان او بودند و با این گروه در مشهد و نیشابور اجراهای متعددی داشت. در سال 1369 به دعوت پرویز مشکاتیان به گروه عارف پیوست و در کنسرت ها و سفر های زیادی با او همراه شد. حاصل این همکاری آثاری ارزشمند از جمه افشاری، مرکب، مقام صبر، وطن من و افق مهر بود.
او به مدت 5 سال در رادیو فرهنگ و برنامه نیستان ردیف موسیقی ایرانی را تجزیه و تحلیل می کرد و درس می داد. در سال 1377 ده برنامه به سبک گلهای رنگارنگ با نام نغمه جاویدان نیز ساخت که از رادیو پخش شد. ساکت سال 1383 موفق به اخذ درجه یک هنری در رشته آهنگسازی و نوازندگی و در سال 1384 نیز از سوی حسن کسائی موفق به دریافت لوح تقدیر شد.
علاوه بر این آثار ساکت آلبوم هایی نیز متعلق با گروه خودش که با عنوان وزیری فعالیت می کند ارائه کرده است که از آن جمله می توان به آثار جامه دران، بی کاروان کولی، دیدار شرق و غرب، ای وطن، آشنایی با آواز دشتی، فسانه، شرق اندوه، قاصدک، شبی با خورشید، آن سوی آب و گل اشاره کرد.
او کتاب های متعددی با عناوین شیوه نوین آموختن تار و سه تار در 5 جلد، ده تمرین، هجده قطعه، حرکت دائمی، چرخ نیلوفری، با موج تا کرانه، در سایه سار بید، هشت آهنگ معروف جهان و... را منتشر کرده است.
سرعت بالا و تکنیک منحصر به فرد نوازندگی او را کاملآ متفاوت ت کرده است .
این پست را بنا به درخواست آقای علیرضا غفارنیا نوشتم و خیلی از ایشون ممنونم که اومدن و نظر دادن.
 
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 23:35 توسط عليرضا فرخ زادي |

حسين قوامي (فاخته) 1337
حسین   قوامی


در سال 1288 خورشیدی در تهران به دنیا آمد.پدرش رضا قلی خان قوامی از

خاندان های اصیل تهران بود او به موسیقی ایرانی عشق می ورزید،خانه اش پایگاه هنرمندان

زمان بود و اکثر آثار موجود موسیقی آن دوره را به صورت صفحات گرامافون در دسترس داشت

حسین که در پنین خاندانی پا به عرصه ی وجود گذاشته بود از سنین کودکی گوشش با

موسیقی آشنا و طنین دلپذیر ساز و آواز با خونش عجین شده بود.صدایش خوب بودپدر آن را می

پسندید و گهگاه در مهمانی های خصوصی،تنها و گاه به همراه ساز وآواز می خواند و مورد

تشویق اهل هنر قرار می گرفت

قوامی وارد مدرسه ی نظام شد و در ارتش به درجه ی سرهنگی رسید ولی در جوار خدمت

دولتی همچنان به کار هنر آواز ادامه می داد

در سال 1325 خورشیدی به رادو دعوت شد و چون برای ارتشیان اجرای برنامه های موسیقی

مجاز نبود نام مستعار« فاخته ای»رابه پیشنهاد استاد روح الله خالقی برای خود برگزید و بعد ها

(در سال 1341) وقتی بازنشسته شد با نام واقعی خود حسین قوامی همکاری خود را با رادیو ادامه

داد

قوامی از خوانندگان صاحب نام ایران و دارای سبک ویژه ای در اجرای آواز بود.او با برنامه های

«گلها» نیز همکاری داشت.این هنرمند دارای طبعی بلند ،بسیار آداب دان و متواضع و مؤدب بود.در

سال های آخر زندگی به نارسایی دید و به دنبال آن به سرطان مثانه مبتلا شد و عاقبت در

شانزدهم اسفند ماه سال 1368 این درد جانکاه وی را در بیمارستان ایرانمهر از پای درآورد و یکی دیگر از ستاره های

درخشان هنر آواز و موسیقی ایران خاموش گشت

ترانه هایی که با صدای قوامی به جای مانده همه شنیدنی و ارزشمند هستند،از جمله ترانه ی

«تو ای پری کجایی» ازمهندس همایون خرم و «جوانی» از استاد حسین یاحقی .این ها چیزی

نیستند که فراموش شوند
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 16:13 توسط عليرضا فرخ زادي |

زندگی‌نامه کیهان کلهر

کیهان کلهر،‌ (۱۳۴۲) آهنگساز و نوازندهٔ کمانچه ایرانی است. دو اثر وی در سال ۲۰۰۴ نامزد جایزهٔ گرمی شد.

زندگی‌نامه
کیهان کلهر در سال ۱۳۴۲ شمسی در خانواده‌ای کرد و موسیقی دوست در کرمانشاه چشم به جهان گشود. از پنج سالگی موسیقی را به صورت آزاد و از هفت سالگی به شکل کلاسیک آن شروع کرد.از دوازده سالگی کار موسیقی را به صورت حرفه‌ای آغاز و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه همکاری کرد.

مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری "چاووش" همکاری هنری داشت. در هفده سالگی به ایتالیا و سپس برای ادامه تحصیل به کانادا رفت.و در رشتهٔ آهنگسازی در دانشگاه کارتن اتاوا فارغ التحصیل شد.

کیهان کلهر از معدود هنرمندان ایرانی است که برای شناساندن موسیقی ایرانی به غیر ایرانی‌ها با هنرمندان هندی نظیر استاد "شجاعت حسین خان" (غزل) و یا با کوارتت کرونوس (Kronos Quartet) (جاده ابریشم)، یویو ما و ارکستر فیلارمونیک نیویورک، همکاری نزدیک داشته است و شنوندگان زیادی در بین غیرایرانی‌ها دارد. او مدتی هم یکی از اعضای ثابت گروه دستان بود.

او معتقد است: «موزیسین، موسیقی‌دان یا موسیقی‌شناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد.»

اجرای کنسرت‌های مستقل به صورت بداهه‌نوازی و همراهی با محمدرضا شجریان، حسین علیزاده و همایون شجریان اغلب فعالیت‌های این هنرمند نامی است. سه سی دی «زمستان است»، «بی تو به سر نمی‌شود» و «فریاد» حاصل این همکاری است.

آثار
شب سکوت کویر زمستان است بی تو به سر نمی‌شود فریاد نخستین دیدار بامدادی غزال
غزل 2
غزل ۳
در آینهٔ آسمان
شب‌های فیروزه‌ای نیشابور
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:11 توسط عليرضا فرخ زادي |

زندگی نامه محمد رضا لطفی

محمد رضا لطفی در سال ۱۳۲۶ و در شهر گرگان دیده به جهان گشود. با دلگرمی برادر بزرگتر خود شروع به نواختن تار نمود و در سال ۱۳۴۳ با کسب مقام نخست نوازندگی تار در فستیوال نوازندگان جوان استعداد خویش را در این ساز نشان داد. در همین ایام تحصیلات خود را در دانشگاه هنر های زیبا و زیر نظر حبیب الله صالحی و علی اکبر شهنازی شروع کرد. هزمان با این به تحقیق بر روی موسیقی کلاسیک غرب و یادگیری ساز ویولن نیز پرداخت و توانست به ارکستر ملی موسقی ایران که ریز نظر حسین دهلوی بود راه پیدا کند. از اساتید بزرگ وی می توان از عبدالله دوامی که ردیف و حسین دهلوی که سه تار را به وی آموخت نام برد.همزمان با دانشگاه زیر نظر استاد نورعلی برومند نیز تحصیل تار می کرد. پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه به مقام استادی همان دانشگاه در آمد. وی همکاری با رادیو و تلوزیون را ادامه داد و در همین اثنا گروه شیدا را پایه گذاری کرد. در بین سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ رییس هنرستان موسیقی پسران گردید. وی به ریاست مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و هنزستان موسیقی چاووش نیز در آمد. وی از سال ۱۳۶۵ در آمریکا سکونت دارد و برنامه های زیادی از جمله نکنوازی و کارهای گروهی با شجریان - ناظری - علیزاده و مشکاتیان اجرا کرده است.لطفی بزرگترین نوازنده تار و سه تار و از جمله بزرگترین نوابغ مویسقی ایران می باشد. ذوق سلیقه احساس و نوازندگی قدرتمند وی را بدل به پدر موسیقی ایران نموده است.
+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 21:42 توسط عليرضا فرخ زادي |

داوود گنجه ای

 داوود گنجه ای در ۲۴ خرداد ۱۳۲۱ در شهر ری متولد شد.


