جدال لفظي شجريان و ذوالفنون
در حاشيه برگزاري نمايشگاه سازهاي ابداعي، نشستي با حضور هنرمندان و سازسازاني از جمله محمدرضا شجريان در تالار بتهون خانه هنرمندان برگزار شد، كه با حاشيههايي همراه بود.
صدها نفري كه براي بازديد از نمايشگاه سازهاي ابداعي و شركت در دومين نشست مرتبط با آن به تالار بتهون خانه هنرمندان ايران آمده بودند، شايد به شيوه هميشه، منتظر سخنراني چند استاد موسيقي بودند اما همه چيز به روال دو ساعت آغاز برنامه پيش نرفت.پس از سخنراني كوتاه داريوش طلايي و صحبتهاي طولاني جمال سماواتي، تنها چنين بحث پويايي ميان چهار استاد موسيقي ايراني ميتوانست دستهاي جمعيت خوابآلوده را هر چند دقيقه يكبار به هم بكوبد و صدها تماشاگر ايستاده را وادار به ماندن كند.
سماواتي:اين نهضت نقصيابي را درك نميكنم
گرچه سماواتي در صحبتهايش مخالفت صريحي با مسئله ابداع ساز نكردهبود اما با نقدها و طرح سوالهاي بسيار صحبتهايش را اينگونه آغاز كرد:«ما شيفته مفاهيمي هستيم، آنها را از فرهنگي قيچي مي كنيم، وارد فرهنگمان ميكنيم و طبيعتا به بنبست مي خوريم. وقتي مفهومي را مثل نوآوري در ساز وارد فرهنگمان ميكنيم، بايد تاكيد كرد كه اين بخش قضيه مصنوعي است.بعضيها بعضي سازها را از دل تاريخشان "سزارين!" ميكنند و بعضيها اين فرصت را ميدهند كه سازها در روند تكاملي خودشان تكميل شوند.»
سماواتي با تعجيل در اين روند مخالف بود اما ضرورت ابداع سازهاي تازه را انكار نكرد:«بايد اين ضرورت از جانب سه گروه احساس شود. نوازنده،آهنگساز و يا هنرمند و خوانندهاي كه احساس ميكند صدايي كه در اركستر همراهي مي كند، اين صدايي نيست كه خودش ميخواند و ميبيند كه كسي كاري نمي كند، پس خودش آستينها را بالا ميزند و ساز را مي سازد.»
او ادامه داد:«ضرورت خودش را به طور تدريجي نشان ميدهد، اما مشكل اينجاست كه ما چند دهه است كه اين وضعيت را تحمل مي كنيم، اما هيچ صحبتي نميكنيم و به ناگهان آتشفشاني در اين زمينه فوران ميكند.كشف نقص،حرفي است كه در طول زمان ايجاد ميشود اما اين نكته كه يك نهضت بزرگ نقصيابي راه افتاده و لشگري به دنبال آن هستند را درك نمي كنم.»
سماواتي اعتقاد دارد كه يك ساز كه در دست نوازندهاي نافرماني ميكند، اما همين ساز در دست نوازندهاي ديگر 45 دقيقه كوك در نميكند. يعني اگر هنوز استاد زندهاي وجود داشته باشد كه در اجراي زندهاي برنامه تكنوازي كامل تار را با سازي كه گوشياش دست زده نشده، تا انتها و بدون كوك دركردن اجرا كند، صدور اجازه اينكه بگوييم اين ساز ناقص است و نقص ساختماني دارد، مشكل است.
جمال سماواتي در پايان، مخالف تلويحياش را با اين ايده تازه عنوان كرد:«اين سازهاي جديد تاثير مستقيم روي كار ما خواهند گذاشت و ديگر اين صداها، اين نازها و اين چيزي كه ما را به زنجيره ژنتيكي كشور وصل مي كند، وجود نخواهد داشت.»