 تدریس در تمام سطوح در مراکز هنری وآموزشی – اجرای کنسرت درنقاط مختلف جهان و فستیوال های داخلی و خارجی به همراه گروههای موسیقی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی از جمله فعالیت های داود گنجه ای است.

همچنین وی از بدو تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تدریس و تحقیق در این مرکز مشغول بوده است.
داود گنجه ای علاوه بر دیدن مکاتب مختلف سازی و آوازی و تحصیل در دانشگاه و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و محشور بودن با اکثر استادان بنام موسیقی، چهره ای شناخته شده در عالم موسیقی است و با اکثر استادان نام آشنا و برجسته در رشته های مختلف هارمونی –سلفژ-ردیف نوازی –ردیف آوازی کارکرده و بهره فراوان برده است.وی همه فعالیت خود را در زمینه تدریس متمرکز کرده است و علاوه بر کارهای هنری در تولید آثار ارزنده موسیقائی در سمت های گوناگون مدیریت داشته است .

از جمله سوابق و سمت های گنجه ای می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1- عضو شورای مرکزی طرح و برنامه ریزی آموزشگاههای آزاد موسیقی
2- عضو شورای عالی موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
3- عضو شورای طرح تکریم هنرمندان کشور
4- عضو شورای نظارت بر نوارها و اجراهای موسیقی
5- عضو شورای ارزشیابی هنرمندان کشور
6- مشاور هنری بنیاد رودکی
7- مشاور هنری مرکز موسیقی
8- مشاور هنری دانشگاه آزاد رشته هنر و معماری
9- مشاور هنری و عضو هیات امناء انجمن موسیقی ایران
10- عضو شورای پژوهشی و آموزشی صداوسیما
11- عضو شورای سیاست گذاری مرکز موسیقی
12- عضو کمیته ملی موسیقی وابسته به یونسکو
13- عضو شورای ارزشیابی صداوسیما
14- مدیر مرکز حفظ و اشاعه موسیقی
15- قائم مقام و جانشین مدیرکل موسیقی صداوسیما
16- قائکم مقام و مدیر عامل خانه موسیقی
17- عضو هیات داوران جشنواره های موسیقی فجر از ابتداتاکنون
18- عضو هیات داوران جشنواره های موسیقیجوان در تمام دوره ها
19- عضو هیات داوران جشنواره های موسیقی معلولین
20- عضو کانون نوازندگان سازهای ایرانی خانه موسیقی
21- عضو کانون مدرسان موسیقی خانه موسیقی
22- مسئول بررسی خروج کلیه سازها از کشور
23- شهروند نمونه ؛منتخب انجمن شهر تهران
و چندین مسئولیت مختلف در زمینه های آموزش و پرورش و مدیریت های هنری در شاخه های مختلف.
به اعتقاد داود گنجه ای بیشترین موفقیت خود را در تعلیم و تربیت و پرورش دادن جوانان برومند در علوم نظری و علوم عالی موسیقی که ایشان هم اکنون در هفته 20 ساعت بطور مستمر تدریس ویلن و کمانچه دارد .
تقدیرنامه ها :
لوح افتخار درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
لوح افتخار در بیستمین جشنواره موسیقی فجر
و صدها تقدیر وتشویق از مقامات مملکتی در همه سطوح

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:55 توسط عليرضا فرخ زادي |

هوشنگ ظریف

هوشنگ ظريف به سال 1317 در تهران متولد شد و از کلاس پنجم ابتدایی وارد هنرستان موسیقی ملی شد که در آن دوره استاد روح الله خالقی مدیریت هنرستان را بر عهده داشت.
 او از ميان سازها به "تار" بيش از همه نظر داشت. آن را انتخاب کرد و در کلاس موسی خان معروفی آموزش تار را شروع کرد. هوشنگ ظريف نوجواني بيش نبود كه جهت فراگيري موسيقي نزد استاداني مثل:موسي معروفي و علي اكبر شهنازي مي رود و از محصر اين استاتيد كسب فيض کرد. در سال 1337از اين هنرستان فارغ التحصيل شده در همين سال به استخدام وزارت فرهنگ و هنر به عنوان هنرآموز سرود و موسيقي در آمد. سپس مشغول تدريس در سازمان پيش آهنگي ايران شد و در سازمان خدمات اجتماعي كشور با سمت هنرآموز موسيقي كشور به نابينايان مشغول شد. او در طول چهار سال دوره عالی را در هنرکده موسیقی گذراند و از محضر استاد علی اکبر شهنازی بهره برد. 
استاد ظريف از سال1342 به دعوت استاد حسین دهلوی تا سال 1359در هنرستان عالي موسيقي ملي به مدت 17سال به تدريس اشتغال و از سال 1361 استاد تار واحد موسيقي سازمان زرتشتيان ايران (فروهر) است. 
هوشنگ ظريف سال ها سوليست تار در اركسترهاي متعدد سازمان ملي وابسته به وزارت فرهنگ و هنر و شركت در اجراي برنامه هاي موسيقي اركسترهاي مزبور در سازمان راديو تلويزيون ملي ايران بود، او اجراهای متعددی با گروه استاد فرامرز پایور داشته است و با آنها در کشورهای اروپایی و آسیایی زیادی به اجرای موسیقی ایرانی پرداخته است.
از دیگر فعالیت های او می توان به سوليست و نوازنده تار در برنامه هاي موسيقي ملي ايران در راديو تلويزيون ايران به مدت 20 سال، اجرای برنامه های موسیقی اصیل و سنتی ایران در شهرهای مختلف ایران و کشورهای دنیا از جمله  آمريكا، شوروي، كانادا، ژاپن، فرانسه، انگليس، آلمان غربي، ايتاليا، مصر، تونس، مراكش، الجزاير، هندوستان، پاكستان، تركيه و تمام كشورهاي اروپاي شرقي همراه با اركسترهاي موسيقي سنتي وابسته به وزارت فرهنگ و هنر سابق اشاره کرد. ا
استاد ظريف در سال 1973 نيز به منظور اجراي برنامه هاي آموزشي موسيقي سنتي و ملي ايران در بخش موسيقي تعدادي از دانشگاه هاي آمريكا در سراسر اين كشور مسافرت داشته و نيز در فستيوال موسيقي " شانكار لعل " كه در سال 1975 در هندوستان برگزار شد شركت و در بيست و يكمين فستيوال جهاني موسيقي كه در همين سال در فرانسه بر پا شده بود شركت داشته. استاد ظریف با شركت فعال در اجراي كنسرت هاي معتدد موسيقي ايراني در وين پايتخت اتريش موجب شناسايي هرچه بيشتر موسيقي سنتي ايران به اين مركز موسيقي و فرهنگي اروپا گرديد ، سپس در سال 1985 كه در فستيوال اينسبورك شركت كرد موجب شناسايي و اشاعه موسيقي سنتي ايران شد. 
استاد ظريف علاوه بر سمت استادي در تار  با نواختن سه تار و تنبك آشنايي كامل دارد و شاگردان متعددي را در هنرستان و مؤسسات فرهنگي و كلاس هاي خصوصي و عمومي تعليم داده است. او همچنین درجهت تدوين متد نوازندگي تنبك با مرحوم استاد حسين تهراني همكاري داشته كه حاصل این همکاری در کتابی تحت عنوان آموزش تنبك به چاپ رسیده است. ديگر همكاري در تصحيح و رديف هاي آوازي مرحوم محمود كريمي استاد آواز ايران بوده است كه تحت عنوان كتاب رديف آوازي موسيقي سنتي ایران به بازار عرضه شده است. او شش سال متوالی عضو هیئت مدیره خانه موسیقی و چهار دوره رئیس هیئت مدیره کانون نوازندگان سازهای ایرانی بوده است.
از دیگر آثار او می توان به کتاب ها و مجموعه های صوتی زیر اشاره کرد:
- نت نگاری و ویرایش چهار کتاب درباره استاد لطف الله مجد، اسد الله مجد، جلیل شهناز و فرهنگ شریف و ابراهیم سرخوش
- مجموعه های صوتی تکنوازی های استاد از جمله دشتی و اصفهان، همنوازی با فرامرز پایور، گوشه هایی از ردیف موسی خان معروفی به کوشش کامبیز روشن روان
- کتاب دستور مقدماتی تار، کتاب اول و دوم هنرستان. 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:47 توسط عليرضا فرخ زادي |

زندگی نامه شهرام ناظری

 

 

شهرام ناظری در سال ۱۳۲۸در کرمانشاه در خانواده ای فرهنگ دوست و اهل هنر و موسیقی به دنیا آمد. پدرش كه صدای لطيفی داشت و از سبك قدما و خوانندگان آن ديار به خصوص شادروان شيخ داوودي خواننده بزرگ بهره گرفته بود فرزندش را تحت تعليم قرار داد.

قطب اين خانواده استاد حاجی خان ناظری بود كه اكثر موسيقی دانان كرمانشاه را با نت و موسيقی اصيل ايران تعليم داد و خود از شاگردان درويش خان و كلنل وزيری بود. در سن ۹سالگی اولين برنامه هنری خود را در راديو كرمانشاه همراه با تار مرحوم درويشی از نوازندگان معروف كرمانشاه اجرا نمايد. او سپس در سن ۱۱سالگی در راديو تلويزيون ايران چند برنامه در آواز ايراني اجرا کرد. شهرام از دانش پسر عمويش علی ناظری و درويش نعمت علی خان خراباتی در زمینه موسيقی محلی و كردی نیز بهره فراوان گرفت.

در سال ۱۳۴۵برای بهره گيری از محضر اساتيدی چون شادروان عبداله دوامی، نورعلی برومند، عبدالعلی وزيری، محمود كريمی و. .. مقيم تهران شد و همزمان سه تار را نیز نزد استادان احمد عبادی، محمود تاج بخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی فرا گرفت. شهرام ناظری مدت يك سال نیز در تبريز با نوازندگان و موسيقي دانان آن ديار مانند بيگجه خانی و محمود فرنام قيطانچيان كه از شاگردان اقبال آذر بودند درزمينه موسيقی ايرانی همکاری کرد. درسال ۱۳۵۴بنابه پيشنهاد نورعلی برومند به استخدام راديو تلويزيون در آمد و اولين برنامه خود را با گروه شيدا به سرپرستی محمد رضا لطفی با مثنوی مولانا و ترانه ای از شيخ بهايی اجرا نمود و پس از آن با گروه عارف به سرپرستی حسين عليزاده و پرويز مشكاتيان همكاريش را ادامه داد.

سال ۱۳۵۵درنخستين كنكور موسيقی سنتی ايران (باربد) مقام اول رابه دست آورد و درسال ۱۳۵۶همراه باگروه سماعی به سرپرستی اصغر بهاری و حسن ناهيد برای اجرای كنسرت در جشنواره توس انتخاب شد. از سال ۱۳۵۷تا ۱۳۶۰با تلاش پی گير و بی وقفه آلبوم‌های چاووش (۲) (۳) (۴) (۷) (۸)، آلبوم مثنوی موسی شبان و سخن عشق را تهیه كرد.

 در سال های ۱۳۶۰تا ۱۳۶۴از فعاليت خود کاست و مشغول تدريس موسيقی و رديف های آواز ایرانی به علاقه مندان شد. از سال ۱۳۶۴به بعد با همكاری گروه های موسيقی ايرانی كارهای زيبايی را به بازار موسيقی عرفانی و اصيل ايرانی عرضه کرد از جمله اين آثارمی توان ازشور انگيز با همكاری حسين عليزاده، گل صد برگ و آتش در نيستان با همكاری جلال ذوالفنون، كنسرت اساتيد با همكاری گروه فرامرز پايور و بی قرار با همكاری گروه جليل عندليبي را نام برد. شهرام ناظری طی فعاليت هنری خود برای اجرای كنسرت، سفرهای بسیاری به كشورهای آسيايی، اروپايی و آمريكا داشته و در فستيوال های جهانی نيز حضور به هم رسانيده است. در سال ۱۳۸۰به همراه فرزندش حافظ ناظری در جشنواره موسیقی فجر شرکت کرد.

این اجرا جايزه اول اين فستيوال به عنوان بهترين خواننده موسيقی اصیل ایرانی را نصيب او کرد. ناظری همچنین جايزه مخصوص هيئت داوران جشنواره مهررا نیز از آن خود ساخت. در سال ۱۳۸۶نشان شوالیه ادب و هنر را از سوی دولت فرانسه دریافت کرد. این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسه است و پاس‌داشتی است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانی که تلاش ویژه‌ای در اعتلای فرهنگ و هنر انجام می‌دهند.

 وی همچنین در همین سال(۲۰۰۷میلادی) از طرف مجمع آسيا به عنوان هنرمند برتر آسيا انتخاب و از طرف پارک كی مون دبير كل سازمان ملل متحد تقدير ويژه شد. مثنوی موسی و شعبان، بهاران ابیدر، شعروعرفان (بنمای رخ)، یادگار دوست، ساقی نامه و صوفی نامه ۱و ۲، نجوا، بشنو از نی، سخن تازه، دیوان شمس، لاله بهار، شورانگیز، درگلستانه، زمستان، کنسرت اساتید موسیقی، گل صدبرگ، آتش در نیستان، چاوش 2،3،4،7 و 8، چشم به راه، کنسرتی دیگر، دل شیدا، کیش مهر، مطرب مهتاب رو، بی قرار، حیرانی، لولیان، غم زیبا و سفر به دیگر سو ،مولویه مجموعه آلبوم هایی است که او منتشر کرده است.

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 20:20 توسط عليرضا فرخ زادي |

زندگی نامه استاد فرهنگ شریف


فرهنگ شريف سال ۱۳۱۰در شهرستان آمل به دنیا آمد. از چهار سالگي تحت تاثير آموزش موسيقي به وسيله ي پدرش و نيز رفت و آمد بزرگان موسيقي به منزل آنها خصوصا عبدالحسين خان شهنازي برادر حاج علي اكبرخان شهنازي، موسيقي را فرا گرفت.

در سن دوازده سالگي نخستين تك نوازي خود را كه به صورت زنده از راديو پخش مي شد با موفقيت اجرا كرد و به دنبال آن در اغلب برنامه هاي گل ها به عنوان تك نواز آواز، خوانندگان برنامه را همراهي كرد. وی از بدوشروع برنامه گلها به همت زنده یاد داود پیرنیا و برنامه تکنوازان به همت استاد میر نقیبی با شیوه ای نو در نوازندگی تار، حضور داشت.