شجريان دربرابر سماواتي
پس از گفتار طولاني جمال سماواتي، محمدرضا شجريان صحبتهايش را آغاز كرد:«نميدانم آقاي سماواتي ميدانستند كه اين عده براي چه اينجا جمع شدهاند يا نمي دانستند؟»
وي ادامه داد:« اين گروه براي رونمايي از سازهاي ابداعي در اينجا جمع شدهاند نه سازهاي گذشته.آن سازها سرجايشان هستند و اگر امثال آقاي سماواتي فكر ميكنند كه بايد به صداي ساز تكنوازها گوش كنيم، اين طور نيست؛ جوانها راه خودشان را مي روند. ما بايد كمكشان كنيم و بگذاريم نيرويشان در جهت انگيزهاي كه ميخواهند درست به كار برود.اگر بخواهيم حكم يك ژاندارم را داشته باشيم كه منتظريم هركسي ميخواهد كاري كند بايد به ما توضيح بدهد، سخت در اشتباهيم.»
شجريان در ادامه گفت:«من 45 سال در صحنه و استوديو بودهام و فكر نميكنم هيچ كدام شما اين كار را كرده باشيد.نيازي را كه من احساس كردهام فكر نميكنم هيچ كدام شما احساس كرده باشيد.پس بگذاريد اين جوان كارش را بكند.خوب اگر كارش بد است گوش نمي دهيم.ولي اينكه اينهمه فكر شده و جوانان اينجا جمع شده اند و كار ابداعي دارند بهتر است توي ذوقشان نزنيم و راهنمايي شان كنيم.در طول اينسالها اين همه احساس نياز كردهايم اما كسي نساخته است.بمترين صداي ما عود است در حالي كه به بمتر از آن هم احتياج داريم.»
فرهمند:بهتر است واقعيت را ببينيم
محمود فرهمند، موسيقيدان و سازنده ساز مشكل موسيقي و سازسازي را در جاي ديگر جستجو كرد:«موسيقي و ساز دو خط موازي هستند؛ وقتي موسيقي حركت مي كند، سازنده هم همراه با او به جلو مي آيد.من مخالفتي با نوآوري ندارم.سازي را مي بينم كه دوستان بسيار زحمت كشيده اند، اما آيا زماني شده كه دوستان نوازنده پيشنهاد بدهند اين سازها را جمع كنيم و از آنها اركستري بسازيم و نتيجه كار را ببينيم، نه اينكه همينطور بگوييم دست شما درد نكنه آقاي ژاله و بعد دكور خانهاش شود.»
او ادامه داد:«در دوره حاضر ارتباطي بين نوازندهها و ساز سازهاي ما وجود ندارد.يك سري از نوازنده ها هستند كه ساز سازها را گمراه مي كنند.بايد واقعيت ها در جامعه گفته شود. گاه سازندهاي كه احتياج مالي دارد و با هزار بدبختي ساز را درست ميكند و به كلاسي مي برد، اما مربي به جاي اينكه پول واقعي او را بدهد، درصد بيشترش را در جيب خودش مي سازد.»
اين نوازنده افزود:«بزرگترين مسئله سازسازي اين نيست كه ما بنشينيم اينجا و به شما بگوييم كه ساز بسازيد و ما از شما حمايت مي كنيم. شعار دادن يكي از خصلتهاي ايراني هاست؛ اما وقتي به عمل ميرسيم ميبنيم خيلي عقبيم. ما درجا مي زنيم براي اينكه موسيقي ما در جا ميزند.»
ذوالفنون: توانمندي هنرمند فراتر از ابزار است
جلال ذوالفنون نوازنده سه تار صحبت هايش را به پاسخ گفتن به شجريان و در دفاع از سماواتي شروع كرد:«آقاي شجريان فرمودند كه بايد جوانها را به نوآوري تشويق كنيم، اين كار بزرگي است وگفتند همواره با نوآوري مخالفت ميشود.من ميخواهم عرض كنم كه اگر مخالفتي از نوع مخالفت آقاي سماواتي وجود دارد، ايشان بايد در فكرشان تجديد نظر كنند، چون به عقيده من حرفهاي سماواتي در واقع مخالفتي نبود.»
او ادامه داد:«اگر ميخواهيم ساز جديد داشته باشيم، بايد به دنبال انديشههاي جديد باشيم.پس هرچه ذهن ما به سمت تعالي حركت كند، دنياي بيرون ما هم متعالي مي شود.يكي از چيزهايي كه بايد به آن بپردازيم،آن است كه آقاي سماواتي اشاره كردند.ابزار براي انجام كار است.كاري بايد انجام شود و ما بايد بگوييم اين ابزار توانمندي اش را دارد يا نه.»