فرهنگ شريف در كارنامه هنري خود با خوانندگاني چون روح انگيز، تاج، غلامحسين بنان، شجريان، محمودي خوانساري، ايرج و ... هم نوازي داشته است و در چندین فستيوال بين المللي از جمله فستيوال موسيقي برلين توانسته است ساز تار را به خوبي به جهانيان بشناسد، فرهنگ شريف چند سالي را در دانشگاه هاي مطرح امريكا به امر آموزش موسيقي مشغول بود.

او نخستين هم نوازي را با خوانندگاني چون محمودي خوانساري، شجريان، اكبر گلپايگاني داشت و نخستين تصنيف اكبر گلپايگاني از ساخته هاي اوست.
فرهنگ شريف موفق به دريافت نشان درجه يك هنري ازدست آقاي خاتمي رئيس جمهور وقت شده است.

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:21 توسط عليرضا فرخ زادي |

زندگی نامه استاد فرهاد فخرالدینی


فرهاد فخرالدینی سال ۱۳۱۶ هجری شمسی در تبریز به دنیا آمد. پدرش از ادیبان صاحب نام بود و این امر باعث شد که فرزندانش به امور هنری گرایش پیدا کنند. او از پنج سالگی آموختن موسیقی را آغاز کرد.

 دوره ردیف‌های موسیقی زیر نظر احمد مهاجر آموخت و بعد از مدتی نزد استاد ابوالحسن صبا رفت و نوازندگی ویولن را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد. از دوستان نزدیک او که در کلاس صبا با هم همکلاس بودند می توان به علی تجویدی اشاره کرد. فخرالدینی مدتی بعد وارد دوره عالی هنرستان موسیقی شد.

هنوز تحصیلاتش در این هنرستان عالی به پایان نرسیده بود که از سوی ریاست وقت هنرستان، استادحسین دهلوی به تدریس در همان هنرستان دعوت شد. سال ۱۳۴۴ همکاری با برنامه های مختلف رادیو را نیز آغاز کرد و از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۸ رهبر ارکستر بزرگ رادیو و تلویزیون بود. فخرالدینی نیز از سال ۱۳۴۷ ساخت موسیقی را نیز با آهنگسازی برای فیلم سینمایی شوهر آهو خانم به کارگردانی داوود ملا پور آغاز کرد.

از دیگر آثار سینمایی او می توان به آهنگسازی فیلم های کمال ‌الملک (علی حاتمی ۱۳۶۳)، گزارش یک قتل (محمدعلی نجفی ۱۳۶۵)، بوعلی سینا (کیهان رهگذار ۱۳۶۶)، پرستار شب (محمدعلی نجفی۱۳۶۶)، روز باشکوه (کیانوش عیاری ۱۳۶۷)، شاخه‌ های بید (امرالله احمدجو ۱۳۶۷)، جستجوگر (محمد متوسلانی۱۳۶۸)، ساوالان ( یدالله صمدی ۱۳۶۸)، آپارتمان شماره ۱۳ (یدالله صمدی۱۳۶۹)، ملک خاتون (حسن محمدزاده ۱۳۶۹)، قرق (احمد هاشمی۱۳۷۰)، زندان دیو (حسن محمدزاده۱۷۱۳)، آدم برفی (داود میرباقری ۱۳۷۳)، مسافر ری (داود میرباقری۱۳۷۹)، وعده دیدار (جمال شورجه۱۳۸۳) و...اشاره کرد. فرهاد فخرالدینی طعم و رنگ ایرانی به خوبی در آثارش دیده می شود.

با وجودی که در آثار او از سازبندی غربی استفاده می شود اما اثر هویت ایرانی خود را به خوبی نشان می دهد. او در سال ۱۳۷۷ با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارکستر موسیقی ملی ایران را راه اندازی کرد. در این ارکستر از سازهای غربی و ایرانی استفاده می شود و آثار هنرمندان و آهنگسازان ایرانی به اجرا در می آید. این ارکستر تا کنون اجراهای موفقی را همراه با این ارکستر انجام داده و استعدادهای فراوانی را به موسیقی ایرانی شناسانده است. فرهاد فخر الدینی، در طول زندگی هنری خویش به جز آهنگسازی، به امور پژوهشی نیز پرداخته است و در این زمینه به بررسی ریتم در موسیقی قدیم ایران علاقه‌مندی بیشتری نشان داده است.

او که هم اکنون رهبر ارکستر ایران است با این ارکستر سفرهایی به کشورهای دیگر داشته است. این ارکستر نیز همانند ارکستر سمفونیک تهران با مشکلات و کمبودهای زیادی مواجه بوده است اما توانسته بدون وقفه به کار خود ادامه دهد. در سال گذشته قرار بود ارکستر کنسرت های شهرستان های مختلف ایران را آغاز کند. اما نخستین برنامه آن که قرار بود در تبریز برگزار شود، نیز به مرحله اجرا نرسید. با این حال فخرالدینی هنوز رهبری و اداره ارکستر مسیقی ملی را به عهده دارد و در اجرای هر چه بهتر برنامه های آن تلاش می کند.

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:18 توسط عليرضا فرخ زادي |

زندگی نامه صدیق تعریف


محمد صدیق تعریف خواننده موسیقی ایرانی سال ۱۳۳۴در سنندج به دنیا آمد و در سنندج با موسیقی ایرانی آشنا شد. اما آغاز فعالیت حرفه ای او مصادف با زمان ورود به دانشگاه و  اقامت در تهران بود.

سال 1۱۳۵۴ هم زمان با ورود به دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران موسیقی تحصیل در رشته هنرهای نمایشی را آغاز کرد و سال۱۳۵۹ از دانشگاه فارغ التحصیل شد. هم زمان از محضر استاد محمود کریمی بهره می گرفت و به تحصیل موسیقی می پرداخت. او از سال ۱۳۵۴ت ۱۳۵۶ نرد این استاد به آموختن ردیف های آوازی پرداخت.

از سال ۱۳۵۵ تا سال ۱۳۵۷ نیز نزد رضوی سروستانی به آشنایی با مکتب های آوازی استاد طاهر زاده به روایت استاد برومند مشغول بود. سال های ۱۳۵۹ تا۱۳۶۴نیز با شيوه و سبك آوازي استاد عبداله دوامي به ياري و همت نصراله ناصح‌پور پرداخت.

اولين كنسرت رسمي صدیق تعریف و ارائه اولين كاست موسيقي به نام «مكتب اصفهان» به ياد استاد حسين طاهرزاده در دستگاه سه ‌گاه، با همكاري گروه شيدا و عارف به سرپرستي محمدرضا لطفي در سال ۱۳۶۲تصنيف کوتاه بر روی رباعيات ابو علی سينا به آهنگسازی فرهاد فخرالدینی، در سريال ابن سينا که در سال ۶۴ از صدا و سیما پخش می شد چهره او را به عنوان یک خواننده بیشتر به مردم شناساند. 
پائيز ۱۳۶۷ كنسرت شورانگيز (بيات ترك) را با همكاري گروه شيدا و عارف به سرپرستي و آهنگسازي حسين عليزاده در تهران تالار وحدت اجرا کرد. در این سال تعریف همچنین دومین اثر خود، آلبوم گلگشت با همکاری گروه شیدا به سرپرستی پشنگ کامکار را نیز اجرا و روانه بازار کرد. او در این سال قطعاتی از آثار حسین دهلوی را نیز در آلبومی به نام آثاری از حسين دهلوی، اجرا و ارائه کرد.

تابستان سال بعد كنسرت همياري به مناسبت فاجعه زلزله گيلان و مازندران سال ۱۳۶۸ به همراه گروه همنوازان سه تار و به آهنگسازي و سرپرستي حسين عليزاده، را در تهران تالار وحدت اجرا کرد.
بهار سال ۱۳۶۹ نیز آلبوم شیدایی را که حاصل همکاری مشترک تعریف با جلال ذوالفنون و اجرای گروه سه تار نوازان بود، تدوین و ارائه کرد.

پس از این دوره او باز هم به فراگیری و تحقیق در زمینه آواز پرداخت و از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ قطعات و تصانیف استادان قدیمی را در محضر زنده یاد علی اصغر بهاری و آشنائی با مکاتب و شيوه های آوازی قديم ایران در محضر مجيد کيانی از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۲ادامه داد.

همزمان با این کارها به ارائه آثار موسیقایی نیز می پرداخت که از آن جمله می توان به انتشار آلبوم فراق با همکاری گروه شیدا و سرپرستیپشنگ کامکار در زمستان ۱۳۷۱و همچنین تدوین و ارائه شور دشت با همکاری گروه همنوازان در زمستان ۱۳۷۲اشاره کرد. او از سال ۱۳۷۲تا ۱۳۷۵نیز از محضر استاد رجب امیری فلاح بهره گرفت. 
او همچنین آثاری نیز در خارج از ایران به اجرا درآورده است که اجرای کنسرت سه گاه و ماهور در پاریس در پائیز سال ۱۳۷۳و مجموعه کنسرت های بیات اصفهان به همراهی گروه شیدا و به آهنگسازی و سرپرستی محمدرضا لطفی در کشور های ایتالیا، فرانسه، سوئیس، آلمان، انگلستان و فرانسه در سال های ۱۳۷۴و ۱۳۷۵از آن جمله اند. 
اجرای آواز و تصنيف عبدالقادر مراغه ای موسيقيدان بزرگ قرن نهم ایران در مقدمه سريال تلويزيونی امام علی (ع)، حاصل تحقيق و تدوين استاد فرهاد فخرالدينی نیز از آثار ماندگار و مهم دیگر این هنرمند به شمار می آید.
از آثار دیگر این هنرمند می توان به آلبوم های آبگینه (اجرای گروه همنوازان، بهار ۱۳۷۶)، یاد طاهر زاده ، شیدائی، شور دشت، ماه همیشه تابان(سال ۱۳۷۸)، ماه بانو (به مناسبت چهلمین سالگرد در گذشت قمرالملوک وزیری، سال ۱۳۷۸)، کردانه (اجرای گروه کامکارها در سال ۱۳۸۲)، ماه عروس (آهنگسازی حمید متبسم و اجرای گروه دستان، سال ۱۳۸۳) اشاره کرد.

او علاوه بر اجرای کنسرت و ارائه آلبوم های موسیقی، از سال ۱۳۶۴تا کنون به تعلیم وتدریس موسیقی و آواز ایرانی مشغول است. 

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:15 توسط عليرضا فرخ زادي |

زندگی نامه استاد فرامرز پایور

  فرامرز پایور سال ۱۳۱۱ در تهران متولد شد. او ظرائف نوازندگی ساز سنتور را نزد استاد ابوالحسن صبا آموخت و در راه اعتلای این ساز بسیار كوشید. پایور علاوه بر نگارش كتب دستور سنتور، قطعات آهنگین بسیاری نیز برای این ساز ساخت و تنظیم كرد.

پدرش استاد زبان فرانسه وعلاقه مند به نقاشی بود وتابلوهای زیادی از او به یادگار مانده است. پدر بزرگش مصور الدوله، نقاش مخصوص دربار قاجار بود و آثارش در کارخ های گلستان و صاحبقرانیه نگهداری می شود. پدر و جدش ویلون و سنتور را خوب می نواختند و با استادان زمان خود معاشرت داشتند.
تحصیلات ابتدایی و متوسطه او در دبستان عسجدی و دبیرستان دارالفنون تهران به پایان رسید و در سال ۱۳۳۱وارد خدمت نظام شد ویک سال بعد به استخدام وزارت دارایی درآمد. پایور در هفده سالگی آموختن موسیقی را در مکتب استاد صبا آغاز کرد و در مدت شش سال ردیف موسیقی را فراگرفت.

با همكاری اركستر وزارت فرهنگ و هنر سابق، همچنین خوانندگانی چون عبدالوهاب شهیدی، محمدرضا شجریان، نادر گلچین و سروش ایزدی اجرا كرده است. وی با وجود بروز عارضه سكته و زمین‌‏گیر شدن از چند سال گذشته تاكنون، هنوز از تربیت شاگردان و كوشش در راه اعتلای موسیقی ملی ایران غافل نمانده است.
پس از تأسیس تلویزیون، پایور به اجرای برنامه های زنده در این رسانه گروهی پرداخت که در زمان خود، گام مهمی برای جلب بیشتر توجه مردم به موسیقی سنتی ایران بود فعالیت اصلی او از سال ۱۳۳۴در اداره کل هنرهای زیبا آغاز شد. همزمان با تدریس در هنرستان موسیقی ملی در همین سال با تاسیس تالار رودکی برنامه هایی را نیز برای تک نوازی وهم نوازی ترتیب داد و بسیاری از آثار گذشتگان را به ذوق خود تنظیم کرد.
بعد از درگذشت صبا در سال ۱۳۳۶پایور به آموخته های خود قناعت نکرد و نزد استادانی چون عبداله دوامی، موسی معروفی و نورعلی خان برومند به فراگیری ردیف درویش خان، میرزا عبداله پرداخت.
سال 1342 پایور برای تحصیل زبان به انگلستان رفت و پس از گذراندن دوره ای سه ساله موفق به دریافت درجه تخصصی زبان انگلیسی از دانشگاه کمبریج شد. در اواخر همین دوره تحصیلی چند برنامه تکنوازی سنتور را همراه با سخنرانی هایی در معرفی موسیقی ایرانی در دانشگاه های لندن و کمبریج اجرا نمود و به قول خودش تحصیل زبان انگلیسی را به خدمت معرفی موسیقی ایرانی گرفت.

بازگشت پایور از انگلستان مصادف با آغاز برگزاری جشن های هنرشیراز بود. او همه ساله با گروه اساتید و گروه نوازندگان فرهنگ و هنر نمونه های ارزنده ای از آثار بزرگان موسیقی ملی ونیز آثار خود را در این جشن ها اجرا می نمود. پایور در سال ۱۳۴۷از وزارت دارایی به وزارت آموزش وپروش (سازمان مبارزه با بی سوادی) منتقل و در سال ۱۳۵۵ بازنشسته شد.

از آثار او می توان به مجموعه زیر اشاره کرد:
ردیف آوازی موسیقی ایرانی به روایت استاد عبداله دوامی، مجموعه تصنیف های قدیمی از ساخته های عارف، شیدا، سماع حضور و...، مجموعه آثار درویش خان ورکن الدین مختاری، پایور مدتی هم نزد حسین دهلوی و امانوئل ملیک اصلانیان آهنگسازی آموخت واز محضر این دو استاد بهره های فراوان گرفت.
تلاش بی دریغ این هنرمند برای حفظ و اشاعه آثار ارزشمند موسیقی ملی ایران در زمینه تألیف و تدوین نیز بسیار پر بار است. گرد آوری ردیف آوازی و مجموعه تصنیف های قدیمی به روایت استاد عبداله دوامی، اهتمام در چاپ و انتشار ردیف های استاد صبا و تألیف منابع مختلف برای نوازندگان سنتور از مبتدی تا عالی شامل پیش درآمد، چهار مضراب، رنگ وانوع ضربی ها و قطعه های مختلف در تمام دستگاه ها و آوازها بخشی از این تلاش است.
استاد پایور هم اکنون در بسر بیماری به سر می برد .از خداوند بزرگ سلامتی این بزرگوار را خواهانیم.