او گفت:«اما جاي سوال آنجاست كه از سازهاي هزار ساله و دو هزار ساله ما درست استفاده شده يا نه. به گمان من كساني كه فكر مي كنند موسيقي هنر است، در اشتباهند.»
ذوالفنون سپس به تعريف موسيقي پرداخت و با بيان اينكه "موسيقي تركيبي از اصوات و نظم زماني كه ريتم است."، گفت«موسيقي زماني ميتواند بدل به هنر شود كه پيامي روي آن بيايد.»
اين نوازنده ادامه داد:«حالا مي رسيم به اينكه موسيقي ما چي هست كه بگوييم چي لازم دارد. در اين زمينه من فكر مي كنم اصلا انديشه لازم را نداشتهايم. دو عامل در تاثيرگذار ي موسيقي نقش دارند؛ يكي اينكه پليفوني است و يا اينكه از بداهه پردازي بهره ميبرد و از آنجا كه ما پليفوني نداريم، پس بايد سراغ بداهه پردازي برويم.»
ذوالفنون افزود:«آقاي شجريان اشارهاي كردند كه چرا ما سراغ تك نوازي ميرويم. جواب اين است كه در تكنوازي بهتر ميشود بداههپردازي كرد. اين بداهه نوازي در گفتار، شعر ، ادبيات، روابط ذهني و داد و ستدهاي روحي ما وجوددارد. مثلا:" ميگه آقا داشتم مي رفتم خونه خاله ام گفتم سري هم به تو بزنم." بداهه. به نظر من موسيقي تكنوازيما موفقتر است چرا كه فضاي بداهه در آن بيشتر است.»
ذوالفنون كه سعي ميتوان شوخطبع باشد، گفت:«آقاي شجريان اگر كمبودي در موسيقي گروهي حس ميكنيم به همين دليل علاقه ما به تكنوازي است.»
وي در پايان گفت:« ما كمبود هنرمند داريم.تمام موسيقي كه من در اين مملكت ميشنوم الگوي زميني دارد.به ندرت چيزي مي شنوم كه الهامات آسماني داشته باشد. همه اش چيزهاي سطح پايين زميني است. موسيقي ايراني اينقدر درونش عظمت دارد كه انساني بايد خيلي والا باشد كه به آن برسد.»
سرير:بداهه نوازي مانند صحبت خانه خاله نيست
محمد سرير، مديرعامل خانه موسيقي كه هدايت نشست را به دست داشت،در پاسخ به صحبتهاي بيان شده گفت:«در بحث همنوازي من فكر مي كنم نظر آقاي شجريان مبتني به پليفوني در موسيقي ايراني است.موسيقي ايراني و بداهه نوازي مانند صحبتي كه آدم ميرود خانه خالهاش نيست.يك سري چارچوب هايي دارد.»
وي ادامه داد:«بداهه نوع آزاد و خالي از نرم نيست.در آن هم خلاقيت هست و هم ملاحظاتي.خيلي توجه، تمركز و خلاقيت ميخواهد.طرف بايد هم آهنگساز باشد و هم نوازنده. كار همنوازي در موسيقي ايراني بسيار بسيار سهل و ممتنع است.»
شجريان:حرف من كميت نبود
گرچه قرار بود در ساعت آخر نشست به پرسش هاي حاضران پرداخته شود اما بحث ميان اساتيد همچنان ادامه داشت.شجريان در پاسخ به صحبتهاي ذوالفنون گفت:«من با تك نوازها زندگي كردهام و آوازهاي من كنار نوازنده هايي قدر بوده است.ما با اركستر تصنيف ميخوانيم كه شنوندههاي بسيار دارد. ما نميخواهيم بخش تك نوازي را كمرنگ كنيم وحتي در كارهايي كه براي خارج از ايران اجرا ميكنيم روي تك نوازي تكيه بيشتري داريم.»
وي افزود:«اما آهنگسازها و مردم ما اين احساس كمبود را كردهاند.ما اركستر را از نظر كميت در نظر نمي گيريم.در در تشكيل گروه شهناز كارهايي ابتدايي كردهايم و سازهايي هم كه ساخته ايم سازهاي ابتدايي است.اما مهم اين است كه نوازنده قبول كند و شنونده بپذيرد.»
منبع :
میراث فرهنگي