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:12 توسط عليرضا فرخ زادي |

زندگی نامه استاد حسین علیزاده

 

استاد حسین علیزاده در سال ۱۳۳۰ در منطقه سید نصرالدین بازار تهران به دنیا آمد. در هنرستان موسیقی ملی نزد هوشنگ ظریف، علی اکبر شهنازی و حبیب الله صالحی به فراگیری تار پرداخت . پس از دریافت دیپلم از هنرستان در سال ۱۳۴۹ به گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران راه یافت و نزد اساتیدی همچون اکبر شهنازى، نورعلى برومند، یوسف فروتن، عبدالله دوامى، هوشنگ ظریف و ... فراگیری موسیقی ایرانی را ادامه داد.

 در دوران تحصیل با ارکستر ایرانی تالار رودکی همکاری داشت. و از فصل هنری ۵۲-۱۳۵۱ با گروه های مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در جشن هنر شیراز به اجرای برنامه پرداخت. در سال ۱۳۵۵به اتفاق پرویز مشکاتیان گروه عارف را تشکیل داد و برنامه های متعددی را در داخل و خارج از کشور به اجرا درآورد.

 او خود نیز همیشه در جست و جوى راههاى دیگرى بوده که دیگران نرفته اند در این سالها علیزاده استعداد خود را محدود به تقلید و تکرار فرم هاى گذشتگان نکرده و در جست و جوى راههاى تازه تر بوده است استاد علیزاده بر خلاف بسیاری دیگر از هنرمندان که فقط به اجرای موسیقی به شکل کاملا" سنتی آن می پردازند، نوآوری هایی داشته است. مانند ابداع مقام داد وبیداد ( گوشه داد از ماهور و بیداد از همایون، آلبوم های راز نو با همکاری گروه هم آوایان و زمستان است با صدای استادشجریان) همچنین اجرای پلی فونیک آواز ایرانی ( رازنو، آوای مهر و ...)

استاد علیزاده در سال های اخیر در آلبوم های "زمستان است" ، " بی تو به سر نمی شود" و "فریاد" با استادشجریان ،کیهان کلهر و همایون شجریان به عنوان سرپرست گروه و آهنگساز همکاری داشته است.

فعالیت های هنری استاد:
سرپرستی گروه های همنوازی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ، سرپرستی گروه شیدا، گروه عارف و گروه سازهای ملی، شرکت در چهار دوره هنر شیراز، شرکت در اجرای باله گلستان اثر موریس بژار کنسرت ها: کنسرت نوا ( جشن هنر شیراز)، شورانگیز ( تالار وحدت)، کنسرت به نفع زلزله زدگان گیلان( تالار وحدت)، کنسرت به نفع شورای کتاب کودک ( تالار وحدت، فرهنگسرای بهمن)
خارج از کشور:
فستیوال لوس آنجلس، فستیوال هنرهای شرق بولونیا ( ایتالیا)، کنسرت در مراسم افتتاح شهر موسیقی ( پاریس)، کنسرت در موزه واشنگتن، کنسرت به دعوت موسسه جهانی موسیقی( نیویورک) کنسرت های گوناگون در رادیو فرانسه، بلژیک، سوئد، کنسرت در دانشگاه سیاتل (آمریکا) ، دانشگاه ییل (آمریکا)، آلبرت هال لندن، کنسرت با هنرمندان هندی در لوس آنجلس و سانفرانسیسکو.

فعالیتهای آمورشی :
تدریس در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، کانون فرهنگی- هنری چاووش، هنرستان موسیقی، و کلاسهای خصوصی، عضویت در هیات علمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، ریاست هنرستان موسیقی(پسران)
خارج از کشور:
تجزیه و تحلیل موسیقی ایران در مراکز آموزشی و هنری آلمان و فرانسه، شرکت در سمینار شرق شناسی دانشگاه یو. سی. ال. ای. (آمریکا)، دانشگاه سیاتل (آمریکا).

آثار آموزشی:
ده قطعه برای تار( کتاب، چهار جلد)، ردیف میرزا عبدالله ( اجرا با تار و سه تار)، دستور سه تار( کتاب)، آموزش سه تار ( اجرای کتاب اول و دوم هنرستان)، ردیف مقدماتی ( کتاب سوم هنرستان).
هم نوایی برای سازهای ایرانی:
نوا، سواران دشت امید، حصار، سرودهای آذربایجان، شورانگیز، راز و نیاز. صبحگاهی، نوبانگ کهن و آوای مهر.
تکنوازی(شیوه سنتی):
ماهور(تار) و سه گاه ( هجرانی) ‌‌‌‌"تار"
تکنوازی ( شیوه ابداعی):
ترکمن ( سه تار)، پایکوبی (سه تار)، هم نوایی ( تار)، نوا (تار)، همایون( سه تار)، راست پنجگاه(تار) و چهارگاه و بیات ترک.
ارکسترال:
نی نوا، عصیان، واریاسیون های کردی.
موسیقی فیلم:
چوپانان کویر ( حسین مجوب)، دلشدگان ( علی حاتمی)، گبه ( محسن مخملباف)، زمانی برای مستی اسب ها و لاک پشت ها هم پرواز می کنند ( بهمن قبادی)، میراث کهن، زشت و زیبا( احمد رضا معتمدی)،زیر تیغ و آواز گنجشکها (مجید مجیدی)

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:2 توسط عليرضا فرخ زادي |

نور علی خان برومند

نورعلی برومند در سال ۱۲۸۵ در تهران متولد شد . وی از ۷سالگی استعداد خویش را در موسیقی با گرفتن ضرب بدون اینکه از استادی تعلیم گرفته باشد نشان داد. پدرش(میرزا عبدالوهاب خان برومند جواهری) از جواهرشناسان معروف بود و به موسیقی عشق می ورزید. خانه ی او همیشه محفل هنرمندانی چون درویش خان ، سماع حضور ، حسین اسماعیل زاده و سید حسن طاهرزاده بود .

نورعلی در سن ۱۳ سالگی نزد درویش خان رفت و به فراگیری تار پرداخت. وی ردیف مقدماتی درویش را در 3 سال آموخت . عشق به موسیقی چنان نورعلی جوان را فراگرفته بود که تمام اوقات خود را با سازش طی میکرد. وی با (ابوالحسن صبا ) دوست بود.این دوستی زمانی پا گرفته بود که هر دو نزد درویش خان تار و سه تار را فرا می گرفتند و جالب اینجاست که درویش خان آن دو را (دو تا کوچولو) نامیده بوده است. نورعلی در ۱۸ سالگی برای تحصیل به اروپا رفت . در این سفر سه تاری که روشنک نامیده بودش را همراه خود برد تا هر زمان که فرصت کرد به تمرین های خو ادامه دهد. او به برلین رفت و نزد خانواده ی پزشکی پانسیون شد و ضمن تحصیل در دوره ی متوسطه به کنسرت ها هم می رفت وکمکم به موسیقی غربی علاقه مند شد و دو سال به تمرین پیانو پداخت. در آن زمان نورعلی علاقه زیادی به موتزارت پیدا کرده بود. این هنرمند پس از اتمام دوره ی متوسطه در سن ۲۲ سالگی به ایران بازگشت ولی استادش درویش خان دار فانی راوداع گفته بود . وی نزد موسی معروفی نت نویسی و ردیف آموزی را ادامه داد. در عین حال معتقد بود نت و کتاب و قلم نمی توانند حالات موسیقی ایرانی را بیان کنند ، زیرا موسیقی ایرانی دارای ظرایف و لطایف بسیار دقیقی است و فرا گرفتن آن فقط و فقط از راه شنیدن و تمرین زیاد نزد استاد امکان پذیر است.

برومند پسا از یک سال دوباره به آلمان بازگشت و به تحصیل در رشته ی پزشکی پرداخت. وی پس از ۶سال به ناراحتی چشم مبتلا شد و به توصیه ی پزشکان به سوئیس رفت ولی پس از ۲ سال که معالجات موثر واقع نشد به ایران بازگشت و دیگر ز ایران خارج نشد به جز زمانی که از سوی دانشگاه ایلونیا در شامپانی آمریکا برای کنفرانس درباره ی موسیقی اصیل ایرانی دعوت شد.

در تاریخ مئسیقی اصیل ایران کمتر کسی چون برومند بود که به همه ی آلات موسیقی آشنا بوده باشد و آنها را در عالی ترین درجه بنوازد.

                             

 

از بومند نوارهای خصوصی اندکی باقی مانده است . متن کامل ردیف ۷ دستگاهی ایران نیز به روایت و ا اجرای او توسط موسسه فرهنگی هنری ماهور منتشر گشته است.

نورعلی برومند در ۳۰ دی ماه سال ۱۳۵۵ بر اثر سکته درگذشت و در قبرستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

روز چهلم این بزرگمرد و استاد ارزنده ، گروه شیدا به سرپرستی استاد محمدرضا لطفی به همراه محمدرضا شجریان و تکنواز مهمان مهندس حسین عمومی برنامه ای را که قبلا زیر نظر استاد برومند طراحی شده بود به اجرا در آوردند.

                                                                                                   روحش شاد

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 0:43 توسط عليرضا فرخ زادي |

زندگی نامه استاد محمدرضا شجریان

 

 

محمدرضا شجریان اول مهر ماه ۱۳۱۹ در مشهد متولد شد

چنانکه خود در خاطراتش از ایام کودکی بیان کرده، ۵ ساله بودکه در خلوت کودکانه‌اش آواز می‌خواند

۱۵ بهمن ۱۳۲۶ به کلاس اول می‌رود و یک سال بعد به آموزش تلاوت قرآن‌کریم نزد پدر می‌پردازد. در ۹ سالگی تلاوت قرآن را آغاز می‌کند و یک سال بعد این کار را  در میتینگ‌ها و اجتماعات سیاسی آن سال‌ها ادامه می‌دهد.

در سال ۱۳۳۱ برای نخستین بار صدایش از رادیو خراسان پخش می‌شود. سال ۱۳۳۲ وی عنوان شاگرد ممتاز را در بین دانش آموزان مشهدی از آن خود می‌کند و سپس در دبیرستان شاهرضا تحصیلات خود را پی می‌گیرد. همزمان در مسابقات فوتبال دبیرستان‌های مشهد هم حضور می‌یابد و در سال ۱۳۳۴ موفق می‌شود به تیم دانش آموزی استان راه یابد.

شجریان در سال ۱۳۳۶ به دانش سرای مقدماتی در مشهد می‌رود و از همین سال است که برای نخستین بار با یک معلم موسیقی به نام جوان ‌آشنا می شود.

پی گیری جدی کار آواز سبب می شود تا در سال ۱۳۳۸ وی به اجرای آوازهایی بدون ساز  و نیز قرائت قرآن برای رادیو خراسان بپردازد.

یک سال بعد شجریان دیپلم دانشسرای عالی را می‌گیرد و به استخدام آموزش و پرورش در می‌آید و همزمان به تدریس در دبستان خواجه نظام‌الملک بخش رادکان می پردازد و نیز با سنتور آشنا می‌شود.

آشنایی با سنتور این اشتیاق را در وی شدت می‌بخشد که  با نت و فراگیری سنتور نزد آقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور تجربه‌های خود درموسیقی را گسترش دهد.

شجریان در همین سال ۱۳۴۰با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان ازدواج می‌کند و مرداد ماه جشن عروسی می‌گیرند که حاصل این ازدواج آغاز یک زندگی سی ساله و سه دختر و یک پسر( همایون) است.

در سال ۱۳۴۲ وی  از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان منتقل می‌شود و در همین سال فرزند اول وی (راحله) متولد و نیز وی موفق می‌شود که اولین سنتور خود را با چوب توت بسازد.

در سال ۱۳۴۴دختر دوم (افسانه)در مشهد به دنیا می‌آید  که بعدها به همسری پرویز مشکاتیان در می‌آید.

بعد از چند سال تدریس و مدیری دبستان‌های مشهد آذر ماه ۱۳۴۶ شجریان به تهران منتقل می‌شود و از همان بدو ورود با استاد احمد عبادی (نوازنده و نواساز نامی سه‌تار) آشنا می‌شود وهمزمان به همکاری با رادیو ایران می‌پردازد و در کنار آن به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری می‌رود. اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه در رادیو ایران که با عنوان "برگ سبز شماره ی ۲۱۶" در شب جمعه 15 آذر ماه پخش شد از دیگر فعالیت‌های شجریان در این سال بود.

کار در رادیو با نام مستعار "سیاوش بیدکانی" تا سال ۱۳۵۰ خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش از جمله تلاش‌های شجریان در مسیر زندگی هنری‌اش به شمار می‌رفت.

 

در سال ۱۳۴۷ از آموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی انتقال می یابد و همزمان به کلاس  خوشنویسی استاد حسن میرخانی می‌رود.

دختر سوم  وی مژگان در ۲۷ اردیبهشت درتهران متولد می‌شود و در همین سالهاست که وی برنامه‌هایی  با استاد احمد عبادی، لطف الله مجد، اجرا می‌کند.

در سال ۱۳۴۹  همکاری خود با  با برنامه‌های تلویزیون ملی ایران را آغاز می‌کند و همزمان به دریافت خوشنویس ممتاز نایل می‌شود.

در سال ۱۳۵۰ با استاد فرامرز پایور آشنا می‌شود. به مشق سنتور و آموزش ردیف آوازی صبا نزد ایشان می‌پردازد . در همین سال است که وی  افتخار آشنایی با شاعر گرانمایه هوشنگ ابتهاج (سایه )را پیدا می‌کند و به همکاری با برنامه گلهای تازه رادیو می‌پردازد.

در سال ۱۳۵۱ شجریان ضمن همکاری در برنامه گلها با استاد نور علی خان برومند آشنا می‌شود و به آموزش سبک وشیوه آوازی طاهر زاده نزد وی مشغول می‌شود. آشنایی با استاد دوامی و نیز آموختن ردیف‌های آوازی از دیگر توفیقات شجریان دراین سال بود.

در سال ۱۳۵۲ وی به اتفاق گروهی از هنر مندان چون  محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگفر، حسین علیزاده، جلال ذوالفنون، داود گنجه‌ای و  مقدسی و حدادی و دیگران هنرمندان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را به سرپرستی استاد داریوش صفوت بنا می‌گذارند.

در سال ۱۳۵۴ همایون متولد می‌شود و از همان سال اجرای وی برای کشور های خارجی هم آغاز می‌شود.

۱۳۵۵: شرکت در جشنواره توس (نیشابور)با فرامرز پایور، سایه، حسن ناهید، رحمت الله بدیعی، محمد اسماعیلی، عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف. حضور در برنامه جشن هنر حافظیه شیراز با محمدرضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه راست پنجگاه.  در همین سال وی به همراه ابتهاج (سایه) و برخی دیگر از هنرمندان از رادیو کناره گیری می‌کنند.

 

در سال ۱۳۵۶شرکت دل آواز را تاسیس و نیز در سال ۱۳۵۷ در مسابقات تلاوت قرآن سراسر کشور به مقام نخست می‌رسد.

در سال ۱۳۵۸با غلامرضا دادبه آشنا می‌شود و سپس آلبوم‌های مختلفی را با گروه پایور و نیز آلبوم‌های دیگری را با گروه شیدا و عارف کار می‌کند.

در فاصله سال‌های دهه شصت شجریان همکاری گسترده‌ای را با پرویز مشکاتیان آغاز می‌کند که حاصل ‌آن آلبوم‌های ماهور، بیداد، نوا، دستان و .. است. در همین سال‌ها وی به اتفاق گروه عارف کنسرت‌هایی را در خارج از ایران اجرا می‌کند.

از سال ۶۸ وی با گروه پیرنیاکان و عندلیبی به اجرا کنسرت در آمریکا و اروپا می‌پردازند. این گروه در سال بعد و به دلیل زلزله رودبار کنسرت‌هایی را در جمع آوری کمک مردم دنیا دراروپا و آمریکا اجرا می‌کنند.

در سال ۷۱  پس از  ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری به اجرای کنسرت‌های مرحله دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان، جمشید عندلیبی و همایون شجریان (اگوست تا نوامبر) می ‌پردازد. انتشار آلبوم یاد ایام، آسمان عشق و نیز دلشدگان حاصل این سال‌ها است.

در سال ۱۳۷۴ وی کنسرت‌هایی در شهرهای  اصفهانف شیراز، ساری، کرمان و سنندج را برگزار می‌کند و در همین سال آلبوم چشمه نوش (‌با محمد رضا لطفی) گنبد مینا، جان عشاق، مدتی بعد در خیال را با همکاری مجید درخشانی منتشر می‌کند.

در سال۷۶ فرزند دیگر شجریان به نام رایان از همسر دوم متولد می شود و یک سال بعد  وی آلبوم شب؛ سکوت، کویر را با آهنگسازی کیهان کلهر منتشر می‌کند.

شجریان در سال ۷۸ جایزه افتخاری یونسکو را دریافت می کند (‌جایزه پیکاسو) و کتاب راز مانا نیز از وی درسال ۷۹ منتشر می‌شود.

از یکی دو سال بعد وی به اتقاق کیهان کلهر و حسین علیزاده و همایون شجریان کنسرت‌هایی را در اروپا و آمریکا اجرا می‌کنند که حاصل ان آلبوم‌های نوا، داد، بیداد و زمستان است.

شجریان به اتقاق علیزاده و کلهر و فرزندش در زمستان سال ۱۳۸۳ به مناسبت زلزله بم کنسرتی را درتهران برپا می‌کنند و همزمان اعلام می‌کنند که قصد دارند مجتمعی را به نام باغ هنر بم بسازند که دی وی دی همنوا بابم حاصل چنین اندیشه‌ای است.

شجریان پس از آن در سال ۸۴ نیز کنسرتی دیگر با علیزاده و کلهر و همایون درتالار کشور برگزار می‌کند .

آخرین کنسرت و آلبوم شجریان که با همنوازی و آهنگ سازی مجید درخشانی برگزار شد و سپس منتشر گردید غوغای عشق بازان است.

وی هم اینک با گروه آوا کنسرت‌هایی را در داخل و خارج از ایران اجرا می‌کند.

+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 3:16 توسط عليرضا فرخ زادي |

جلال ذوالفنون

     

جلال ذوالفنون

 

جلال ذوالفنون در سال ۱۳۱۶ در آباده فارس به دنیا آمد و در کودکی به همراه خانواده اش به تهران آمد. در سن ۱۰ سالگی فراگیری موسیقی را در خانواده اش که از اهالی موسیقی بودند آغاز کرد و سپس به هنرستان موسیقی رفت .  تــا ر را در هـــنرستان خدمت موسی خان معروفی آموخت و در کنار تارsazesetar به فراگیزی سه تار و ویولن نیز پرداخت .                                                

در سال ۱۳۳۸ به استـخدام اداره هنرهای زیبا درامد و در آنجا به تدریس موسیقی مشغـول شد. پس از آن در دانشگاه  تـــهــران رشته  موسـیقی را دنبال کرد .  برذاشـت  تازه ای  که در این ایام از موسیقی ایرانی در او  شکل گرفت  نقطه عطفی بود که به کمک اساتیدی از جمله نورعلی خان برومند و دکتر داریوش صفوت  عملی گردید.

 از سال۱۳۴۶ فعالیت خود را روی سه تار متمرکز کرد . پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی جهت کامل نمودن  آن  به مرکز حفظ  اشاعه ی موسیقی ایرانی رفت ودر آن مرکز به کارتحقیق و همچنین تدریس موسیقی ایرانی پرداخت.

در این سالها از راهنماییهای استادان یوسف فروتن و سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی و چیره دست سه تار بودند برخوردار گردید .

 

اسا سا تایفات استاد جلال ذوالفـنـــون در زمینه تدریس و نقد و بررسی است .

 

از تالیفات ایشان میتوان از ۴ کتاب آموزش سه تار، تئوری موسیقی ایرانی و... نام برد و همچنین آثاری از جمله آتش در نیستان ، گل صد برگ ، پرند، رقص مضراب، ناز و نوازش، دانه های مروارید و...اشاره کرد.

 

به نظر اینجانب که سالهاست در مکتب ایشان ساز میزنم میتوان بدون  تعارف و بزرگ نمایی گفت که ایشان بزرگترین تلاش را در جهت حفظ و احیای ساز سه تار کردند و در این راستا شاگردان بسیار خوبی را تحویل جامعه موسیقی ایران داده اند. روح انسان با شنیدن نوای ملکوتی ساز استاد آرامشی الهی میگیرد.

 

شایسته است که ایشان را پدر ساز سه تار در عصر حاضر بدانیم و برای ایشان آرزوی سلامتی و پایداری کنیم.    

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 21:56 توسط عليرضا فرخ زادي |

احمد عبادی

                                         شادروان استاد عبادی در سال 1285 شمسی در تهران بهView Full Size Image دنیا آمد.او کوچکترین فرزند میرزا عبدالله بود و هنگام مرگ پدر حدود 7 سال داشت.دو خواهرش،مولود و ملوک و برادرش،جواد محضر پدر را درک کرده بودند و تار و سه تار را نزد او آموخته بودند.جواد در جوانی دار فانی را وداع گفت.احمد از کودکی نزد خواهرانش،مولود و ملوک که از آموزش های پدر بهره برده بودند،به فراگیری سه تار پرداخت ودر هجده سالگی نوازنده ای قابل شد.

  شیوه ی نوازندگی استاد عبادی در سه تار،منحصر به فرد بود.تک نوازی ها و همنوازی های او در برنامه های رادیو،به ویژه در برنامه های گلها،از آثار ماندگار اوست و همچنان در یاد و خاطره ی دوستداران موسیقی ایرانی خواهد ماند.کتاب شهنواز (بداهه نوازی ها،گردآورده ی حسین مهرانی،ماهور،تهران1379) از آخرین آثار استاد عبادی است.شادروان عبادی در سال 1371 در تهران چشم از جهان فرو بست و با مرگ وی،آخرین بازمانده ی خاندان هنر (خاندان آقا علی اکبر) نیز از میان ما رخت بربست.

  زنده یاد روح الله خالقی در کتاب سر گذشت موسیقی ایران درباره ی این استاد نوشته است:

احمد عبادی نه تنها از لحاظ موسیقی و ذوق و قریحه ی نوازندگی جانشین پدر می باشد،بلکه از جهت حُسن خلق و ادب و مهربانی بهترین یادگار میرزا عبدالله است.خانه ی دل یاران از مهر و محبت وی آکنده است.هنگامی که انگشتانش روی پرده های سه تار به گردش در می آید و ناخن پر قوتش آهنگِ ساز را به گوش می رساند،قلب آدمی در سینه می تپد و نغمه های دلپذیرش هزاران خاطرات شیرین را از جلوی دیدگان شنونده می گذراند که هیچ هنری را این همه تأثیر شگفت انگیز نمی باشد.                                                          

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:46 توسط عليرضا فرخ زادي |